جمعه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۸

باز هم میرحسین

دارم فکر می‌کنم که اگه از آخر فقط موسوی و احمدی‌نژاد موندن، به احمدی‌نژاد رای بدم. احمدی‌نژاد ماکزیمم چهار سال دیگه می‌تونه به مملکت گند بزنه، موسوی هشت سال.

فرازهایی از صحبت‌های میرحسین در دیدار با اعضای ستاد انتخاباتی:

«این ستاد اجرایی نیست ، بلکه دفتری گشوده بر امکانات است که جنبه هدایتی و نظارتی دارد.
وی با اشاره به خاطره ای از دوران نخست وزیری خود، گفت: در دوران نخست وزیری آقایی از کارمندان دولت در خوزستان بود که گزارش‌هایی برای من می‌فرستاد. این گزارش ها از گزارش های استانداری قوی‌تر بودند. ایشان بعد از بیست سال دوباره با من تماس گرفته و گفته‌است که احساس وظیفه‌نموده و می‌خواهد مطالبی را منتقل کند . فرد دیگری گزارشی از موضوع جوانان برای بنده و دیگر دوستان فرستاده که به اندازه کار گروهی قوی ارزش دارد. این آقا انتظاری هم نداشت .»

چهارشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۷

بازگشت به ایران، فرصت‌ها و تهدیدها

ساعت پنج بعدازظهر امروز دکتر ایمان افتخاری (یا همون ایمان خودمون)‌ در دانشگاه تورنتو درباره‌ی تجربیات خودش از برگشتن به ایران صحبت می‌کنه. عنوان سخنرانی که انشاا... به جلسه‌ی بحث تبدیل می‌شه هست :«بازگشت به ایران، فرصت‌ها و تهدیدها». اطلاعات بیشتر هم در این پایین. برگزارکنده‌ی برنامه هم کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو هست. برنامه‌ی مشابهی هم در واترلو روز جمعه برگزار می‌شه.

Returning to Iran, Opportunities and Challenges

IAUT is pleased to organize a debate on “Returning to Iran, Opportunities and Challenges” with a Presentation by Dr. Eaman Eftekhari vice-head of School of Mathematics, Institute for Theoretical Physics and Mathematics (IPM), Tehran.

In his presentation, Dr. Eftekhari will speak about his experiences as a researcher after returning to Iran. He will discuss some of the opportunities and challenges that a university graduate may face if he or she decides to return to Iran after completing his/her degree. Dr. Eftekhari will also describe some of the programs that currently exist to facilitate the scientific exchanges between researchers inside and outside Iran. His talk will be followed by discussion among the audience.

Dr. Efekhari is currently the vice-head of the school of Mathematics at the Institute of Theoretical Physics and Mathematics (IPM) in Tehran. He obtained his PhD in Mathematics at Princeton University in 2004 which was followed by a post-doctoral fellowship at Harvard University till 2007. He then returned to Iran and joined IPM as a senior post-doctoral research fellow. Dr. Eftekhari is also a Sharif University alumni and the recipient of two Gold medals in International Mathematics Olympiad in 1995 and 1996.

What: Returning to Iran, Opportunities and Challenges

When: Wednesday, March 18th, 5-7 pm
Where: Room 4422, OISE Building 252 Boor St. W, map


شنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۷

سخنرانی موسوی در نازی‌آباد

اول یه مقدمه بگم اونم این که نگاهِ بنده به انتخابات در پیش رو برنده شدنِ هرکس جز احمدی‌نژاده. قالیباف که روی شاخشه، اگه لازم باشه من به پورمحمدی هم رای می‌دم که احمدی‌نژاد رای نیاره.

دوم این که موسوی داره میاد قدمش روی چشم. مشکل من اون نوع اومدن موسویه که هدفش منصرف کردن خاتمی باشه. وگرنه اگه خاتمی باشه، موسوی هم بیاد چه بهتر. رای‌های موسوی بویژه با این راهی که موسوی در پیش گرفته،‌ فقط از رای‌های احمدی‌نژاد کم می‌کنه.

یک نکته هم فقط از باب پرکردن صفحات وبلاگ. اونایی که می‌گن موسوی عوض شده امیدوارم دیگه با خوندن وب‌سایت کلمه و این سخنرانی اخیر موسوی در جمع مردم نازی‌آباد به این نتیجه رسیده باشن که موسوی اگه تغییری کرده باشه به عقب بوده و نه به جلو. فقط خدا رو شکر موسوی سیستم بخور بخور نداره وگرنه سیاست‌های اقتصادیش به مراتب می‌تونه بدتر از احمدی‌نژاد هم باشه. باز احمدی‌نژاد این سال آخری فهمید که باید سوبسیدها رو حذف کنه. شما فقط سخنان موسوی رو بخونین. یه جا گفته «امام دنبال این نبود که جامعه را کالایی کند.» یا مثلا «اسلام ناب محمدی نمی تواند سازمان برنامه و بودجه را منحل کند» از همه جالبترش اونجاست که موسوی می‌گه «ما با مرفهینی مخالف هستیم ... و با خودروهای چند میلیونی یک حالت سرکوبی را در قشرهای پایین جامعه ایجاد می کند.» خلاصه خودروی تجملاتی برای میرحسین چندمیلیونه:)

سه‌شنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۷

پیشنهاد برای بازنگری قانون اساسی

اگه خاتمی بکشه کنار و کروبی و میرحسین در برابر اون یکی دیگه بمونن، من یکی که به شیخ رای می‌دم.

پیشنهاد می‌کنم اگه یه زمانی قرار شد قانون اساسی بازنگری بشه، علاوه بر خیلی تغییرات دیگه، شرط «بچه بازی در نیاوردن» رو هم به شرایط کاندیداهای ریاست‌جمهوری اضافه کنن.

پنجشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۷

ریاضیاتِ رقابتِ انتخاباتی

کشفِ امروز بنده هم این که رقابت‌های انتخاباتی خاصیت جابجایی نداره. کروبی رقیب اصلی‌اش خاتمیه ولی خاتمی رقیب اصلی‌اش کروبی نیست.

به نظرتون رقابت، خاصیت تعدی داره یا نه؟

چهارشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۷

در ستایش خاتمی

باز خدا پدر و مادر خاتمی رو بیامرزه که دست‌کم اون یک سال اول رییس‌جمهوریش در مقابل محافظه‌کارها ایستاد و آدم‌های خوبی رو هم سر کار گذاشت. این اوباما که هنوز یه ماه نیومده با این کسایی که برای سیاست خارجی انتخاب کرده، همه رو نومید کرده.

یکشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۷

Speech Writing 101

بدین وسیله پیشنهادهای زیر به آقای خاتمی (بویژه سخنرانی‌نویس ایشان) ارایه می‌شود:

خاتمی ازبه کار بردن یک سری کلمات و اصطلاحات در سخنرانی‌هایش دوری کند. این کلمات در میان مردم تداعی‌کننده‌ی خاتمی ِ حرافی است که به جای کارکردن فقط حرف می‌زند. نمونه‌های این کلمات «مردم‌سالاریِ دینی»، «کرامتِ انسانی»، «گفتمانِ انقلاب» و « آرمان» است.

خاتمی در جملاتش همیشه از فعل‌های معلوم به جای مجهول استفاده کند. مثلا بگوید «من به شما نان می‌دهم» تا این که بگوید «انسان برای زندگی به نان احتیاج دارد»، یا این که «من می‌روم» به جای «رییس‌جمهور باید برود». به طور مشخص خاتمی اسم ِ احمدی‌نژاد را به کار ببرد. بگوید «احمدی‌نژاد این کار را کرد یا نکرد.» تا این که بگوید «این کارها می‌شود یا نمی‌شود.»

خاتمی اهداف واضح و مشخصی را اعلام کند. مثلا بگوید که تورم را به زیر ۱۰ درصد کاهش می‌دهد. می‌تواند بگوید که در زمان خودش در این کار تا حدی موفق بود و احمدی‌نژاد هم با این همه درآمد نفت تورم را به ۲۵ درصد رساند. تورم و مقدار آن برای اکثر مردم واژه‌های معنی‌دار و قابل فهمی است.

سه‌شنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۷

سی‌سالگی انقلاب با برکت باد

من سر ِ کارم یه رییس دارم که حدود ۳۰ سال پیش از دانشگاه پنسیلوانیا دکترا گرفته. از اون‌جا که اون زمان دانش‌جوهایِ ایرانیِ زیادی در آمریکا درس می‌خوندن (چنان‌چه دانید به مراتب بیشتر از الان)، رییس ِ من هم کلی دوستِ ایرانی از اون موقع داره. صد البته چون اون موقع ۳۰ سال پیش بوده، رییس ِ من خیلی خوب انقلاب ایران و فعالیت‌هایِ سیاسیِ دوستان ایرانیش رو به یاد میاره و برای من هم گاهی تعریف می‌کنه. یه بار که داشت برای من از اون روزها حرف می‌زد، با یه لحن معصومانه‌ای گفت کاشکی شاه‌تون یه خرده به مردمتون آزادی‌های بیشتری می‌داد و خلاصه کارهایی می‌کرد که انقلاب نمی‌شد.

نظر من رو بخواین حالا که شده. خوب یا بد. دیگه کاریش نمی‌شه کرد. ایشاا... هم که دیگه تکرار نمی‌شه. اینم که به نظر من دنبال مقصر بگردیم هیچ فایده‌ای نداره. یعنی خوب بگردیم می‌بینیم همه مقصرن. مقصر هم لزوما نه. همه شریکن. شریک در وضعیتی که در اون به سر می‌برین. خودمون این وضعیت رو به بار آوردین و خودمون هم داریم نتایجش رو می‌بینیم. زندگیه دیگه.

دوشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۷

انتخاب خاتمی

خاتمی یا هر اصلاح‌طلب دیگه‌ای که ان‌شاا... رییس‌جمهور شد، دو راه پیش رو داره:

ا) اولویت رو بذاره روی مسایل اقتصادی و فعلا بی‌خیال آزادی مطبوعات و توسعه‌ی سیاسی بشه.
۲) محکم از آزادی مطبوعات و حقوق سیاسی مردم دفاع کنه و کوتاه نیاد.

این دو تا راه دو تا راه متضاد هستند. هر کدوم از این دو راه هم چند میلیون و بیشتر طرفدار داره. خاتمی بنده خدا بین این دو راه گیر کرده بود و از طرف طرفداراش به هر دو طرف کشیده می‌شد. دست آخر خاتمی سعی کرد اون وسط بمونه که نتیجه‌اش این شد که هر دو دسته از خاتمی اکیدا شاکی شدن. رییس‌جمهور آینده اگه یه تصمیم جدی بگیره، یکی از این دو راه را انتخاب کنه و بی‌خیال طرفداران یک گروه بشه کار درستی کرده. برای من هنوز هم چندان معلوم نیست کدوم یکی از این دو راه بهتره.

جمعه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۷

خاتمی، کروبی، قالیباف؟

این سوال که از بین خاتمی، کروبی، قالیباف یا حتی ولایتی از کدوم یک باید در این انتخابات حمایت کرد به نظرم سوال غیرقابل جواب‌دادنیه. چرا؟

ما تو فیزیک وقتی دو تا کمیت رو مقایسه می‌کنیم برامون خطای اون دو تا کمیت هم علاوه بر مقدار مطلقشون (یا میانگین) مهمه. اگه خطای کمیت‌ها از اختلافِ مقدار مطلقشون بیشتر باشه گفتن این که کدوم کمیت مقدارش بیشتره بی‌معنیه. به نظرم برای این سه نامزد انتخاباتی هم تا حدی این حرف درسته. اون قدر اتفاقات عجیب غریب و غیرقابل پیش‌بینی می‌تونه بیفته و اون قدر بهتر بودن یکی از این نامزدها بستگی به این شرایط داره، این که آدم بتونه از الان بگه حتما این یکی از اون یکی بهتره، دست‌کم از نظر ما فیزیک‌خونده‌ها، حرف بی‌معنی‌ایه.

چهارشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۷

جملات قصار درباره‌ی کروبی

جمهوری اسلامی یه رییس‌جمهوری به کروبی بدهکاره. 

کروبی نقطه‌ی مثبتش نقطه‌ی منفی‌اش هم هست. 

کروبی همه‌ی خوبی‌های یه رییس‌جمهور رو داره به جز امکان رای آوردن.

دوشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۷

بخش خصوصی ِ فهیم ما

خبرگزاری‌ها نوشته‌اند: « نمايندگان بخش خصوصي با ارسال نامه‌اي به رئيس محترم مجلس درباره نقدي كردن يارانه‌ها اعلام خطر فرموده و نسبت به اشاعه فرهنگ مصرفي، ...هشدار داده‌اند.»

لابد بخش خصوصی ِ ما اجناس غیرقابل مصرف تولید می‌کنن که از اشاعه‌ی فرهنگ مصرفی در میان مردم اینقدر نگرانن.

سه‌شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۷

شباهت تفسیر المیزان با سی‌ان‌ان

می‌دونین شباهت تفسیر المیزان با سی‌ان‌ان چیه؟ تفسیر المیزان برمی‌داره برای یه آیه‌ی قرآن ۵۰ صفحه تفسیر می‌نویسه، سی‌ان‌ان هم بر می‌داره برای یه جمله‌ای که اوباما گفته پنج تا کارشناس میاره که ده ساعت بحث کنن.

پنجشنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۷

کلمه‌های میرحسین!

وا... بنده تا الان نظر چندان منفی‌ای نسبت به میرحسین موسوی نداشتم. دلیلم هم این بود که اگه میرحسین بیاد به هر حال مجبور می‌شه تو تیمش همین مشارکتی‌ها و اعتمادملی‌ها رو بیاره. ولی یک کم که این سایت «کلمه» رو خوندم به این نتیجه رسیدم که این طوری نیست و ماشاا... آدم‌های شوت فقط در بین رفقای احمدی‌نژاد نیستند. خدا وکیلی این جمله‌ها رو که از بین مقاله‌های این سایت برداشتم بخونید.

«آیا اختصاص یارانه‌ها در گذشته بی‌هدف بود که اکنون آن را هدفمند کردن یارانه ها نامیدیم؟ آیا همه دولت ها، تصمیم گیرندگان اجرایی، سیاستگزاران، نمایندگان مجالس ادوار، مسئولان مختلف، سالیان سال، کار «بدون هدف» انجام می داده اند؟»

«نشست توحید و تعاون، سیاسی و انتخاباتی نیست و برای معرفی و تبیین متن " الگوی زیست مسلمانی " برگزار می شود.»

به یاری خداوند از میان خاتمی و میرحسین فقط خاتمی نامزد بشود.

چهارشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۷

کابینه‌ی آینده

نه که خیلی به پیشنهادهای من توجه می‌شه، ولی خب پیشنهاد اساسی من درباره‌ی چگونگی حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات اینه.

خاتمی بشه رییس‌جمهور و وزارت‌خانه‌های سیاسی کشور رو بده دست اعتماد ملی و چپ سنتی. مثلا کروبی بشه وزیر کشور و میرحسین موسوی بشه وزیر ارشاد. اقتصاد و بانک مرکزی که راسته‌ی کار کارگزارانه. وزارت‌خانه‌های آب و برق و گاز هم بره دست مشارکت. امور خارجه هم یکی بشه مثل ولایتی که محبوب رهبری باشه چه بسا با آمریکایی‌ها این دفعه کنار بیایم. از قبل انتخابات هم به نظرم باید این ترکیب اعلام بشه.

راستی معاون اول هم که فقط بیژن زنگنه.

سه‌شنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۷

تمومش کنین دیگه

من یه قانون برای خودم داره که می‌گه هر وقت دیدین پراکندگی ِ جغرافیایی ِ طرفدارهایِ یه عقیده خیلی زیاد نیست، بدونین اون عقیده اثبات‌پذیر نیست. یه نمونه‌ی چنین عقیده‌ای دینه. چون مردم هر کشوری یه دینی دارن خیلی سریع می‌شه این نتیجه رو گرفت که دین اثبات‌پذیر نیست چون اگه بود دیندارها تو دنیا خیلی پخش‌تر بودن.

یه نمونه‌ی دیگه‌ی کابرد قانونِ من، در ماجرایِ فلسطین و اسراییله. توزیع پراکندگی طرفدارهای فلسطین و اسراییل خیلی پخش نیست. وقتی راهپیمایی‌های طرفداران فلسطین رو بری همه یا عربند یا چپول. طرفدارهای اسراییل هم همه سفید بلوندن. خب این برای من معنیش اینه که همه‌ی طرفدارها یه جورهایی متعصبند. برای همینه که دو نفر مخالف بشینن یه عمر درباره‌ی فلسطین و اسراییل با هم بحث کنن به جایی نمی‌رسن. یکی میگه اون موشک می‌زنه اون یکی می‌گه این واکنشش متناسب نیست. بعد هم طرفین تا صبح (‌ یعتی بهتر بگیم ۷۰ - ۸۰ سالی هست) تو سر و کله‌ی هم می‌زنن که کی اول چی کار کرده. این وسط هم یه زندگی آروم از ملتی دریغ شده و می‌شه.

من ِ نوعی، یه بیست سالیه که اخبار رو می‌فهمم تا یادمه همه‌اش دعوا بوده. دعوایِ تکراری. خدا صبر بده به اونایی که یه عمره دارن این جنگ رو می‌بینن و اونا که یه عمر و حتی بیشتره دارن باهش زندگی می‌کنن. احتمالا خدا اون ابتدای خلقت، این دو تا کشور رو آفرید تا حدِ بلاهت، لجاجت و شقاوتِ آدمیزاد رو همیشه یادمون بیاره. آخه، لامصبا تمومش کنین دیگه.

یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۷

زحمت می‌کشید.

تنها حرفی که مسوولین محترم مملکت درباره‌ی فلسطین می‌زنند این است که چرا بقیه‌ی دنیا در این باره هیچ حرفی نمی‌زنند و تنها کاری که حضرات برای مردم رنج‌دیده‌ی فلسطین می‌کنند این است که بگویند چرا بقیه‌ی دنیا هیچ کاری نمی‌کنند.  زحمت می‌کشید. اجرکم عند الله.

سه‌شنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۷

مدیریتِ گل‌آقایی


خانم پوپك صابری انتشار هفته‌نامه‌ی گل‌آقا را متوقف كرد. ایشون در نامه‌ای به خوانندگان در این‌باره نوشته‌اند:
«... از شما خوانندگان وفادار مهربان گل‌آقا مي‌خواهم همين را از من بپذيريد كه ديگر نمي‌توانم، خسته‌ام. از دلايل خستگي چيزي نمي‌گويم... از من بپذيريد كه با خستگي نمي‌توان بر انتشار يك مجله طنز سياسي مديريت كرد.»

وا... من از جزییات ماجرا چیزی نمی‌دونم. شاید حق با خانم صابری باشه. ولی یه احتمال دیگه هم به نظرم این جور مدیریت کردنه. یعنی سیستم یه طوریه که وقتی مدیر یه سازمان خسته می‌شه، باید اون سازمان هم تعطیل بشه. خب این هم طبیعیه که هر مدیری بعد از یه مدت خسته بشه و این طور می‌شه که تو این مملکت هر سازمانی یه چند سالی عمر می‌کنه و بعد تعطیل می‌شه. انگار نه انگار که چیزی هم به اسم گردش نیروها هست. تازه وقتی تو یه سازمان مدیر و سردبیر و سهامدار و هیات مدیره همه و همه یه نفر باشه خب معلومه آدم خسته می‌شه.

اصلا من نمی‌دونم چه کاریه که مثلا مدیریت موسسه‌ی گل‌آقا حتما دست خانم صابری باشه. مدیریت کار یه مدیر ِ و نه لزوما صاحب و سهامدار موسسه. احتمالا خانم صابری هم مثلا به عنوان سردبیر یا عضو هیات مدیره می‌تونن خیلی بیشتر به موسسه‌شون خدمت کنن.

چهارشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۸۷

چند تا سوال

آیا مردم ما خاتمی از سرشون خیلی زیاده یا این که مردم ما لیاقتشون خیلی بیشتر از همه‌ی حاکمانشون حتی خاتمیه؟

آیا اشتباه اصلاح‌طلبان در دوران خاتمی این بود که بدون توجه به مقاومت محافظه‌کاران مطالبات رو مطرح کردند (تندروی) یا این که در مطرح کردن مطالبات مردم کوتاهی کردند (کندروی)؟

بدون در نظر گرفتن اخلاقیات شخصی، شیوه‌ی کدام یک از این دو وزیر ِ دوران اصلاحات رو در مواجهه با محافظه‌کاران بهتر می‌دانید: مهاجرانی یا عبدا... نوری؟

الان که به گذشته نگاه می‌کنید به نظرتون بهتر بود خاتمی یه موقعی در دوران رییس‌جمهوریش استعفا می‌داد؟