جمعه، آبان ۲۰، ۱۳۹۰

و حکایت از دست دادن فرصتی دیگر

توی یکی از این برنامه­ های به اصطلاح نِتوُرکینگ بودم که مثلا قرار بود مردم همین طوری بچرخن و با همدیگه صحبت کنن. یه اتفاقی که مرتب میفتاد این بود که کارت اسمی که به گردن آویزان بود، اون طرفی می شد و باعث می­شد که دیگه اسم و شرکت فرد معلوم نشه. این جا بود که یه ایده­ ی توپ در ذهن اینجانب جرقه زد و این که کارت­های اسم رو طوری درست کنیم که از این رو به اون رو نشه. همون جا که گپ می زدیم، این ایده رو به یکی گفتم و طرف خندید و گفت که خب اسم آدم­ها رو دو طرف کاغذ چاپ کنن! و این گونه بود که بار دیگر فرصت میلیونر شدن از دست بنده رفت.


3 comments:

ناشناس گفت...

So you mean you are not already a millionaire ? So what happened to eTar

یاسر گفت...

For that, I am a billionaire not a millionaire:)

navid گفت...

من اولین بار این رو توی کنفرانس پابلیک پالیسی دیدم. حتی آسون تر از اونی که خودت گفتی پیاده کرده بود. کاغذ ها را دو برابر ابعاد کارت بریده بود (دو برابر از نظر طولی نه عرضی) و بعد در یک طرف کاغذ دو بار اسم ها را نوشته بود و بعد کاغذ رو از وسط تا کرده بود و در داخل پوشش گذاشته بود. مصرف کاغذش دوبرابره ولی خوبی اش این بود که اگه می خواستی ژتونی چیزی هم بذاری توی گردنت بین این دو تا کاغذ می ذاشتی شون! از نظر اجرا هم بالطبع آسون تر بود.