پنجشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۸۴

تا از بهمن (با ایهام بخوانید!) خبری نشده یک کم درباره‌ی فیدل صحبت کنم! من تا حالا کوبا نرفته‌ام. مقاله یا کتاب خاصی هم در این‌باره نخوانده‌ام. ولی خب با خیلی از دوست‌هایم که به کوبا رفته‌اند در این باره صحبت کرده‌ام. سعی می‌کنم تصویری که از کوبا بعد از این صحبت‌ها برایم درست شده را برایتان شرح دهم. این را گفتم که خیلی جدی نگیرید. مثل داستان‌های یاسر و کوبا بخوانید. کسی کوبا رفته خوشحال می‌شوم نظرش را دراین‌ باره بنویسد.

این را فکر کنم قبلا در وبلاگم نوشته‌ام. اولین بار دایی‌ام حدود ۱۰ سال پیش کوبا رفت. وقتی برگشت بهم گفت که کاسترو مردمش را بدبخت کرده. زن‌های کوبایی از تن‌فروشی، مردهایش هم از دزدی خرج زندگی را در‌می‌آورند. این حرف دایی‌ام در ذهنم مانده بود تا چند سال پیش یکی از دوستانم داشت کوبا می‌رفت. با این دوستم اتفاقا سر این جور مسایل خیلی بحث می‌کردم. او همیشه چپ می‌زد و من هم خب راست! تا این که رفت کوبا. وقتی از کوبا برگشت و من را دید اولین جمله‌ای که به من گفت این بود که دایی‌ات راست می‌گفت!

کوبا تا قبل ۱۹۹۰ به کمک شوروی سرپا بود. با فروپاشی شوروی کاسترو که دید دیگر از پول مفت خبری نیست رفت سراغ توریسم. بنابراین هر کاری (که شاید بعضی از این کارها خیلی خوب هم باشد) کرد که بتواند درآمدش را از این راه زیاد کند. مثلا جالب است بدانید که کوبایی‌ها پاسپورت آمریکایی‌ها را مهر نمی‌زنند تا موقع برگشتن آمریکا اذیتشان نکند. چون آمریکا سفر به کوبا را برای شهروندانش ممنوع کرده است.

دوستم می‌گفت هم از هواپیما که پیاده می‌شوی می‌بینی که دخترهای جوان کوبایی می‌آیند سراغ‌ توریست‌های پولدار. تن‌‌فروشی همه جا هست ولی این که یک کشوری کلی از درآمدش از این راه باشد خیلی فرق می‌کند. در کوبا یک مساله‌ی وحشتناکی که وجود دارد جدایی بین مردم کوبا و توریست‌هاست. برای همین ممکن است که یک نفری به کوبا رفته باشد و ذره‌ای در مورد مردم کوبا و زندگی در آن جا چیزی نداند. توریست‌ها با تور می‌روند در استراحتگاه‌های مخصوص خودشان و لب ساحل می‌نشینند لذت بردن. اگر در ایران قیمت هتل برای خارجی‌ها گران‌تر است در کوبا قیمت همه چیز این طوری است. از تاکسی، غذا و هر چیز که فکرش را بکنید. قسمت تاسف‌بار ماجرا هم این جاست که کوبایی حق استفاده از این سرویس‌ها را ندارند. یعنی شما نمی‌توانید با دوست کوبایی‌تان در یک رستوران غذا بخورید یا با یک تاکسی به یک جا بروید. انگاری یک جزیره‌ای در کوبا درست کرده‌اند برای توریست‌ها و پولشان.

در کوبا اصلا آزادی مطبوعات و احزاب و این چیزها که اصلا جوک است. یعنی اگر در ایران آزادی سرکوب می‌شود اصلا در کوبا هم چنین چیزی نیست که بخواهد سرکوب شود. مردم کوبا از همه عالم و آدم به خاطر خفقانی که وجود دارد بی‌خبرند. یعنی کاسترو دو تا جزیره درست کرده که هیچ ارتباطی با دنیای خارج ندارد. جزیره‌ی توریست‌ها و جزیره‌ی مردم. برای ما هم که ایرانی هستیم می‌فهمیم که چه حرف مفتی است اگر یک نفر بگوید فضای بسته‌ی کوبا به خاطر سیاست‌های آمریکاست.

یک مقدار بحث درباره‌ی کوبا شاید به تفاوت دید آدم‌ها نسبت به زندگی و عدالت و این چیزها برگردد. من ترجیح می‌دهم اگر ۱۰۰ نفر آدم باشند، ۷۰ نفر چلوکباب بخورند، ۲۰ نفر نان پنیر، ۵ نفر نان خشک و ۵ نفر هم گرسنگی بکشند تا این که هر ۱۰۰ نفر نان خشک بخورند. در کوبا همه فقیرند. کسی از گرسنگی نمی‌میرد، قبول، ولی این که زندگی نشد. ضمن احترام به همه‌ی کوبایی‌های عزیز به نظر من کاسترو کوبا را یک باغ‌وحش کرده. در هم چنین جایی حیوان‌ها حداقل غذا را برای خوردن دارند، اگر مریض هم بشوند دکتر می‌آید سراغشان ولی خب هر روزشان را در قفس می‌گذرانند. حالا این حیوان‌ها همه‌یشان خواندن نوشتن بلد باشند هم اتفاق خاصی نمی‌افتد. آدم خواندن نوشتن یاد می‌گیرد که زندگی بهتری داشته باشد، نه این که هر جا برود بگوید من خواندن نوشتن بلدم!

14 comments:

ناشناس گفت...

Excelent, manam nanarftam kheili nemitunam ghezavat konam, vali baied midunam beshe az dictatory chizi darad birun.

be har hal kasaie ham ke nemidunan va naraftan nabaiad defa konan

aMir گفت...

man ham naraftam ! ama shenidei az koba nadaram , dar avaz 1-2 ketab o chand maghale o injor chizha dar morede ozaie anja khandam , yekishan ke socialism dar kubast etefaghan ketabe khobi bod . kasi nemigoyad kuba chize ideAli ast ! man be shakhse motaghedam kuba ra bayad dar zarfe khodash sanjid , ba amricaie latiniha , na ba keshvari mesle swed masalan ! zemne inke vojode mohasere o feshrae usa ye haghighate , nemishavad hame ro be on ravt dad o nemishavad nadideAsh gereft ...

ناشناس گفت...

اقا شما دیگه کی هستی؟؟اگر مامور بدبخت سیا که اجبارا باید بدروغ ماست را قیر مذاب
جلوه بدهد شما دیگه از او هم بد تر ٬کاری بدایی جان ضد کمونیستت ندارم و ان
دوست چپ نمایت که حرف دایی ات را تایید کرده حتما نابینا بوده و دایی عزیزت
هم مترجم و راهبرش٬ لا اقل سی ان ان قلب سرمایه داری و خبرنگارش در کوبا
که با مردم عادی دایم کفتگو میکنند و کم و زیادشان را گزارش میکنند از کره دیگر
امده اند٬ در اخر عرض کنم کشوری که بیسواد نداره و مسئله مهم پزشکی اش در دنیا
زبانزد کشور های پیش رفته است حتما دایی نازنین و داستان پردازتان ..///اگر ایران
در انطرف کره زمین ده ها میلیون مردمش توسط وسائل ارتباطی امریکا مغز شویی
میشوند جزیره نه میلیونی کوبا در ۱۷۰ کیلو متری امریکا تا توالت های کوبا
شب و روز ضد فیدل تبلیغات دایی جان شما را میکنند و نتیجه در سالگرد انقلاب
یک میلیون در هاوانا جمع میشوند و فریاد میزنند ویوا فیدل

pinocchio گفت...

دوست ناشناس!

کوبا که اینقدر جای خوبی است، چرا یک تعطیلات نمی ری اونجا؟

مسعود ايكس گفت...

ياسر جان, ممكن است اشتباه فهميده باشم ولي اين چيزهايي كه تو نوشتي ربطي به نوشته بهمن ندارد. بهمن هيچ جا نگفته مردم كوبا زندگي مرفهي دارند, تنها يك جا اشاره كرده كه فقراي كوبا از فقراي آمريكا "كمتر فقيرند" (نقل به مضمون) و قضاوتي هم در اين باره نكرده. نكته كليدي نوشته اش اين است كه سيستم خدمات درماني و آموزش و پرورش كوبا كارآمد است, كه به نظرم حرف اشتباهي نيست. بين كارآمدي بهداشت و آموزش و پرورش و دموكراسي لزوما ارتباط علت و معلولي وجود ندارد. به نظر من هم درست نيست كه كوبا را به استناد اين دو مزيت, كشور ايده آلي براي زندگي حساب كنيم, اما باز جاي آن دارد از خودمان بپرسيم كوبا چطور توانسته زير تحريمهاي شديد آمريكا چنين خدمات درماني كارآمدي ايجاد كند, كه به نقل از بعضي پزشكان ايراني مقيم آمريكا, بهتر از خدمات درماني آمريكاست؟

Qasem گفت...

یک پارازیت در مورد پاراگراف آخر نوشته ات: حتی اگر جز آن پنج نفرِ آخری بودی؟

یاسر گفت...

اگر جزو آن پنج نفر آخر بودم دیگر نظرم چندان مهم نبود. هیچ وقت خوب نیست سرنوشت آن ۹۵ نفر دیگر را سپرد دست آن ۵ نفر. آدم‌های گرسنه فکرشان درست کار نمی‌کند و هیچ وقت مملکت را نباید با احساس اداره کرد.

ماهی سیاه گفت...

The true story is that out of 100 people in the world, there are only 2 who are having Chelo Kabab for their lunch!

Qasem گفت...

درست است٬ نباید سرنوشت کسی را به دست کسی دیگر سپرد. اما آن پنج نفر فرضی هم حق رای دارند و نباید آنها به جرم گرسنگی یشان این گونه بی رحمانه به استفاده نکردن از فکرشان محکوم کرد. اگر نمی شود همه را سیر نگاه داشت حداقل گرسنگان را به چیزهای دیگر متهم نکنیم. کسی گفت که حکومت را باید با احساس اداره کرد؟

ناشناس گفت...

Castro ye mojude kasifie mesle khomeini ya khamenei.
mardomesh daran az goshnegy mimiran, agha shoare marg bar amrika mide va cubaeeha sad ta sad ta az un ashghalduni farar mikonan. marg bar dictatori har ja ke hast

ناشناس گفت...

امار شما اقی یاسر خان در سوئد و نروژ یا فنلاند هم که جمعیت زیر پنج میلیون
دارند و از دباران و برف و جنگل های از درخت سر بفلک کشیده چنار و نفت
نروژ ووووتمدن خاص و فساد اندک دولتیان همه و همه ۷۵در صد چلو کباب خور
ندارند این که نوشتی در بهشت ان دنیا هم شدنی نیست ٬ کوبا با همت بیکران مردمش
بامریکا نه گفتند و پایش هم ایستادند اگر انطور که کوبا زیر میکوسکوپ دنیای
سرمایه داری و مطبوعات دست مال بدستش رفته لندن هم میرفت انوقت لندن
هم میشد هاوانا

ناشناس گفت...

im going in afew days
i'll let you know whats happening down there

behzad گفت...

سلام
به نظر من اگر قرار باشه که عده ای چلوکباب بخورند و عده ای گرسنگی بکشند آمار به این شکل خواهد بود
5 نفر چلوکباب مي خورند، 5 نفر نان پنیر،20 نفر نان خشک و 70 نفر هم گرسنگی مي كشند به اين خاطر كه تا 70 نفر گرسنگی نكشند 5 نفر نمي تونن چلوکباب بخورند!

pooyan گفت...

دوست عزیز
نوشته اتان سرشار از دروغ پردازی و اکاذیب است . من ماهها در کوبا زندگی کرده ام و به هیچ یک از مواردی که شما اشاره کردید بر نخوردم . من با داشتن سابقه اقامت 5 ماهه در کوبا به خود اجازه نمی دهم اینطور در مورد آنجا و فرهنگ و رفتارشان بنویسم شما که ثانیه ای را در کوبا نبوده اید چطور به خود چنین اجازه ای می دهید؟؟؟
من بارها با دوستان کوبایی ام به رستوران و هزان جای دیگر رفته ام و اصلا چنین محدودیتهایی در کوبا مطرح نیست اینها ساخته و پرداخته ذهن بیمار افرادی است که تاب دیدن استقلال یک کشور را ندارند. امیدوارم از این پس با مطالعه بیشتر مطلب بنویسید .