سه‌شنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۴

یکی دو هفته پیش برای استادهای حل تمرین مثل من، یک کلاس آموزشی گذاشته بودند. چند تا از استادها بودند و هر کدام یک مدت درباره‌ی کارهایی که باید سر کلاس بکنیم توضیح می‌دادند. یکی از استادها یک جا در مورد تقسیم کردن دانش‌جوها به گروه‌های چهار نفری صحبت کرد. روی اسلایدی که از قبل آماده کرده بود نوشته بود که گروهتان ۳ تا پسر، ۱ دختر نباشد. خودش دید یک کم ضایع است در آمد گفت البته ۱ پسر، ۳ تا دختر هم نباشد. یک دفعه یکی از استادهای اصلی داد زد که نه، ۳ پسر ۱ دختر نباشد. می‌گفت تحقیق کرده‌اند دیدند در هم‌چنین گروه‌هایی دختر نقش منشی را پیدا می‌کند و گزارش‌نویس بقیه می‌شود.

حرف این استاد من را یاد حرف یکی از دخترهای هم‌دانشکده‌ایم انداخت در چند سال پیش. او به شدت طرفدار مدارس دخترانه بود در برابر مدارس مختلط. می‌گفت در مدرسه‌های مختلط پسرها پررو بازی در می‌آورند و باعث می‌شوند که دخترها یک گوشه‌ی کلاس ساکت بنشینند و اصلا در کلاس مشارکت نکنند.

5 comments:

ناشناس گفت...

کس شعر. شما فنی ها زیادی شوت می زنین. همون مشغول جمع و تفریق باشین سنگین تره.

Qasem گفت...

همیشه به دنبال راهِ حلِ درست

اما آیا راهِ حلِ درست وجود دارد؟ یا هیچ راه حلی درست نیست و باید حالتی همدوس به عنوان ِ راه حلِ بهینه در نظر گرفته شود؟

دردِ سرم عود کرد

محمود گفت...

سلام دوست عزيزم
بعد از گذشت مدت چند ماه باز تصميم گرفتم ادامه بدم و
بنويسم چون اينطوری يکمی احساس سبکی ميکنم
اينبار اومدم با قدرتی بيشتر کار کنم .اولين مطلبم بسيار جالبه چون يه بحث بين منو يکی از دوستام که
نظر دوستم و خودم در مورد دين رو روی وبلاگ گذاشتم
حتما بهم سری بزن خوشحال ميشم. تا بعد
خدانگهدارت

ناشناس گفت...

mishod bejaye in matlab ye chiz por maghz tar nevesht....

ناشناس گفت...

I am teaching three classes these semester, and this is by no means true in these classes, in most cases, the girls are those who ask questions or describe the problems for others in the each group, these are pre-meds though!