یکشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۵

از دفاع از براندازی تا مخالفت با انقلاب فرهنگی!

جلسه‌ی دیروز از بابت شرکت‌کنندگان اکیدا تاسف‌بار بود! خود سخنرانی با یک مقدمه‌ی نسبتا طولانی آغاز شد و سپس با خاطره‌گویی ادامه یافت. من خودم از شنیدن خاطرات دوران انقلاب خیلی لذت می‌برم و برای همین از جلسه خیلی خوشم اومد اگر چه متوجه شدم خیلی‌ها هم راضی نبودند. به هرحال این برنامه ادامه دارد و قرار شد یه جلسه‌ی دیگر هم بگذارند.

قسمت مهم ماجرا پرسش و پاسخ بود. جو جلسه کاملا جو براندازانه بود! وقتی این بهمن بنده خدا از دکتر ملکی برای تحریم انتخابات انتقاد کرد، بدجوری ناجوانمردانه مورد هوی! حضار قرار گرفت. آخر جلسه هم یک نفر پا شد و بدون وقت قبلی شروع کرد به حرف زدن. از قول جوان‌های ایران! هم گفت که همه نه طرفدار جمهوری اسلامی‌اند و نه اصلاحات، فقط براندازی می‌خواهند!! بعد هم شرکت‌کنندگان یه کف اساسی برای ایشان زدند.

برای من خیلی جالبه که یه عده همین جور به انقلاب فرهنگی بد و بیراه می‌گویند و بعد برای براندازی کف می‌زنند. براندازی جمهوری اسلامی اسم دیگه‌اش انقلابه. یه هم‌چنین ساختار در هم‌تنیده‌ای (ای‌ول کلمه) از روحانیت و بازار و دولت و بسیج و ... رو بخواین بربیندازید باید انقلاب کنید وگرنه خودتون رو مسخره کرده‌اید. خب همین حاکمیت تو دانشگا‌ه‌ها هم کلی استاد و تشکل و بسیج و غیره داره که مسلما مشمول پروسه‌ی براندازی جمهوری اسلامی می‌شن. به هم چین کاری هم می‌گن انقلاب فرهنگی. حالا شما ممکنه از جمهوری اسلامی بهتر عمل کنید و برای این کار به جای ۳ سال مثلا یک سال یا شش ماه در دانشگاه‌ها رو ببندید. اونا هم که سال ۵۹ انقلاب فرهنگی کردند برای قشنگی که دانشگاه‌ها رو تعطیل نکردن. داشتن رژیم شاه رو برمی‌انداختن!

30 comments:

ناشناس گفت...

You noticed that this occurred because of a group of non-students. Perhaps lefties, or I do not know from the hell they showed up. The best way to discuss with Dr Maleki these things, that I am in agreement with you, to talk in less advertised environment.

You have written in a way, that it seems that every body there was revolutionary which was not like that. Please clarify that these groups usually show up in these kind of meetings in TO, as a fossil group.

No wonder that revolution diverted into such a sad ending! For God's sake they have not learned to make a dialog!

ناشناس گفت...

ساسر خان ...هی میگم نره شما میگی بدوش !!!جوان محافظه کار اندوره شاه که برای
انقلاب سفیدش و اصلاحات !!و یا تاجگزاریش یک امجدیه را نمیتوانست پر کند و از
بچه مدرسه ایها با زور چند هزارتایی توی امجدیه جمع میکرد با ساواک و گاردش تا ۲۲ بهمن
مقابل سیل تظاهرات ایستاد ...حالا این نخودی ها اگر اشوب امریکا و اروپا بخاطر اسراییل
نبود و کارهای مضحکشان را تو بوق و کرنا نمیکردند اصلا گوز در بازار اهنگران
هم نبودند ...قدیمها تو غرب از کل جمعیت دویست هزاری لا اقل چند ده هزار کنفدراسیونی
میامدند بیرون حالا در تورنتو از صد هزار ایرانی صد نفر هم نمیاید چرایش را
ان دانشجو !!!گوش بزنگ سیا بهتر میداند

Pezhman گفت...

یاسر خان بعد جلسه میماندی یه گپی با هم بزنیم

ناشناس گفت...

براندازي جمهوري اسلامي فقط از طريق حمله خارجي ممکن است. تنها راه نجات کشور اضمحلال تدريجي جمهوري اسلامي و از بين بردن نهادهاي غير دمکراتيک و تصويب قوانين انساني و تغيير فرهنگ عمومي است.

ناشناس گفت...

به آدم حرفو یه بار میزنند به یه بچه مسلمون خاتمی چی از یه خانواده انگل مذهبی گویا صد بار هم بگی تو اون جمجه پوک فرو نمی ره.
الاغ جان. نازی ها هم استادها رو بیرون کردن بعدش متفقین هم دوباره مجبور شدن المان رو از نازی ها که همه جا ساختار در هم تنیده ساخته بودن پاکسازی کنند.
فقط یه ابله پررو وقیح بچه مسلمون مثل تو فرق ایندو تارو گویا نمی تونه یا نمی خواد وارد اون پهن های تو مغزش کنه.
برو گورتو گم کن تا دیر نشده بابام جان.

محمدرضا گفت...

بعضی وقتا این ابراهیم نبوی حرفای درستی می زنه. مثلا در مورد این افرادی که تو ازشون یاد کردی (که گویا این نظر دهنده آخر هم جزئشون است) میگفت دایناسورها. آدم دلش براشون می سوزه.

ترسان گفت...

آقا یا خانم بی نام
برای شما متاسفم. آدمهایی مثل تو روی هیتلر و نازی ها را سفید می کنند اگر به قدرت برسند. آن ها که پیش از به قدرت رسیدن در سال 57 دم از رحمت و بخشش می زدند چه جنایت ها که نکردند وای به روزی که امثال تو به قدرت برسند و بخواهند دمار از روزگار مردم در بیاورند.

ناشناس گفت...

محمد رضا جان
تو برو به حال خراب خودت و همفکرانت دل بسوزون عزیز من.
با این بهشتی که از ایران ما تو این ۲۷ ساله ساختین روتون هم زیادی زیاده -باید یه کم کمش کرد.
منجمله همون نبوی جوجه مارکسیست بعد حزباللهی شده که حالا در سطح دلقک )
دستمال چی رفسنجانی در شعبه خارج کشور تنزل پیدا کرده
(

ترسان خان یا خانم
شما از علم غیب یا قدرت وحی چیزی برخورداری باباجان؟
با یه جمله چطور به این نتایج مشعشع رسیدی عزیز من؟
حرف غلط می زنم؟ در آلمان پیش و پس از نازی ها جز این بود؟
این فلان فلان شده های اسلامی چیزی کم ار نازی ها کردند؟
چطور با یک جمله من تا اونجاهارو می بینی این همه جنایت و کثافتی که
قماش خاندان همین یاسر خان و سایر برادران و خواهران اسلامی
مرتکب شدند رو نمی بینی که از وقاحت این جوجه که حالا اومده شهر فرنگ اون مخ کبره بستش از هم گسیخته شده
مثلا روشن شده بقول خودش مثل هر نوکیسه هم با اینکه دیگه دست راست و چپش رو هم از هم تشخیص نمی ده فکر می کنه قبل از اون کسی دیگه فکرش به هیچی نمی رسیده - چطور از وقاحت این جوجه صدات در نمی آد ؟
بله؟

ترسان گفت...

به علم و قدرت غیبی نیاز نیست. شما که هنوز به قدرت نرسیده، ندانسته و نشناخته با زبان خشونت حرف می‌زنید، معلوم است که به قدرت که برسید چه می‌کنید.
آن‌ها که در سال ۵۸ فریاد «اعدام باید گردد» شان همه جا را برداشته بود، در سال ۵۶ همه صحبت از دوستی و رحمت می‌کردند.

آلمان نازی را مثال زدی، آفریقای جنوبی را هم ببین.

اعدام و خشونت و پاک‌سازی با همین تهمت‌ها و جنایت‌کار دانستن دیگری شروع می‌شود، هم چنان که در آن سال‌هایی که از آن بیزاری ختم شد به آن چیزها که می‌دانی.

تو که خاندان کسی را که نه می‌دانی کیست و نه می‌شناسی کم‌تر از جانی و کثافت نمی‌خوانی، روزی که به قدرت برسی به کم‌تر از کشتن مخالفانت راضی نمی‌شوی.

با چشم بستن و زبان گشادن راه به چایی نمی‌بریم. «همه را به یک چوب راندن و بهشت را به نام خود خواندن» آغاز جنایت است.

ناشناس گفت...

می دانم افریقای جنوبی ورد زبان شماها شده ولی حتی از الان هم معلوم تست که آفریقای جنوبی به راه درستی نمی رود .
آلمان اما به راه درستی رفته پس من ۱۰۰ در ۱۰۰ راه برخورد با نازی ها را ترجیح می دهم اگر برای ایران امیدی باقی مانده باشد.
رژیم سابق آفریقای جنوبی به هیچوجه قابل مقایسه با نازی ها و اسلامی ها نیست پس مغلطه نکن.

این یک.

شاید در اندیشه و حافظه مغشوش و ایديولوژی زده تو آن فاشیست ها در سال ۵۶ همچین حرفهایی می زدند که چرند هست. شاید هم ان زمان در خلسه بودی و مهملاتشان رو اینجوری میدیدی همانطور که مردم المان به پیام محبی هیتلر گوش میکردن ولی برای اونهایی که ذهنشون سالم بود هیچ فرقی بین حرفهای ۵۶ و ۵۸ و اعمالشون از
اول انقلاب تا حالا نبود و نیست.

اگه حرفهای من بهت سخت می اد این قسمتی از درمانه بیچاره. چون فریبی دیگه در کار نیست و باید یاد بگیرین تا با حقیقت رو برو بشین و اونجایی هم گه لازمه اقدام کنین.

این مزخرفات راجع به بهشت و اغاز جنایت و زهر مار و که از کتابهای صد تا یه غاز قرقره می کنی برو سر جلسات معاشره با رفقات دکلمه کن. جز این مهملات که کار و عمل درست ازتون بر نمی آد فقط همین بچه بازیه رو بلدین.
جمعش کن.

اقا یا خانم فالگیر باز هم می پرسم از کجا می دونی من خاندان این مردک رو نمی شناسم؟
چرا تو از چیزی که نمی دونی اینهمه با اطمینان حرف می زنی ؟:
تو مگه منو می شناسی حرف مفت می زنی؟

ناشناس گفت...

احمق جان ...هیتلر برای نابودی کمونیسم با کمک واتیکان بقدرت رسید وقتی
بعلت دسیسه چپها با یهودیان در گیر شد کمونیسم بدرستی تا برلین
هم رفت و نصف اروپا را هم گرفت ...این چه ربطی بایران دارد!؟ البته
انچه خواب امریکا/ انگلیس را بهم زده استقلال ایرانست و همین کامنت گزار
عاشق اندو چپاوولگر هم میداند چه مینویسد ...اما بزار تا صبح
دولتش بدمد

نگار گفت...

فقط تعداد فحشهایی که این بدون نام در این چند پست تایپ فرموده اند را بشمارید.
و خود قضاوت کنید. آینده ای که امثال ایشان بخواهند برای ایران بسازند برای خودشان خوب است و اطرافیانشان که به این دست کلام و منطق عادت دارند. لابد من هم مخاطب بعدی ایشان قرار میگیرم که هر چه دلشان خواست به زبان بیاورند ولی نتوانستم در مقابل این همه بی احترامی از سوی یک هموطن سکوت کنم.

ناشناس گفت...

آقای بینشان فسیل ماقبل تاریخی کمونیست
برو بابا این حرفات مدتهاست
تاریخ مصرفش گذشته.
کمونیسم و نازیسم عین هم هستن و بودن دو تا فرقه از یک دین هستند. نازیسم هم جگر اسمش ناسیونال سوسیالیسم بوده مگه نه؟
اینکه دشمن همدیگه بودن وقتی منافعشون به هم می سابید (و الا پیمان نصف کردن لهستان بین همدیگه که یادت نرفته فسیل عزیز؟) عین همین دشمنی خونی بین شیعه و سنی یا کاتولیک و پروتستان هست.
این استقلال که زر ورد زبون شماهاست هم ببرین با هاش یه کارهای دیگه بکنین که لایق بیش از این نیست. با همین مهملات یه ملت رو بدبخت کردین گویا تا منقرض نشین هم ول کنش نیستین.

برو بابا بذار باد بیاد.
نگار خانم در برابر این همه اعدام و جنایت و سنگسار و شکنجه و فساد و فحشا ولی پنداری این طبع لطیف امثال تو از پوست کرگدن هم کلفتتر می شه که اونجاها می تونین ۲۷ سال سکوت کنین؟
خجالت نمی کشی؟
بهت توهین شده؟
چه بهتر!

ترسان گفت...

آقای بی‌نام،
جناب‌عالی که به حق این قدر نگران هستید تشریف بیاورید ایران و آن چه این بیست و هفت سال ما کشیده ایم شما هم بکشید. اگر نه لاف در غریبی زدن که هنر نیست.

ما در ایران خون به دل می شویم تا یک گام به جلو برداریم، تو آن جا نشسته ای می گویی چرا نمی دوید.

از مشخصات فاشیسم هم یکی این است که همه را جز خود جانی می‌داند و به نام عدالت و مبارزه با فحشا و فساد و جنایت هر جنایتی می‌کند.
هنوز به قدرت نرسیده‌ای زبان تهمت و تو‌هین‌ات دراز است، وای به روزی که کدخدای دهی بشوی.

نگار گفت...

آقای بینام. نه من خجالت نمیکشم. من کودکیهایم در ترس و وحشت جنگ تباه شده.وبا هرگونه اقدامی که امنیت ایران را حتی برای یکروز به خطر بیندازد مخالفت میکنم چه اینکه مثل شما به کسانی که بر اریکه قدرت تکیه زده اند نگاه نمیکنم و به بیدردانی که هزاران کیلومتر دورتر نشسته اند در کمین که وقتی ایران آنطور که میپسندند شد قبول زحمت کنند و به مملکت منت نهند و بازگردند فکر نمیکنم. بلکه به میلیونها ایرانی و کودکان و زنان و مردانی فکر میکنم که با یک اشتباه آشیانهایشان و آرامش و زندگیشان تباه میشود. من نمیخواهم زجری که نسل من تحمل کرده دوباره تکرار شود. برای همین به دنبال راهی میگردم که بشود شرایط را اصلاح کرد و میشود اگر امثال شما بگذارند و آتش قهرو کینه شان همه جا را به آتش نکشد. اینجا محل تبادل نظر آدمهایی همدرد است که همه یک چیز را میخواهند آنهم ایرانی بهتر است ولی برخورد شما با هموطنان خود که علی رغم اختلاف نظر در انتخاب مسیر حداقل یک دغدغه خاطر داریم درست نیست.

ناشناس گفت...

ترسان
داری حوصله منو با این ازین شاخه به اون شاخه پریدن های بیربطت سر می بری.
اگه اینکه من مثلا یک جانی خطرناک هستم تورو از جنبه هایی ارضا می کنه خوب خوش باش باباجان. لالایی بگم واست؟ چه کارت کنم؟ در طبقه بالای اون خانه گویا کسی نیست. .

نگار تو هم همینطور. جواب نداری بدی راجع به چیزهای مثل امنیت ایران اظهار فضل می کنی که چه؟
بزرگترین خطر امنیت ایران رژیمی است که این یاسر و قبیله ش حتی در بلاد کفر هم دست از سر حمایت و ماله کشی ش نمی کشند.
برعکس امثال این موجودات خیلی از کسایی که خارج از کشورند مجبور شدند سرزمینشون رو ترک کنند.
جواب که ندارین گیر دادن به این مهملات می شه توجیهتون.

یه بار دیگه می گم. وقتی این جعلق با وقاحت تمام بدبخت شدن و تباه شدن این همه استاد دست اول رو که نه سیاسی بودند و نه ربط خاصی به دربار و شاه داشتن (اونایی که ربط داشتن که وضعشون از اول بهتر بود نمونه ش مهدی گلشنی
(
به عنوان کار ضروری برای براندازی رژیم
معادل پاک کردن دانشگاه از یه سری نماینده ولایت و «مثلا استاد» بی سواد مکتبی و حزب اللهی و امور تربیتی بسیج و کوفت و زهر مار عنوان می کنه چرا یکی از شما دموقراط های قراضه دهنتون باز نمی شه دو کلمه اعتراض کنین؟
چرا ابنجاها احساس توهین بهتون دست نمی ده؟ چرا خفه خون ناحق گرفتین؟
خجالت بکشین ماله کشهای آخوندی.
بی شرمی هم حدی داره.

ترسان گفت...

آقای بی‌نام
راست گفته‌اید اول انقلاب خیلی از استادها را از دانش‌گاه بیرون کردند. چرا؟ به یک علت ساده. چون تصمیم‌گیرها و البته خیلی از مردم این جوری فکر می‌کردند که الان می‌گویم:
۱. شاه جنا‌یت‌کار است و طاغوت.
۲. هر کس که طرف‌دار ما نیست یا مثل ما نیست پس طرف‌دار شاه هست. و بنابراین او جنایت‌کار و طاغوتی است.

۳. دانش‌گاه‌ها ( و دیگر اداره‌ها و سازمان‌ها ...) باید از طاغوتی‌ها پاک شود.
۴. چه کسی طاغوتی بودن یا نبودن را تعیین می‌کند؟ «من»
۵. پس «من» شروع می‌کنم به «پاک‌سازی» «دیگران».

حالا جای همین شاه بگذار خمینی و رژیم فعلی، به جای طاغوتی هم بگذار حزب‌اللهی، مذهبی، کمونیست، و خاتمی‌چی و ... . می‌شود همین چیزهایی که تو می‌گویی.

جالب است که همان واژه‌های انقلابیون سال ۵۷ را هم به‌کار می‌گیری: «پاک کردن دانش‌گاه از ...». اول انقلاب هم با همین «پاک‌سازی» از آب‌دارچی تا استاد دانش‌گاه را انداختند بیرون.

حالا یک بار از خودت بپرس: معیار پاک بودن یا نبودن چیست؟ چی کسی حق دارد درباره‌ی پاک بودن یا نبودن دیگران قضاوت کند؟ آیا تو با خواندن چهار نوشته از کسی یا با دیدن ظاهر کسی می‌توانی حکم برای او و خانواده‌اش صادر کنی؟ آیا همه به یک اندازه جنایت‌کار اند؟ آیا مسوولیت اخلاقی و حقوقی یکی‌ است؟

ناشناس گفت...

چه عجب توجه شما به آنچه بر استادهای اول انقلاب رفت بالاخره جلب شد که بحث اصلی اینجا بوده مثلا.
زحمت کشیدین!
آقا جان جوابت دو کلمه است . یک گروه مستقل تحقیقات که بگردد دلیل و مدرک پیدا کنه وضع برادران اسلامی رو مشخص کنه. من کجا گفتم شخص بنده نسوول این کاره که باز همچنان هذیون می گی.
حالا هی این مغلطه هارو ادامه بده. دادگاه صالح هم بیاد تکلیف گنده ها ی این رزیم و اونهایی رو که دستشون به خون آلوده ست رو مشخص کنه . حالا باز پا برهنه بپر وسط که زمان انقلاب هم نمی دونم امثال من همه رو اعدام کردن.
واقعا بی ربطی حرفات رو نمی فهمی یا خودتو زدی به خریت؟

ترسان گفت...

چه عجب شما کم‌تر از ۵-۶ تا فحش و ناسزا در حرف‌های‌تان بود.
من حرفم این بود این خشونت زبانی شما منجر می‌شود به خشونت عملی، به خصوص وقتی که پای قدرت هم در میان باشد، به همین سادگی.
شما که در دو کلام بحث منطقی بی چهار ناسزا نمی‌توانی حرف بزنی، و حکم صادر می‌کنی و اتهام می‌زنی و با یک برچسب هر که نمی‌پسندی را به چوبمی‌رانی؛ چه‌طور انتظار داری قبول کنم که اگر به قدرت رسیدی بی‌گناهی را پاک‌سازی نمی‌کنی و به چوبه‌ی اعدام نمی‌سپری؟
واقعآ ربط این چیزها را به حرف‌های خودت نمی‌فهمی یا خودت را به ندانستن می‌زنی؟

ناشناس گفت...

اه دیگه واقعا حوصله منو سر بردی.
کی گفته من قراره یا اصلا می خوام به فدرت برسم؟ چرا ول کن این معامله نیستی؟!
از اون کامنت اول دارم می گم هر گردی گردو نیست هر عملی مثل دیگری نیست همچنان این مزخرفات رو ادامه می دی.
بسه دیگه.
به این بچه مزلف جوجه خاتمی چی فحش میدم. خوب می کنم.
حقشه. بیش از این ارزش مصاحبه از نظر بنده نداره.
به تو فحش دادم چون حرف بی ربط و اتهام نا روا زدی. باز هم بزنی باز هم میدم.
اگه مشکلت زبان منه از اول فقط همینو بگو.

این سیستم جنایت کار فاشیست و ادمکش بوده و هست. هر کس که عین این جعلق ازش حمایت کنه و دايم در حال ماله کشیش باشه شایسته احترام نیست.
هر فحشی هم که بخوره حقشه. اصلا اینکه بهش محل گذاشته شده از سرش هم زیاده؟
افتاد یا نه هنوز؟

ترسان گفت...

«تو چی‌کار داری که تو این داروخانه نفت هست یا نیست؟ کارت را بکن و برو.»
افتاد؟

Mohammad R. گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
ناشناس گفت...

Anonymous,

You are so funny (and sad as I said once). But you really made my day today. Was laughin out loud reading your comments after a busy day ;-). I just wonder how old are you. How many more years can you live with this anger?

(BTW, I have an estimate of the number of "Fohsh" you are going to include in reply to this one. Try to beat it :-)

Mohammadreza

ناشناس گفت...

خیلی وقته افتاده داداش. مال تو کی می افته؟

ناشناس گفت...

محمد رضا
تو که اینقدر خوش خنده ای برای اینکه روزت باز بیشتر ساخته شه و «حال» کنی چرا نمی ری یه سری جنایاتی رو که این نظام مقدس کردن و می کنند مرور کنی خستگیت بیشتر درره.

ترسان گفت...

آقای بی نام
هنوز مال شما نیفتاده. اگر افتاده بود که دوباره نمی آمدی از داروخانه داروخانه سراغ نفت بگیری؟

ناشناس گفت...

آقای ترسان
چیه؟ کم آوردی هذیون می گی دیگه ؟
نفت می خوای؟ «خانواده» نفتشون تموم شده؟ چیه بابا؟ چی میخوای؟
گفتم که مال شما گویا نمی خواد بیافته
.
موقع خوابت نشده؟ جیش بوس لالا

پرسشگر گفت...

سلام
ما داریم یه حرکت مدنی رو پایه ریزی می کنیم بلکه کمکی باشه برای برون رفت از این بحرانی که گریبان گیرمون شده. به دنبال سنگ بزرگ زدن نیستیم. فقط میخوایم تاثیرگذار باشیم هرچند کوچک. همرایت با این حرکت میتونه تاثیر زیادی در موفقیتش داشته باشه.
یا حق!

ناشناس گفت...

آهای بینام !؟ وقتی ارزو داری با چیز !؟ آمریکا بحجله عروس ایران بری
این دیگه هوار زدن نداره داره !؟ تازه عروس حجله عجوزه ایست که کمر !!امریکا
را با بیرون کردن شاه از ایران و در لبنان و افغانستان و اخیرا عراق شکسته
یادته ان انگشت های جوهر زده عراقی را جرج بوشت تو بوق کرد و سینه سپر کرد
اما تازه فهمید ان انگشتها بکجایش رفته ....کوچولو نشاشیدی شبها درازه
اول تاریخ ایران را بخوان تا مثل لاتهای سر گردنه امروز ه در کاخ ابیض !!بخاجت
نرینی بوش - چنی - رامزفلد ها را میگویم

ناشناس گفت...

يادداشتي درباره انقلاب فرهنگي
http://naneveshteh-man.blogspot.com/2009/08/blog-post_31.html