یک دستگاه بسازید که غم و اندوه ما را در این دوران اندازه بگیره بدون این که عقربه اش از صفحه بزنه بیرون یا این که صفحه شمارنده اش جا کم بیاره.
Monday، January 23، 2012
Wednesday، January 18، 2012
دستگاه لهجه شناس
یه برنامه کامپیوتری بنویسید که یک نفر جلوش حرفی بزنه و بعد اون بگه که لهجه این فرد مثلا 70 درصد مشهدی بوده و 30 درصد اصفهانی. فکر نکنم نوشتن هم چنین برنامه ای کار سختی باشه و احتمالا در حد یک پروژه کارشناسی ارشد هست. البته یک هم چنین کاری خیلی قابلیت تجاری شدن نداره. میشه ازش یه برنامه برای گوشی موبایل نوشت که مردم برای سرگرمی دانلود کنن که احتمالا حاضرن نفری 2-3 دلار براش بدن. یه ایده دیگه هم اینه که یه سری دستگاه خودکار لهجه شناس ساخت و در جاهایی مثل فرودگاهها قرارش داد و برای هر بار مثلا 500 تومان گرفت. اگه روزی 30 نفر از این دستگاه استفاده کنن میشه سالی 5 میلیون تومان که بدک نیست.
Labels:
ایده
Monday، January 02، 2012
اپ دماغ برای گوشی آیفون
یک اپ برای آیفون بنویسید که از صورت شما عکس بگیرد و بعد بگوید اندازه دماغ شما از چند درصد مردم دنیا بزرگتر است. به نظرم اگر چنین اپی رایگان باشه خیلیها اون رو برای سرگرمی روی گوشیشون نصب می کنن. بعد میشه از طریق گذاشتن آگهی کلی درآمد کسب کرد. مثلا برای هر کسی که دماغش از 90 درصد آدمها بزرگتر بود آگهی یک جراح پلاستیک رو نشون داد. این اپ یکی از بهترین راههای ممکن برای هدف گرفتن مشتریهای این جراحهاست و بنابراین میشه قیمت آگهی هایش رو خیلی گرون گذاشت. بدون این اپ از چه طریق دیگه ای شما می تونید دماغ گنده ها رو مستقیم پیدا کنید؟
Thursday، November 24، 2011
خیرات با پول خرد کردیت کارت
یه شرکت کناری ما پول خرد کردیت کارت شما را به خیریه ها کمک می کنه. فرض کنید شما با کردیت کارتتون خریدی می کنید مثلا 27 دلار و 34 سنت. بعد این شرکت از طریق کارکردن با کمپانی کردیت کارت خرید شما رو به دلخواه شما به بالا گرد میکنه. یعنی ازکردیت کارت شما 28 دلار یا 30 دلار برداشته می شه و تفاوت با قیمت اصلی جمع میشه و به خیریه دلخواه شما کمک میشه. درآمدش هم از قراردادی است که با بانک یا شرکت کردیت کارت میبنده.
Labels:
ایده
Thursday، November 17، 2011
ساعت شماطه ای برای گوشی بلکبری
یکی از دوستانم رو دیدم گفت یه اَپ ساعت شماطه ای برای گوشی بلکبری نوشته است. این اَپ استفاده اصلیش برای بیدار کردن آدم از خواب است. ماجرا اینه که وقتی ساعت زنگ می زنه برای شما یه معمای پازل مانند نشون داده می شه که تا شما حلش نکنین صدای زنگ قطع نمی شه!
هر وقت فکر کردین همه کارها رو بقیه کردن و ایده جدیدی برای کار کردن نمونده به این ساعت بالا فکر کنید.
تصحیح: اَپ برای بلکبری نوشته شده و برای آیفون کار نمی کنه چون آیفون دکمه Home داره که از اَپ خارج میشه.
تصحیح: اَپ برای بلکبری نوشته شده و برای آیفون کار نمی کنه چون آیفون دکمه Home داره که از اَپ خارج میشه.
Labels:
ایده
Tuesday، November 15، 2011
شباهت خانه سالمندان و مرکز رشد
شرکتی که من توش کار می کنم توی یه مرکز رشده و دور و برمون همه اش شرکتهای نوپاست. امروز داشتم فکر می کردم چقدر از یه جنبه ای مرکز رشد به خانه سالمندان شبیه هست. تو خانه سالمندان آدمها زود به زود شاهد فوت شدن دوستانشون هستند. ما هم این جا هر چند هفته یه بار می بینیم که فلان شرکت کارش نگرفت و بساطش رو جمع کرد و رفت. البته یه فرق مهم اینه که تو مرکز رشد دست کم این احتمال هم هست که یه شرکت کارش خیلی توپ بشه. شایدم مثل این که یکی از سالمندان بلیت بخت آزمایی ببره!
Friday، November 11، 2011
و حکایت از دست دادن فرصتی دیگر
توی یکی از این برنامه های به اصطلاح نِتوُرکینگ بودم که مثلا قرار بود مردم همین طوری بچرخن و با همدیگه صحبت کنن. یه اتفاقی که مرتب میفتاد این بود که کارت اسمی که به گردن آویزان بود، اون طرفی می شد و باعث میشد که دیگه اسم و شرکت فرد معلوم نشه. این جا بود که یه ایده ی توپ در ذهن اینجانب جرقه زد و این که کارتهای اسم رو طوری درست کنیم که از این رو به اون رو نشه. همون جا که گپ می زدیم، این ایده رو به یکی گفتم و طرف خندید و گفت که خب اسم آدمها رو دو طرف کاغذ چاپ کنن! و این گونه بود که بار دیگر فرصت میلیونر شدن از دست بنده رفت.
اشتراک در:
پیامها (Atom)
