یکشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۵

تحلیل اوضاع ایران و دنیا به شیوه‌ی عباس عبدی!

البته خب مگه حزب‌الله کاری می‌کنه؟ اصلا اسراییل مگه کاری می‌کنه؟ حالا مثلا بکنه خب چی میشه؟ اصلا این جنگ به نظر من اصلا مهم نیست. به این زودی هم تمام نمیشه. خب بشه هم فرقی نمی‌کنه. انگار که مثلا میوه و سبزی‌ِ خانه‌ی ما تمام بشه. مهم اینه که اصلاح‌طلبان هیچ برنامه‌ای ندارن. خب اصلا داشته باشن هم مثل اینه من یک لب‌تاپ داشته باشم. چیکارش می‌کنم؟ میرم باهش ایمیل می‌زنم؟ ایمیل من به چه دردی می‌خوره؟ اول باید بریم ببینیم تو این سیصد سال چه افرادی تا حالا ایمیل زدن. تازه اسم همشون را هم دربیاریم بازم باید به حال اصلاح‌طلبان گریه کنیم. بدبخت‌ها اصلا گیجن. فقط سیدحسن نصرالله میدونه داره چی کار می‌کنه که خب خوب می‌دونه که هیچ کاری نمی‌کنه. نظر من را بخواید جهان داره می‌شه باغ‌وحش. یک باغ‌وحش که اصلا نه در داره نه دیوار. حالا شما بیا برای این باغ‌وحش دیوار هم درست کن. فکر می‌کنی فایده داره؟ اگه داشته بود که الان احمدی‌نژاد رییس‌جمهور نبود. اون وقت من رییس‌جمهور بودم شاید هم گنجی. جفتمون هم هیچ کاری نمی‌تونستین بکنیم. می‌رفتیم عربی می‌رقصیدیم که خب نمی‌رقصیدیم هم چیزی نمی‌شد. اصلا مگه قراره با رقص من چیزی درست بشه.

15 comments:

میرزا گفت...

عین خودش بود
دلم خنک شد
البته وقتی به گنجی می پره "با دویست نفر می شود حداکثر یک بن بست در تهران را فتح کرد" بیشتر دلم خنک می شود

ناشناس گفت...

من یک مطلب طولانی در اینباره نوشتم که از دست رفت. گویا دکمه ای چیزی را اشتباه زدم. بهرحال نوشته شما بهترین تفسیری بوده که درباره نظریات آقای عبدی خوانده ام. خیلی گویا بود. به صدتا مقاله استدلالی از نوع مال من میارزید. روحت شاد. اگر وقت شد شاید فردا پس فردا مطلب خودم را هم دوباره بنویسم وبفرستم

Amin گفت...

«آقای گنجی، کدام نظام آخه؟ این نظام رهبری است؟ احمدی‌نژاد است؟ کروبی چطور؟ مشارکتی‌ها چطور؟ کدام رژیم؟‌این نگاه‌های صفر و یک‌اند که مشکل درست می‌کنند.»

آقا همين نگاه‌های صفر و يک... اصلاً مشارکتی‌ها چطور؟

ولی آقا، من برخلاف ميرزا از آن قسمت‌هايی دلم خنک شد که اصلاح‌طلبان رو به علی دايی تشبيه کرده بود! مصاحبه‌ای که در مورد حزب‌الله کرده بود هم تحليل نسبتاً خوبی بود، اصلاً اين‌جور نبود که «مگه کسی کاری می‌کنه و مگه چيزی عوض می‌شه»، کاملاً ديدگاهش رو توضيح داده بود که چه کسی چه کار می‌کند و چه چيزهايی احتمالاً تغيير می‌کنند. ولی من فکر می‌کنم که عمده‌ی سوختگی از همون قضيه‌ی علی دايی باشه...وقتی زيدان نتونه چنين توهينی رو تحمل کنه...راستی مشارکتی‌ها چطور!؟

Babak گفت...

پیک نت رو دیدی؟ تحویلت گرفتن اساسی

ناشناس گفت...

عباس عبدی از اول هم حرفی برای گفتن نداشت.مثل اینکه تو زندان قاط زده بنده خدا!خدا شفا بده

ناشناس گفت...

بر خلاف نظر دوست بالا به نظر من عباس باي فار قوي ترين منتقد سياسي-قضايي ايرونه. ولي الحق تو هم خوب اومدي.

ناشناس گفت...

منتقد سياسی-قضايی؟ آقا سياست از قضاوت جداست يا بايد باشد. برای من، يک مقاله‌ی عباس عبدی فراموش‌ناشدنی است: وقتی (اگر اشتباه نکنم) بعد از حکم دادگاه کوی دانشگاه درباره‌ی «خار در چشم و استخوان در گلو» خطاب به خاتمی نوشت ديگر برای چه سر کار مانده؟ و خاتمی همچنان سرِکار ماند و ملت اصلاح‌طلب را هم سرِکار گذاشت، و البته آقای عبدی هم به جرم دعوت به «خروج از حاکميت» زندانی شد چون اسدلله بادامچيان در ارگان مؤتلفه‌ی اسلامی به درستی فهميده بود که خروج اين خيل سرکارگذاشته‌شدگان از حاکميت، معادل خروج بر حاکميت است.
همين، کفايت می‌کند برای اين که همواره تحليل‌های تند و تيز عبدی را به دقت بخوانم. اميدوارم دوستان مشارکتی هم اين را هميشه به خاطر بسپرند که از بعد از آن مقاله‌ی عبدی، چيزی جز آبروريزی به بار نياوردند و ثمری نداشتند.

Qasem گفت...

اصلا مگه قراره با رقص من چیزی درست بشه؟
شاید چیزی درست نمی شد اما حتمن لبخندی بر لب من می آورد. تازه من هم احساس عذاب وجدان نمی کردم وقتی که دارم به شدت استدلال می کنم که احمدی نژاد رییس جمهور دموکراتِ ایران است. در ایران دولت منتخب داریم نه رژیمِ دیکتاتوری .مردمِ ایران در انتخابی آزاد احمدی نژاد را انتخاب کرده اند. تا که شاید عقیده ی چند نفر را بتوانم عوض کنم که ایران نیازی به حمله ی خارجی و تزریق دموکراسی ندارد

ناشناس گفت...

Hi,

Thought you might be interested in this article about Iran:

http://www.agoracosmopolitan.com/home/Frontpage/2006/07/24/01213.html

saye گفت...

nihilist shodin, ey wal

خرس مهربان گفت...

سلام طنز خوبی بود ولی عباس عبدی از صادق ترین اصلاح طلبان بود مثلا هیچ وقت دنبال مدرک نرفت یا مقام . حرف های شهم البته درست تر هست

دوستدار سقراط گفت...

یاسر متن قشنگی و خنده داری نوشتی ولی در مصداق اشتباه کردی. عباس عبدی واقع بین ترین سیاست مدار ایران است و چه خوشمان بیاید و چه نیاید همیشه جلوتر از زمان حرف هایی زده که معمولا همان زمان درک نشده بعدا همه به حرف هایش رسیده اند. مسئله را ساده دیده ای و کاریکاتورش کردی و البته همین کار را در مورد همه امور دیگر هم می شود کرد مثل آخوندها که حرف های سروش را اینطوری کاریکاتور می کنند که طبق نظر سروش مثلا هر دزدی برداشت خودش را از دین دارد و می تواند دزدی را حلال یا حرام کند و ....

saye گفت...

عباس عبدی از اول هم حرفی برای گفتن نداشت.مثل اینکه تو زندان قاط زده بنده خدا!خدا شفا بده

khob in ham az nazare dustan

yani hich kas deggat nemikone ke in mosahebe ye Abdi tahlil nist, balke ye jur Mashare kardan wa Hoshdar dadane??

khoda be dademun berese

کاساندرا گفت...

ایول یاسر. خیلی حال داد. لحنشو خوب اومدی!

ناشناس گفت...

ببين از چند حالت خارج نيست..يا گنجي از همون پولاي امريكايي ها مي گيره..يا تو زندان خل شده