Wednesday، July 01، 2009

رییس‌جمهور ظالم ما

یکی دو روز اول مات و مبهوت بودم. گفتم نکند واقعا تقلب نشده باشد. با این و آن که ناظر صندوق بودند، چک می‌کردم. عجیب بود. ولی کمی که گذشت، دیگر باور کردم که نتیجه‌ی انتخابات اصلا مهم نیست. گیرم احمدی‌نژاد ۲۴ میلیون رای هم آورده باشد. با این همه ظلم چه می‌کنند؟

یکی از آن طرفی‌ها نوشته بود: «۱۲ سال پیش که ما رای نیاوردیم به بُرد شما احترام گذاشتیم. چرا شما احترام نمی‌گذارید؟» خواستم برایش یادداشت کوتاهی بنویسم، که آخر مگر ۱۲ سال پیش ما شبِ انتخابات درِ ستاد شما را پلمب کردیم؟ آخر مگر ما همه‌ی شما را بازداشت کردیم؟ مگر ما همه‌ی خط‌های تلفن کمیته صیانت از آرا شما را روز انتخابات قطع کردیم؟ مگر ما پیامک را قطع کردیم؟‌ مگر ما جلوی چاپ روزنامه‌های شما را گرفتبم؟ و هزار مگر دیگر.

احمدی‌نژاد رییس‌جمهور ما باشد. رییس‌جمهور منتخب مردم ما هم باشد. می‌پذیرم. اما بداند رییس‌جمهور ظالم ما هم هست. رییس‌جمهور ماست که مخالفانش را دربند می‌کند. سربازش مردم را می‌زند، وحشیانه و بی‌رحمانه. سربازش - یا لباس شخصی‌هایش- مردم را می‌زنند و می‌کُشند و او حمایت می‌کند. او روزنامه‌ها را می‌بندد و نویسندگانش را زندانی می‌کند. او ۷ تن از دوستان من را فردای انتخابات بازداشت کرد. این‌ها همه ظلم است. گیرم که ۲۴ میلیون رای هم داشته باشد.

ظلم نکنید، خواستید رییس‌جمهور بمانید و مملکت را برانید. خواستید هر جور دلتان خواست رای‌ها را بشمرید. من به شمردن شما احترام می‌گذارم. اما در برابر ظلم شما تا توانم می‌ایستم و سکوت نمی‌کنم. هر اندازه فضای رعب و وحشت هم درست کنید، خود را فریفته‌اید. ما را با ترس هیچ میانه‌ای نبست.

الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.

Saturday، June 27، 2009

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد “تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام نباشد، آزاد است” رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی

بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی


Monday، May 18، 2009

نیایش

ای خداوند!
به روشنفکران ما ادب
به روزنامه‌نگاران ما توانایی شناخت دشمن
به تحریمیان ما بیداری
به رییس‌جمهور ما شغل جدید
به کاندیدای ما بلاغت کلام
به مشاوران اقتصادیش سواد
به رقیب اصلاح‌طلبش انصاف
و به ملت ما توانایی شناختن راه از چاه
ببخش

Saturday، May 16، 2009

موسوی کاندیدای نظام نیست.

عبدی و زیدآبادی، دو تا تحلیل‌گر سیاسی هستند که من خیلی باهشون مشکل دارم. دلیلش هم اینه که آدم‌های بسیار تاثیرگذاری هستن و در عین حال بعضی مواقع تحلیل‌های اشتباه و خطرناکی می‌دن. یه نمونه‌اش همین تحریم انتخابات در چهار سال پیش بود که ما رو به این فلاکت رسونده. من نمی‌دونم این حضرات چطور با همون استدلال‌های دور پیششون این دوره رو تحریم نمی‌کنن!

یه تحلیل خطرناک دیگه که زیدآبادی داده هم اینه که موسوی کاندیدای نظام هستش. نتیجه‌ی چنین تحلیلی هم اینه که نمی‌خواد خیلی برای رای آوردن موسوی کاری بکنید چون که آقا می‌خواد و موسوی رای می‌آره. همون تحلیلی که دور پیش می‌گفت نمی‌خواد برای رای آوردن هاشمی کاری بکنین چون اون راحت احمدی‌نژاد رو می‌بره (و چه جورم برد!)

امیدوارم با این دو تا سخنرانی اخیر آقا و بسته شدن یاس‌نو معلوم شده باشه که موسوی کاندیدای نظام نیست. اتفاقا چون شانس ِ بردن احمدی‌نژاد رو داره خطرناک‌ترین کاندیدا برای نظام هست. و به همین دلیل باید تا آخرین قطره در همین مدت باقیمانده برای رای آوردن موسوی تلاش کرد. معتقدم همزمان با حمایت قاطعانه، می‌شه موسوی و تیم تو آفسایدش رو نقد هم کرد. از همه بخوایم به موسوی رای بدن و همزمان همه‌ی صحبت‌ها و نظرات موسوی رو نقد ‌کنیم.

Sunday، May 03، 2009

اشتباه کروبی

کروبی اشتباه بسیار بزرگی کرده که عقلش (و اختیارش) رو دو دستی داده دست عبدی و امثالهم. نتیجه این که یه عده دور کروبی جمع شدن تا حرف‌هایی رو که نمی‌تونستن به طور معمولی بزنن حالا از راه کروبی بزنن. این البته لزوما عیبی نداره ولی خب این وسط سر کروبی بی‌کلاه می‌مونه که هیچی رای نمیاره. کروبی تو تبلیغاتش اکثریت خاموش رو هدف گرفته. اکثریت تحریمی که فقط در صورتی رای می‌دادن که کسی مثل عبدا... نوری نامزد می‌شد. این عده خیلی بعیده که بیاین و حالا به نسخه‌ی تقلبی عبدا... نوری یعنی کروبی رای بدن. نتیجه این که کروبی هم رای‌های ۵۰۰۰۰ تومانی دوره‌ی پیشش رو از دست می‌ده و هم رای اکثریت خاموش رو نمی‌گیره.

این طرح کروبی که سهام شرکت نفت بین مردم تقسیم بشه دیگه آخرشه. این طرح دکتر نیلیه که عبدی ازش خوشش میاد. عبدی هم معلومه اینقدر تو گوش کروبی خونده که کروبی گفته خب باشه اینم بذار تو برنامه‌ی انتخاباتی من. حالا اشکال کار کجاست؟ اشکال اینه که نود و نه درصد مردم از این طرح چیزی سر در نمیارن. یعنی کروبی طرح قابل فهم ۵۰ هزارتومانی خودش که باهش کلی رای گرفت رو ول کرده و یه طرحی داده که احتمالا خودش هم دقیق نمی‌دونه چطور کار می‌کنه.

Friday، May 01، 2009

کی داره ادای کی رو درمیاره.

موسوی داره ادای احمدی‌نژادِ دوره‌ی پیش رو در میاره، احمدی‌نژاد ادای کروبی و کروبی ادای معین. پس دریابید تعداد رای‌هایشان را.

Friday، April 24، 2009

بیانیه‌ی شماره‌ی ۲

خاتمی به نظرم از سر ِ مردم ِ ایران زیاد بود. مردم لیاقتِ آدم فرهیخته‌ای مثل ِ خاتمی رو ندارن. ولی خوب احتمالا لیاقتشون بیشتر از احمدی‌نژاده. این وسطا می‌شه موسوی.

کروبی هم که کمیتِ قابل ِ اندازه‌گیری‌ای نیست.