دوشنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۵

"out of touch with reality in Iran"


نقدی بر مستند Out in Iran، به ترتیب وقوع زمانی در فیلم. باشد که سازنده بُوَد! پاسخ فرید سی‌بی‌سی کارگردان این مستند به این نوشته رو هم در این‌جا بخوانید. ممنون از پاسخ.

۱) مستند با پخش اذان در پس‌زمینه‌ی شهر تهران شروع می‌شود و سپس تصویر روی صحنه‌های شکنجه و اعدام می‌رود. اذان نماد اسلام است و تنها مفهوم این هم‌زمانی این است که اسلام دین ِ شکنجه و اعدام است. براستی چه نیازی است به چنین پیامی در این شرایط؟

۲) در فیلم با دبیر سازمان هم‌جنس‌گرایان ایرانی صحبت می‌شود. نام ایشان هم در وب‌سایت این گروه هست و هم در بسیاری از نشریات دیگر و خلاصه چیز مخفی‌ای نیست. تصویر ایشان هم در فیلم نشان داده می‌شود ولی ناگهان گفته می‌شود که فامیل وی به خاطر امنیت خانواده‌اش در ایران ذکر نمی‌شود. چرا؟ جز این که صداقت را قربانی کنیم تا تصویر ایران را هرچه وحشتناک‌تر نشان دهیم.

۳) یکی از چهار شخصیت اصلی که در فیلم مصاحبه می‌شود، یک هم‌جنس‌گرای فاحشه است. سوال این که فاحشه‌گری چه ارتباطی به مساله‌ی هم‌جنس‌گرایی دارد؟ مثل این که مستندی درباره‌ی زنان ساخته شود و با چهار نفر صحبت شود که یکی فاحشه باشد. اصلا چرا چنین مستندی به دنبال یک دکتر یا مهندس هم‌جنس‌گرا نمی‌رود و به جایش یک فاحشه را انتخاب می‌کند؟ و راستی، بررسیِ امنیت نداشتن یک فاحشه‌ی هم‌جنس‌گرا در ایران اولویت چندم ماست؟!

۴) از قول همین شخص نقل می‌شود که پنج بسیجی او را به اتاقی برده‌اند و به او تجاوز کرده‌اند. بعد این فرد به پلیس شکایت می‌کند که مورد اعتنا قرار نمی‌گیرد. سوال این است که نسبت به صحت چنین ادعایی چه اندازه اطمینان وجود دارد که این چنین در مستند گنجانده می‌شود؟

۵) در فیلم به دفعات صحنه‌ی اعدام دو جوان مشهدی نشان داده می‌شود. ادعای حکومت ایران این بود که این دو به دلیل تجاوز به کودکان اعدام شده‌اند. هیچ اشاره‌ی صریحی در فیلم به این موضوع نمی‌شود و بلکه سعی می‌شود این گونه به بینندگان القا شود که این دو فقط به دلیل هم‌جنس‌گرایی اعدام شده‌اند. چرا؟ بویژه که این صحنه نه یک بار که دست کم پنج بار نشان داده شد، با تصاویری که هر بیننده‌ای را منقلب می‌کرد. چرا داستانِ این اتفاق بدون صداقتِ کافی نقل شد؟

۶) سرتاسر ِ مستند به دنبال نشان دادن تصویر یک کشور پلیسی و مخوف از ایران است. در فیلم شصت بار به این موضوع اشاره شد که ما تصویر شما را نشان نمی‌دهیم، طرف عینک دودی می‌زد که شناخته نشود، یکی دیگر صورتش را نشان نداد، آخر فیلم هم برای دفعه‌ی دهم اشاره شد که تصویر هر که را نشان دادیم خودش راضی بود و ... . یک شخصیت شجاع هم بود که بنا به احساس وظیفه صورتش را از دوربین مخفی نمی‌کرد (که البته چنان چه واضح بود اعلام شد ایشان دو ماه پیش پناهندگی گرفته‌اند!). نکته‌ی جالب این که خود فیلم با خودش در تناقض بود. در جایی دیگر کافی‌شاپ‌ها و پارک‌هایی را نشان می‌داد که هم‌جنس‌گراها در آن جمع می‌شدند و رفت‌وآمد می‌کردند. راستی، شما از ایرانی‌هایی که در کانادا زندگی می‌کنند و پاسپورت این‌جا را هم دارند و پنج سالی یه بار هم به ایران نمی‌روند، اگر توانستید یه عکس در یک جلسه‌ی عمومی بیندازید، بعد می‌آییم در مورد این مستند هم صحبت می‌کنیم.

۷) فیلم در استناد به اسلام با یک امام‌جماعت ناآشنا (به قول نیک‌آهنگ گیج و گولی) صحبت می‌کند که فقط در یک جمله می‌گوید در اسلام هم‌جنس‌گرایی نداریم. من به این می‌گویم تحلیل سطحی، بویژه وقتی که آن را کنار اذانِ اول مستند هم قرار دهیم. مگر اصلا در کدام یک از ادیان هم‌جنس‌گرایی داریم که حالا در اسلام نداریم!

۸) در جمهوری اسلامی هم‌جنس‌گرا‌ها از آزادی بسیار بیشتری برخوردارند تا روزنامه‌نگاران و فعالین سیاسی و حتی دگرجنس‌گراها. به قول دوستی، دو تا هم‌جنس‌گرا راحت‌تر می‌توانند با هم خوش بگذرانند تا یه دختر و پسر! حتی در خود فیلم هم می‌شد دید که هم‌جنس‌گراها با هم پارک یا کافی‌شاپ می‌روند. تکیه به این که در قانون ایران مجازات هم‌جنس‌گرایی اعدام است،گیر بی‌موردی است به این دلیل واضح که اصلا امکان تشخیصش وجود ندارد و در عمل هم اجرا نمی‌شود یا اگر بشود بسیار بسیار به ندرت. این که شخصیت اصلی فیلم در انتها می‌گوید که آرزو دارد روزی در ایران ازدواج رسمی کند و بچه به فرزندخواندگی قبول کند یک ژست سوپرروشنفکرانه در وضعیت کنونی ایران است. خلاصه‌ی کلام نشان دادن تصاویر شکنجه و اعدام هیچ تناسبی با وضعیت کنونی هم‌جنس‌گراها در ایران ندارد.

۹) و کلام آخر این که برای نشان دادن تضییع حقوق بشر در ایران راه‌های زیادی هست که در عین حال کمکی هم به پروپاگاندای جنگ‌طلب آمریکایی نکند. هم‌چنان‌که بسیاری از فعالین سیاسی در داخل و خارج از ایران در این راه مبارزه می‌کنند. می‌توان بدون خرق واقعیت و نشان دادن تصاویری غلوآمیز هم به دفاع از حقوق بشر برخاست.

24 comments:

ناشناس گفت...

ba salam
Very nice .

Yes, در فیلم به دفعات صحنه‌ی اعدام دو جوان مشهدی نشان داده می‌شود. ادعای حکومت ایران این بود که این دو به دلیل تجاوز به کودکان اعدام شده‌اند. هیچ اشاره‌ی صریحی در فیلم به این موضوع نمی‌شود و بلکه سعی می‌شود این گونه به بینندگان القا شود که این دو فقط به دلیل هم‌جنس‌گرایی اعدام شده‌اند!!

the most problem of Hemo, in Iran is that people misunderstood them with pedo. and.. so called Bacheh Baz/ raipist,, the documentary never tried to explain this, but rather misuderstands the fact by showin these 2 guy raipist, who has raped several underaged kids. Homo is not bache -bazi, which is strongly blamed in west too.

the documentary sounded like more helping Irans opposition , than Homo -people.

ناشناس گفت...

1)your first comment shows your own interpretation of Isalm and whatever shown in the begining of the documentary shows that of the film maker. one has the right to interprete and choose based on their idea and experience.
2)I totally agree with your point
3)I totally disagree with your point here. What's wrong with showing a "faheshe" as you call him? This is a documentary about gays in Iran not about my or your or our collective priorities.
4)One can question any statement in any documentary when proofs are not provided only if the film itself is insisting that the statement is true. if the documentary itself is not taking side of any particular story personally I don't question its authenticity. In this case I agree that the background music is more of sympatizing than just being fair and only quoting. On the other hand what the so called "faheshe" says sounds quite probable to any one who has experienced living in Iran.
5) This is actually the worst example of this documentary not delivering all the truth in order to manipulate the viewrs.
6) I specifically found it interesting that our brave gay activist has made his choices of destination before hand!
7)no comment about this one, Mullas are more or less the same, why bother?
8)I disagree with this one. I remember a story that I read in Sibil Tala's blog about a gay couple who was caught by police or millitants at their home and examined and tortured to admit they had anal sex. Let's be fair, they're living a dangerous life honestly.that idea of gay marriage and adoption was really too much of "piaz dagh" though. (the last effort of our brave gay activist to find his way into Canada)

haamed گفت...

نقد خوبی بود.

Peyman گفت...

needs a good summarizing title.

Amameh گفت...

Na mishe goft Iran shode gushte ghorbunie Islam,na mishe goft dare baraye Islam fadakri mikone,vali felan beheshte zaminie Islam Irane.

Mehran گفت...

Good points!

farid گفت...

نقد شما توضیح گفتار اولیه‌تان نیست. در پست قبلی گفتید که در این فیلم "کلی اطلاعات غلط" بوده که حتا یک نمونه از اطلاعات غلط را ارائه نمی‌کنید. در مورد مشهد بفرماِئید کی و در کجا گفته شد این افراد مطلقا همجنسگرا بودند؟ در آنجا آمده بود که در فلان تاریخ دو جوان را به جرم لواط اعدام می‌کنند. من این را گفتم. آیا جرم‌شان از جمله (و در اولین رپرت‌ها و گزارش‌ها تنها جرم) این نبود؟ شما بفرمائید از هر ملائی این را بپرسید که مجازات لواط چیست و حد آن چگونه است. شما اصلا توضیحات‌المسائل آقای منتظری را در این میان بخوانید، که در آن حتا نحوه کشتن فرد مجرم (از جمله در آتش سوزاندن، دیوار بر سر خراب کردن و با شمشیر دو نصف کردن) توضیح داده شده است.
بقیه‌اش اینجا:
http://neestan.blogspot.com/

Reza گفت...

This is a very good assessment of the documentary, but why don't you translate it in english?

The documentary's interlocutor was the non-Iranian audience. It would be good if you enlighted them on the matter as well.

Safa گفت...

ba ejazatoon, be balatarin link dadam

sُahamdar گفت...

نقد منصفانه و جالبی بود. به قول یک دوستی که در اداره مهاجرت انگلستان مترجم بود میگفت آدم از اینکه چطور ایرانی ها حاضرند مملکتشون رو به سادگی به لجن بکشن تعجب میکنه. و به طبع بلند افغانی ها درود میفرستاد

ناشناس گفت...

جوجه جمهوری اسلامی چی پفیوز.

خوب ذاتتون رو این روزها دارین نشون می دین و خوش خدمتی تون رو به ارباب های بابا و ننه تون تو ایران که از قبلش پول چریدن تو بلاد کفر رو از حلقوم ملت می چاپین مثل انگل که گپیا طبیعت تان شده.

ناشناس گفت...

well said!!

ناشناس گفت...

تقریبا با تمام گفته هات موافقم یاسر. تو فکر بودم (و هستم ) که یک نامه به سی بی سی به عنوان شکایت بنویسیم.

محمدرضا

ناشناس گفت...

jana sokhan az dahan ma gofti !
be nazar man ham vaghti in barname bisaro tah ra didam vaghan motasef shodam ke chetor yek ede adamforosh be khater gereftan eghamat ya har chize dige khodeshon ro razi mikonan ke intor vatan foroshi o khiyanat bokonan dar sharayeti ke amrica montazre bahans ke yek chizi ra har rooz alam konad baraye hamle be iran .man ham movafegh jomhori eslami nistam vali vatan forosh ham nistam amadam inja chon eshteghal dar iran moshkel ast va hoghoghha kafaf kharjo makharej ra nemidahad ke on ham bishtar bekhater paein amadan riyal be dolar hast !
kholase inke khoda khodash be in vatan forshha rahm konad o aghl bedahad ,elahi amin .

Atousa

ناشناس گفت...

نقد شما توضیح گفتار اولیه‌تان نیست. در پست قبلی گفتید که در این فیلم "کلی اطلاعات غلط" بوده که حتا یک نمونه از اطلاعات غلط را ارائه نمی‌کنید. در مورد مشهد بفرماِئید کی و در کجا گفته شد این افراد مطلقا همجنسگرا بودند؟ در آنجا آمده بود که در فلان تاریخ دو جوان را به جرم لواط اعدام می‌کنند. من این را گفتم. آیا جرم‌شان از جمله (و در اولین رپرت‌ها و گزارش‌ها تنها جرم) این نبود؟ شما بفرمائید از هر ملائی این را بپرسید که مجازات لواط چیست و حد آن چگونه است. شما اصلا توضیحات‌المسائل آقای منتظری را در این میان بخوانید، که در آن حتا نحوه کشتن فرد مجرم (از جمله در آتش سوزاندن، دیوار بر سر خراب کردن و با شمشیر دو نصف کردن) توضیح داده شده است.

پس عمل لواط جرم است. همجنسگرائی نیز در ایران همجنس بازی و لواط محسوب می‌شود و حکم آن در نهایت مرگ است. شما که اهل دین هستید که بهتر باید بدانید اینها را.

داستان مشهد مهم است برای لا اقل بخش مهمی از همجنسگرایان ایرانی چرا که این دو نوجوان چهارده-پانزده ساله، یعنی زیر سن پس از دستگیری و چند سال حبس اعدام می‌شوند که هنوز یکی از آنها هجده ساله هم نشده بود. یک جوان همجنس‌گرا همیشه سایه شوم و ترسناک اینگونه مجازات را بالای سر خود حس می‌کند. بفرمائید تشریف ببرید ایران و بدون همراه داشتن مامور از ایشان بپرسید. مجازات صد ضربه شلاق هم آنقدر طبیعی و نرمال شده است که هر کس روایت و داستانی دارد از آن.

در مورد کسانی که انتقادشان به این فیلم تنها در این حد است که ایران را سرزمین گل و بلبل اگر نشان ندی، بدی حرفی برای گفتن ندارم.

و اما در مورد "نقد" شما هم باید این را بگویم:

۱. این تعبیر شما است و واقعا متاسفم که تصور می‌کنید اسلام دین شکنجه است. ما چنین چیزی نگفتیم و نشان ندادیم. یک تفسیر دیگر می‌تواند این باشد که اذان ابتدای فیلم بر روی بطن موسیقی پر جنبش غربی، در حالی که محل اتفاقات را نشان می‌دهد حرکت را با خود همراه دارد. جامعه شرقی پر جنبش و جوش همراه با پس زمینه فرهنگی-اجتماعی که نشان از پیچیدگی دارد. (تماشاگر کانادائی با دیدن برج میلاد در شب داد نمی‌ زنه " اِ ، برج میلاد"). یاد بگیریم کمی تعمق کنیم نسبت به آنچه می‌بینیم و میشنویم. همه چیز یا سیاه و یا سفید نیستند.

۲. در فیلم اسم اصلی ایشان آورده نشد و ایشان با اسم اصلی خود را معرفی نکردند. بر خلاف تصور شما در روزنامه‌ها و مطبوعات نیز این اسم اصلی نیست. دلیل آن برای کسانی که تحت تعقیب و فرار از مجازات‌های اینچنینی هستند واضح است و این مسئله مهم است. امیدوارم شما به این درد هیچگاه دچار نشوید.

۳. امیدوارم در نقدهای بعدی‌تان کمی هم به فیلم و حرف‌ها توجه کنید. داستان ایشان این بود که نمی‌توانست از همجنس‌گرا بودن خود صحبت کند، نمی توانست در این زمینه دوست و همراه داشته باشد. نمی‌توانست برود یک کتابخانه کتابی در اینباره بگیرد (که در آن ننوشته باشد که مریض است و جنایتکار). تنها جائی که توانست پیدا کند پارک دانشجو بود که او را به نحوی به تن فروشی رساند. یکی از مشکلات و معضلات برای همجنسگرا‌ها در ایران عدم دسترسی به ادبیات مربوط به این تمایلات جنسی و فکری است. در ایران در این زمینه آگاهی رسانی نمی‌شود، پس یا مریضی یا تجاوزگر و مجرم.

در ضمن شما چطور به خود جرات الویت گذاری در مورد زندگی افراد می دهید؟

۴. این‌ها ادعاهایی‌ست که نمونه آن فراوان است و در فیلم هم گفته شد ادعا. همان فرد ترانس سکسوال نیز (به ادعای خودش) از جانب بسیجی‌ها چند بار مورد اذیت و آزار جنسی قرار می‌گیرد که من آنرا وارد نکردم. در طول ساخت این فیلم من با بسیاری از همجنسگراها و ترانس سکسوالها گفتگو کردم و همه این مسئله را یکی از مشکلات اساسی می‌دانند که "باید به آن عادت" کنند. شما شاید در جریان نیستید، در ایران مثل بسیار از کشورهای مشابه این نوع حرکات و اعمال زیاد دیده می‌شود و جرقه این رفتارها می‌تواند به سادگی مربوط به نوع لباس پوشیدن یا نوع حرکات فرد باشد در محیط عمومی و گاه شخصی. مثالش در مورد خانم‌ ها از متلک گوئی شروع می‌شود تا .... همین حالت نسبت به ترانس‌ها و همجنس گراها وجود دارد. لطفا اگر برایتان مهم بود در سفر بعدی به ایران با چند نفر از این افراد آشنا شوید و در این باره تحقیق کنید. شما که در مورد دادگاه‌های ایران این چنین اطمینان دارید شاید نظرتان عوض شود. این را هم خاطر نشان کنم که چنین تصوری در مورد پلیس وجود ندارد و تنها در مورد بسیجی‌ها می‌شود.

۵. در این باره توضیح دادم، تنها تاکید می‌کنم که در این فیلم در هیچ کجا گفته نشد "این دو بدلیل همجنسگرائی اعدام شدند". پس از این کمی بیشتر دقت کنید و خود ازصداقت دور نشوید.

۶. این فیلم دارای تناقض نبود. قدرت تشخیص آن سخت نبود، ما خود شور و هیجان ایران کنونی را در کنار قوانین هولناک صده‌های پیش قرار دادیم و این حقیقت ایران امروز است. مردم منتظر آقایان و عظام برای تعیین و تکلیف شرعی و قانونی مثلا در نوع لباس پوشیدن و مدل مو نیستند. این‌ها خطوط قرمز شما و آنها است، نه مردم.

۷. آن امام جماعت، امام جماعت یک محله معمولی در جنوب شهر تهران است. جائی که اهالی محل می‌روند. جائی که طبیعتا مردم می‌خواهند پاسخ به سوال‌ها و مسائل و مشکلات خود را بدست آورند. این امام جماعت نمونه پاسخ‌گوئی به مسائل است؛ انکار و مجازات.

در مورد ادیان دیگر با شما موافق هستم، ما در فیلم طولانی‌تر آورده‌ایم که اسلام تنها دینی نیست که چنین مجازات‌هائی دارد و حتا از تورات نیز نقل قول خوفناکی داریم. باز تکرار می‌کنم مسئله اسلام نبود، جامعه ایران بود.

۸. بر چسب "ژست سوپر روشنفکرانه" نیز در حد همان پر چسب سوپر روشنفکرانه است که نه دلیلی مسلم و مستدلی در این مورد ارائه می‌کنید و نه اصولا تجربه شخصی و یا تحقیقی در این مورد انجام داده‌اید که فراتر ازحدس و گمان و صدور حکم بی پایه و اساس برود.

۹. شما باز اینجا تعیین و تکلیف می‌کنید که به چه موضوعاتی باید پرداخت و به چه موضوعاتی نباید پرداخت. شما الویت تعیین می‌کنید که مبنای آن باورهای شخصی و سیاسی یک فرد و یا یک گروه سیاسی با اهداف فردی یا سیاسی‌ست.

مسئله شما این فیلم نیست. گذشته از عدم آگاهی و عدم علاقه شخصی شما به آن مسائل اگر من در مورد اعتصاب سندیکاهای اتوبوس‌ران‌ها و ضرب و شتم و آزار و شکنجه آقای اسانلو هم فیلم می‌ساختم مورد بی مهری شما قرار می‌گرفتم. اگر راجع به کشتار ۶۷ هم فیلم می‌ساختم همین می‌ شد. اگر احمد باطبی موضوع بود هم همین می‌شد. اگراین فیلم راجع به زنان، کودکان، معتادان و یا دیگر معضلات اجتماعی هم بود همین می‌شد.

کار من دفاع از حقوق بشر نیست، و من یک فعال حقوق بشر نیستم و در این زمینه مبارزه نمی‌کنم. شما در عقیده و نظر خود آزاد هستید و این حق شماست و قابل احترام است. ولی این اعتقادات شخصی را وارد ژورنالیسم و به آن تحمیل نکنید. خط قرمز برای دیگران نکشید و نسبت به این مسائل جدی باشید.

و اما نکاتی که شما به آن توجه ندارید؛

تا به امروز ایمل‌های بسیاری در مورد این فیلم دریافت شده است. بیشتر این ایمل‌ها از سوی کانادائی‌ها که هدف اصلی این فیلم بود فرستاده شده است. روح کلی در برداشت این تماشاگران این بوده است که در جائی که تمام برادکسترها همه از رئیس جمهور آنچنانی ایران و مسائل هسته‌ای و هولاکاست و غیره صحبت می‌کنند، در جائی که از لطف سیاستمداران هوشیار و با سواد کشور (که حتا درخانه‌ها هم انرژی هسته‌ای تولید می‌کنند) کم مانده ایرانی‌ها دو تا شاخ بالای سرشان سبز شود، چهره نو و تازه‌ای از ایران به نمایش درآمد. فراموش نکنید که سیمای حقیقی ایران و جامعه ایرانی برای غرب همچنان نا آشنا و خدشه‌دار است. بر خلاف باورهای سیاسی شما تماشاگران کانادائی که از این باورها و مصلحت‌جوئی‌ها دور و بی‌خبر هستند، نگاه مثبتی به این فیلم داشتند و آن را در چهارچوب خودش دیدند. آنها می‌دانند که تا همین دهه هفتاد در کاناداهمجنس‌گرائی جرم قانونی بود و می‌دانند که جرم زدائی در این زمینه تلاشی‌ست طبیعی درهر کشور و از جمله ایران. اینان می‌دانند که مسیحیت نیز دارای همین قوانین است. اینکه تصاویر در ایران متفاوت از افغانستان و عراق است و اینکه ایران دارای دینامیک زنده و پویا است و مردم این کشور خود به امور و مسائل خود می‌پردازند به خوبی انتقال پیدا کرد. شاید لازم بود بروم به محله‌های فقیر نشین و آنها که "آشکار" نیستند را تمایش می‌دادم. من انتظار ندارم که شما این را درک کنید چون معضلات و مشغله‌های شما خارج از این حدود است.

در پایان هم توضیح ندادید چگونه زحمات "یه میلیون آدم" با این فیلم "نابود" شد؟

در مورد پروپاگاندا هم واقعا دلیلی نیاوردید. به هر حال در مورد حمله به ایران به شما اطمینان می‌دهم جرج بوش حتا در حرف نیز، نه به اسم همجنس‌گراها و نه برای نجات ایشان بیرق رنگین‌کمان بر نیزه‌ها نخواهد کرد.

ناشناس گفت...

زحمات میلیونها انسان اگر قرار باشد بقول شما با ده دقیقه فیلم من بر باد رود همان بهتر که بر باد رود چون بی بنیاد بوده است که بر باد رفته.

کاش کمی روشنتر بگوئید در کجای فیلم اطلاعات آورده شده غلط بود؟

آیا هر فیلمی که کوچکترین انتقادی از جامعه ایرانی کند اصولا پروپاگاندا به نفع آمریکا خواهد بود؟ آیا بهتره برویم به آقایان مسئول بگویم لطفا کمی بیشتر به ما فشار بیاورید و لطفا همه تا اطلاع ثانوی که شاید قرنی شود از حق و حقوق حرف نزنید تا هم پست و مقام من متزلزل نشود و هم این پدر سوخته آمریکا موشک به مراکز اتمی نزند؟ آیا جان بعضی انسانها ارزش ندارد؟ آیا به عقیده شما تمامی اقلیت‌های ملی، مذهبی و جنسی می‌باید در صف اعتقادات شخصی و سیاسی شما قرار بگیرند و جیک نزنند؟

تا بوده لشکر انگلیس و آمریکا در ایران و زیر پای ایران بوده آیا بهتر بود مشروطه نمی‌بود؟ آیا بهتر بود تا مصدق نفت را ملی نمی‌کرد تا نکند انگلیس و امریکا لشکر کشی کنند و کودتا؟ آیا مشکل شما فقط مسائل مربوط به زنان و همجنس‌گرایان است؟ اصولا شما با چند نفر همجنس‌گرا دوستی و آشنائی نزدیک دارید و آیا با ایشان نشست و بر‌خواست می‌کنید؟ آیا واقعا به دگر اندیشی معتقد هستید؟ این چه عادتی‌ست که بی دلیل و فکت و توضیح و استدلال لغت پراکنی می‌کنیم ؟

آیا شما هم معتقد هستید که " با من اگر نیستی، با دشمنی؟"

ناشناس گفت...

من نمیفهمم چرا همه از گیج و گولی این آخوند دلخورند. شما دلت می خواسته یک آخوند اصلاح طلب یا مثلا متخصص می بود که یک راه دررویی برای تایید همجنس گرایی دراسلام باز میگذاشت؟ در حالی که همین آخوند معمولی تکلیف اسلام روزمره زندگی مردم را با همجنس گرایی خیلی روشن نشان داد. اینکه سازشی وجود ندارد. حالا اگر من وتو دلمان می خواد که تعبیر دیگری هم وجود داشته باشد یک چیز است. اسلام امام جمعه جنوب شهر تهران هم یک چیز کاملا واقعی است که نمی توانی منکرش بشوی.

ناشناس گفت...

این "فرید سی‌بی‌سی" که شستت گذاشتت کنار! شما فنی‌ها اصلا نه دید انتقادی درستی دارین، نه منطق و قدرت استدلال بدون مغلطه. فقط بلدین حرف های شکمی بزنین و کارهای بی حساب کنین.

fereydoon گفت...

The documentary was absolute nonsense and worse than than was his critics about u in his blog. A dogm person making a documentry about Homosexualty in Iran .C'mon give me a break ! I think all this person wanted to accomplish, was to get some attention and identity .The question is why he is trying to get that from Iranians' expense?! Disgusting !!

fereydoon گفت...

Documentry must have some documents to back it up .U can't just make a film and select some people and try shit all over the place .I wonder how CBC let this imaginary fiction been played as a documentary ..hmm I think I do know !!

سعید گفت...

یاسر جان
حرفهای شما درسته. متاسفم از اینکه در بعضی نظرها بی احترامی شده

ناشناس گفت...

خیلی خوب نوشتی آفرین ولی متاسفانه حکومت ایران با این حماقت ها و شدت گرایی در سفت و سخت کردن حجاب، خودش بهانه به دست همه می دهد و عاقبت چنین بی عقلی هایی هم مشخص است. حکومت باید آدم شود و دست از شدت گرایی و خدا بازی بردارد و کمی مطمئن تر رفتار کند

ناشناس گفت...

فرید سی بی سی واقعا رید با این فیلمش
سرتاسر دروغ و تبلیغات چریک وار !؟ برای کی !؟ حتما نو محافظه کاران جنگ طلب امریکایی
اخه شرف هم بد چیزی نیست این دلقک دست هر چه بیشرفه از پشت بسته
بابا صد رحمت بهمین غربی ها که دشمنند اما اگاه

بیندیش گفت...

آقا ما امروز یه کامنت گذاشتیم برای این فرید خان. دو ساعت بعد پست را با تمام کامنت ها حذف کرد. دمش گرم این بابا چقدر آدم با منطق و با شعوریه.

خلاصه حرفم این بود که وضع همجنس گراها تو ایران هزار بار بهتر از وضع همجنس گراهای پاکستان و عربستان و غیرو وغیره است. حالا چرا سی آی بی سی اینقدر دلواپس گی های ایرانه بماند.

دوم اینکه ایشون معتقد بودن که فیلم کلی پیام مثبت در مورد ایران داشت ولی یکی از اون پیام ها توسط گوینده فیلم ذکر نمیشد! ولی جملاتی مثل این را میشنیدیم
He is followed by secret police. His friends are routinely whipped. Some are executed.