
کانونِ ایرانیانِ دانشگاهِ تورنتو و جلسههایِ هر شنبهاش که به آگورا مشهور شده است، مدیونِ دکتر رامین جهانبگلو یا همان رامین است. برای همین فکر کردم درست نیست در این روزها که گویا در زندان است دربارهاش چیزی ننویسم. رامین را بار اول در تابستانِ سالِ ۲۰۰۰ در کافهیِ هارت هاوس دانشگاه دیدم. آن موقع هر جمعه شب رامین با یک جمع پنج-شش نفری در کافهتریا جمع میشدند و دربارهیِ مسایل ایران صحبت میکردند. همین گروه چند ماه بعد کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو را در دانشگاه ثبت کردند. تابستان آن سال رامین شروع کرد به درس دادنِ تاریخ ِ فلسفه به جمعی از ما که از ۴ نفر شروع شدیم و پس از یک سال به بیست سی نفر رسیدیم. جلسهها به طور منظم هر شنبه ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر در یکی از کلاسهای ساختمان دانشکدهی کامپیوتر برگزار میشد. رامین از فلسفهی یونان شروع کرد و با پستمدرنیزم تمام کرد. بعد از آن هر جلسه دربارهی یک مفهوم مثل زندگی، عشق، آزادی و ... صحبت میکرد تا این که برای یک سال به دانشگاه استنفورد رفت و بعد به ایران بازگشت. نام جلسههای شنبه را آگورا گذاشت به نام میدانی در یونان قدیم که مردم برای بحث و گفتوگو دورش جمع میشدند.
رامین تورنتو که بود در دانشکدهیِ علوم سیاسی درس میداد. اگر میخواست میتوانست در کانادا بماند. اما نماند به این دلیل که همهیِ ذهنش ایران و تنها جسمش در کانادا بود. از این آدمها شاید البته کم نباشد. اما فقط بعضیهایشان در تصمیمگیریِ میانِ ماندن و رفتن آن اندازه شجاع هستند که بپذیرند هیچ چیز در زندگی تلختر از جدایی ِ جسم و ذهن نیست.
کاش رامین زودتر آزاد شود.