جمعه، آذر ۲۳، ۱۳۸۶

حقوق استادان دانشگاه

این جا لیست همه‌ی استادان دانشگاه‌های کانادا که حقوقشان بالای ۱۰۰ هزار دلار در سال است رو نوشته. گویا این یک قانون است که باید نام کارکنان دولتی که حقوقشان بالای ۱۰۰ هزار دلار است برای اطلاع عموم منتشر شود. بروید ببینید استادتان را پیدا می‌کنید یا نه. استاد دکترای من که حقوقش ۱۶۰ هزار تاست. جالبه تو ناهارهای گروهی که هرکس پول خودش رو می‌داد، اون از همه کمتر پول می‌داد.

رییس دانشگاه واترلو ۴۵۰ هزار دلار حقوق می‌گیرد. رییس دانشگاه تورنتو ۳۷۰ هزارتا.

شنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۶

وقتی کاپیتالیسم کتاب‌های تاریخ را هم عوض می‌کند:-(

دو سه روز پیش رفته بودم سرِ یک سخنرانی که درباره‌ی Geographical Indicators (نشانه‌های جغرافیایی!) بود. GI یک امتیازی است شبیه Trademark که برای نام‌گذاری کالایی استفاده می‌شود که به لحاظ تاریخی در یک محل خاصی تولید می‌شده. مثلا اگر ایران «انار ساوه» را ثبت کند، فقط کشاورزانی که در ساوه انار می‌کارند می‌توانند از این نام برای انارشان استفاده کنند. یا مثلا الان تنها منظقه‌ی خاصی از یونان حق استفاده از نام پنیر فِتا Feta را دارد و بقیه اگر چنان پنیری درست کنند نمی‌توانند رویش نام فِتا بگذارند.

حالا داستانِ جالب ماجرا. فرانسه نام شراب شمپاین champagne را برای منطقه‌ی خاصی از فرانسه ثبت کرده‌است. طبیعی است که این ثبت نام برای چنین شرابی سود فراوانی رو نصیب فرانسوی‌ها می‌کند. اما مشکل این جاست که تازگی تقاضا برای شمپاین در دنیا زیاد شده و اون منطقه‌ی خاص فرانسه کِشِش تولید این همه شمپاین را ندارد! و از طرفی همین قانون به فرانسه اجازه نمی‌دهد که شمپاین را در جایی دیگر غیر از اون منطقه تولید کند. حالا فرانسوی‌ها چه کار کرده‌اند؟ اخیرا گفته‌اند که در زمینه‌ی تاریخ شمپاین اشتباه کرده‌اند و شمپاین در گذشته در منطقه‌ی وسیع‌تری تولید می‌شده. و بدین‌ترتیب فرانسوی‌ها مرز منطقه‌ای که می‌توانند در آن جا شمپاین تولید کنند را کلی به جلو برده‌اند.

جمعه، آذر ۱۶، ۱۳۸۶

سوال کنکوری

فکر می‌کنید اعدام جوان بیست‌ساله به جرم تجاوز به عنف

الف) بیشتر به مریض بودن یه قاضی در کرمانشاه مربوط است
ب) یک عمل برنامه‌ریزی شده برای تضعیف رییس قوه‌ی قضاییه است
ج) نشان دهنده‌ی دشمنی جمهوری اسلامی با هم‌جنس‌گرایان است
د) یک عمل برنامه‌ریزی شده برای انحراف افکار از بازداشت دانش‌جویان است
ه) یک اظهار قدرت توسط جناح راست افراطی است
و)‌ همه
ز) هیچ‌کدام
ح)بی‌خیال بابا، تو همون ایده‌هات رو بنویس

چهارشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۶

رییس و معاونانش

امروز از رییسم سوالی که دیروز درباره‌اش نوشتم رو پرسیدم. جواب که خب «نه» بود. رییس جدید دانشگاه ما هیچ‌کدام از معاونانش رو عوض نکرده است. ولی خب دلیلش جالب بود. با تقریب خوبی رییس دانشگاه نمی‌تواند معاونانش رو عوض کند. یعنی معاونان دانشگاه همه براساس یک قرارداد مثلا ۵ ساله در سِمتشان هستند که احتمالا چند سالش مانده است. فسخ این قراردادها بسیار پیچیده است. دست کم اگر رییس بخواهد همین طوری آن‌ها را برکنار کند باید حقوق سال‌های باقیمانده را بدهد که کلی می‌شود. آن هم تازه راحت نیست و مثلا باید نشان دهد که این معاونان به این دلایل خوب کار نکرده‌اند و از این چیزها. کلا تنها حالتی که اتفاق می‌افتد این است که رییس زندگی را بر معاونش زهر کند تا خود معاون استعفا دهد. ولی اگر معاون لج کند اوضاع افتضاح می‌شود.

گویا این ماجرای سِمت گرفتن در دانشگاه‌هاست. برای همین کسی که می‌خواهد در دانشگاه سِمت اجرایی بگیرد اول مطمئن می‌شود که بتواند با تیمی که از قبل آن‌جا هست کار کند، چون می‌داند که نمی‌تواند آن‌ها را عوض کند.

سه‌شنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۶

رییس جدید دانشگاه

رییس دانشگاه ما سه ماهه که اومده سر کار. یعنی دوره‌ی فکر کنم ۱۰ ساله‌ی رییس قبلی تمام شد و این آقا جدیده اومد. دیروز سر یه ماجرایی کنجکاو شدم بدونم رییس جدید تو این سه ماهی که سر کار بوده آیا معاوناش رو عوض کرده یا نه. آمدم از رییس خودم بپرسم دیدم جواب سوالم واضحه و با پرسیدنش فقط بلاهتِ جهان سومی خودم رو نشون دادم. ساکت شدم.

دوشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۶

ما نژادپرستیم!

امروز با رییسم درباره‌ی دانش‌جویان خارجی دانشگاه‌مون حرف می‌زدم. گفت که قرار دانشگاه ما با بوتسوانا برنامه‌ی تبادل دانش‌جو بذاره. می‌گفت قبلا با آفریقای جنوبی بوده ولی خب اون‌جا دیگه امن نیست ولی بوتسوانا خیلی کشور آرومیه. منم دراومدم با یه حالتی گفتم مگه کدوم دانش‌جوی کانادایی آخه پا می‌شه بره بوتسوانا! رییسم هم گفت خیلی‌ها! برای دیدن یه فرهنگ دیگه خیلی‌ها دوست دارن برن آفریقا.

نتیجه‌ی اخلاقی این که ما ایرانی‌ها نژادپرستیم. از لحاظ ما، آفریقایی‌ها یه سری سیاه‌پوست بدبخت بیچاره‌ان و برای همین اصلا تو کلمون نمی‌ره که مثلا کانادایی‌ها ممکنه دوست داشته باشن برن اونجا.

جمعه، آذر ۰۹، ۱۳۸۶

پرینت یک مجله با یک کلیک

برای خیلی‌ها خواندن مجلات از روی مونیتور کار راحتی نیست و ترجیح می‌دهند نسخه‌ی کاغذی مجله را بخوانند. از طرفی پرینت فایل‌های PDF هم چندان چنگی به دل نمی‌زند. حال به تازگی برای این مشکل یک راه‌حل داده شده است. یه نفر یه فرمت جدید فایل ساخته به نام mjl که مال مجلات است. مثلا ماهنامه‌ی بخارا را فرض کنید. اونوقت bokhara15.mjl یک فایلی است که در حقیقت همان شماره‌ی ۱۵ مجله‌ی بخاراست. بعد فرض کنید شما می‌خواهید نسخه‌ی کاغذی مجله‌ی بخارا را بخوانید. می‌روید فایل bokhara15.mjl را پرینت می‌گیرید. اونوقت از دستگاه پرینترتان یک نسخه‌ی مجله بیرون می‌آید! تا جایی که من خبر دارم این نوآور جوان الان مشغول ساختن دستگاه پرینتر این کار است. در آینده قرار است کاری کنند که پرینترهای معمولی هم این کار را بتوانند بکنند.

پنجشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۶

شانسِ من!

این تابستان که ایران بودم رفتم و چند نفر از مسوولان دولتی، نیمه‌دولتی که به نحوی به کاری که می‌کنم مربوطند را دیدم. یکی از این افراد مدیر کل پژوهشی وزارت علوم بود که مسوول پارک‌های فن‌آوری کل کشور هم است. قرار گذاشتنم با این فرد هم خیلی جالب بود. یعنی دکتر منصوری به او زنگ زد و گفت فلانی این‌جاست. بعد یه روز ظهر خود ایشان به موبایلم زنگ زد که اگه می‌خوای همین الان بیا دفترم. من هم رفتم و یه دو ساعتی حرف زدیم. برخلاف اکثر مسوولان دولتی که در این جور دیدارها تمام وقت رو از خودشون تعریف می‌کنند، ایشون همه‌اش از من سوال درباره‌ی کارم می‌پرسید و سعی می‌کرد ببینه این ور دنیا کلا انتقال تکنولوژی چه جوریه. خلاصه که بعد از اون جلسه از این که در دولت احمدی‌نژاد هم‌چنین مسوولانی هم پیدا می‌شن کلی خوشحال شدم.

هفته‌ی پیش در اخبار خوندم که مدیرکل پژوهشی وزارت علوم برکنار شد.

دوشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۶

فرار مغزها!

این‌جا آمار مربوط به دانش‌جویان خارجی‌ی را که در آمریکا درس می‌خوانند منتشر کرده است. ایران در ۲۰ کشور اول نیست. خلاصه که خیالتان راحت باشد. تعداد دانش‌جویانشانِ نپال، نیجریه و کنیا در آمریکا از دانش‌جویان ایرانی بیشتر است.

دوشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۶

ایران، کوبا، کستاریکا

رییس من امروز بعد یک هفته تعطیلات در کستاریکا برگشته بود. ازش پرسیدم کستاریکا چه جور کشوریه؟ مثل کوباست؟

گفت: نه. کوبا مثل ایران. کوبا و ایران کشورهای پیشرفته‌ای هستن که مشکل سیاسی دارن. اگر اون مشکلشون حل شه یه شبه تغییر می‌کنن. ولی کستاریکا کشور بدبختیه. مردمش بی‌سوادن. زندگی درش بدویه...

پنجشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۶

عدالت علوی

این یادداشت دوست عزیز بنده رو در سایت تابناک بخونین. نکته‌ی جالبی رو گفته. دانش‌جویان ایرانی خارج از کشور با پرداخت ۵ میلیون تومان می‌تونن از سربازی معاف شن، ولی دانش‌جویان ایرانی داخل کشور برای رفتن به یک کنفرانس در خارج از ایران باید ۱۵ میلیون تومان وثیقه بذارن!

دوشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۶

Homosexuality in Iran for Dummies

این آقایی که دبیر سازمان هم‌جنس‌گرایان ایرانی باشند در مصاحبه با روزنامه‌ی گلوب‌اندمیل کانادا گفته‌اند که در ایران طبق سنت کنونی هم‌جنس‌گرایان را ممکن است زنده بسوزانند یا با ماشین روی زمین بکشند. در همین راستا و برای ایجاد هیجان بیشتر به ایشان پیشنهاد می‌شود در مصاحبه‌های بعدیشان بگویند بلاهای زیر بر سر هم‌جنس‌گرایان در ایران می‌آید:

۱) در چرخ گوشت می‌اندازند.
۲) با طناب به دو اسب می‌بندند و بعد اسب‌ها را در خلاف جهت یکدیگر می‌رانند.
۳)‌ در قفس شیر می‌اندازند.
۴) در دیگی پر از تیزاب سلطانی می‌اندازند.
و ...

پنجشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۸۶

احمدی‌نژاد: « ما در ایران کمپوت نداریم.»

موثرترین روش بازاریابی قرن

فرض کنید که شما یه کارخونه‌ی کمپوت‌سازی دارید که به هر دلیلی محصولاتش فروش نمی‌ره. یا حتی همه چیز هم خوبه و شما دنبال یه تغییر هیجان‌انگیز هستید. شما همه‌ی روش‌های کلاسیک بازاریابی رو امتحان کردید و هیچ‌کدوم جواب نمی‌ده. حالا ما در این‌جا به شما یه پیشنهاد عالی می‌کنیم.

سعی کنید بروید و احمدی‌نژاد رو قانع کنید که برود و در یکی از صد تا سخنرانی‌ای که هر روز می‌کند یه جمله هم بگوید: «ما در ایران کمپوت نداریم.» حتی لازم هم نیست که دقیقا همین رو بگه. اگه بگه مثلا من کمپوت دوست ندارم یا این که ما در ایران کمپوت سیب‌زمینی نداریم هم خوبه. فقط کافیه بعدش شما به همه بگین که احمدی‌نژاد گفته ما در ایران کمپوت نداریم.

بعد از این مرحله نوبت شماست که شونصد تا بیانیه در محکومیت احمدی‌نژاد و مظلومیت کمپوت بنویسین و ۲۴ ساعته برای همه بدون توقف ارسال کنین. برای تاثیر بیشتر پیشنهاد می‌کنم که دستتون رو از روی دکمه‌ی send بر ندارید. حالا احتمالا رسانه‌های خارجی که در ربط دادن سلاح‌ هسته‌ای به کمپوت استادن، می‌آن و با شما برای مصاحبه تماس می‌گیرن. شما هم از این فرصت استفاده کنید و در اثبات وجود کمپوت در ایران نوحه‌سرایی کنید.
برای این که تبلیغات شما موثرتر شود بد نیست یک کلیپ هم بسازید. بروید از صحنه‌ای که ماشین‌های بازیافت قوطی‌های خالی کمپوت را جمع می‌کنن فیلم بگیرین و بعد اون رو به عنوان سندی که دولت احمدی‌نژاد کمپوت‌های ایرانی رو نابود می‌کنن منتشر سازید.سعی کنید در فیلمی که می‌سازید هیچ اشاره‌ای به این که صفر درصد ممکنه این قوطی‌ها خالی باشه نکنین. چون به هر حال این فرصت رو که شبکه‌های تلویزیونی روزی ۵ بار مستند شما رو نشون بدن از دست می‌دین.

بعد ما به شما قول می‌دیم که کمپوت‌های شما به طرز وحشتناکی فروش می‌ره. حتی اگه تو ایران هم فروش نره (شاید چون با این بازاریابی شما دیگه کسی تو ایران نمونده باشه)، شما می‌تونین به آمریکا و اروپا صادرش کنین.

چهارشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۶

وقتی معاون رییس‌جمهور رییس فدراسیون بشود

فیفا گفته بود آیین‌نامه‌ی فدارسیون فوتبال ایران خوب نیست و باید عوض شه. آیین‌نامه گویا طوری بود که باعث دخالت دولت در امور فدراسیون می‌شد. به سلامتی آیین‌نامه هم عوض شد و حالا آقای علی‌آبادی رییس تربیت‌بدنی دارن می‌شن رییس فدراسیون فوتبال.

این فقط یه نمونه‌ی کوچکه که نشون می‌ده قانون اساسی ایران رو وردارین بجاش چه‌ می‌دونم قانون اساسی سوییس رو بذارین، یه بار ممکنه اوضاع بدتر هم بشه. (قابل توجه آقای ا.ک.)

دوشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۶

...

والله از احمدی‌نژاد انتظاری نیست. ولی رییس دانشگاه کلمبیا یه خرده ادب داشته بد نیست.

راستی بی‌بی‌سی اشتباهش رو تصحیح کرد. اول از قول احمدی‌نژاد نوشته بود که در ایران هم‌جنس‌گرا نداریم. حالا درستش کرده و نوشته «در ایران هم‌جنس‌باز نداریم».

در باب فاصله‌افتادگی بین ...

این شنبه که میاد کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو برنامه‌ی سخنرانی داره. عنوانش هست: «رابطه‌ی بین امپریالیسم و روش علمی، یک نگاه تاریخی». در همین راستا موضوعات زیر هم برای سخنرانی پیشنهاد می‌شود:

- رابطه‌ی پسامعرفتی بین عرفان ملاصدرایی و ماکیاولیسم چند شاخه
- تلقی سوسیالیسم در اشعار شاعران آمریکای لاتین و ارتباط آن با یوگا
- گیاهان دارویی و اگزیستانسیالیسم از نگاه دومکریتوس
- ....

پنجشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۶

فیلترشناس

کسی می‌تونه یه صفحه وب‌سایت درست کنه که بشه درش آدرس یه لینک رو وارد کرد و بعد وب‌سایت بگه که کدوم ISP ها در ایران اون رو فیلتر کرد‌ه‌اند. چیز بدردبخوریه.

سه‌شنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۶

نامجوی هم‌مدرسه‌ای

دیدین آلبوم ترنج محسن نامجو هم از آخر مجوز گرفت. من از خیلی وقت پیش آوازهای محسن نامجو رو گوش می‌کردم. بعد از این که یه جا خوندم متولدِ تربت‌جامِ کلی ذوق کردم، از این که به هر حال هم‌استانیه. برام جالب بود که دیدم خیلی هم از من بزرگتر نیست، فقط دو سال! تا این که یه روز یکی از هم‌مدرسه‌هاییِ قدیم به گروهِ بچه‌هایِ مدرسه‌مون ایمیل زد. نوشته بود که کلی ذوق کرده دیده اسم یکی از بچه‌های مدرسه از آخر یه جایی در اومد! من اون موقع فهمیدم که بابا این محسن نامجو همون نامجوی خودمونِ!

من اول راهنمایی که بودم نامجو دوم بود. یه سال دیگه هم، مدرسه‌ی ما بود و بعدش برای دبیرستان رفت یه جای دیگه. از مدرسه‌مون که رفت دیگه ندیدمش. اون موقع‌ها سر صف میومد و آواز می‌خوند. صداش خیلی قشنگ بود. ترانه‌های اون موقع هم «ای ساربان آهسته ران» و از این چیزها بود. یادمه یه آواز دیگه هم می‌خوند که توش «شکیبایی» داشت. معلم فیزیک‌مون خدابیامرز فامیلش شکیبایی بود و نامجو هم برای این که سربه‌سرش بذاره هی اون آواز رو می‌خوند. یادش به‌خیر، اون موقع پدر ِ نامجو کلی نگران بود که پسرش به سن بلوغ برسه و صداش خراب شه!

دوشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۶

درباره‌ی تغییر قانون اختراعات آمریکا بعد از ۵۰ سال!

دیروز مجلس نمایندگان آمریکا تغییرات نسبتا مهمی در قانون ثبت اختراعات آمریکا داد. جالب اینه که بیش از پنجاه سال بود که قانون ثبت اختراعات تغییر چندانی نکرده بود و این برای موضوعی که انتظار میره درش تحول زیاد باشه خیلی عجیبه. ولی تغییرات چی بود:

اول این که دیگه مثل گذشته نمی‌شه از کمپانی‌ها شکایت کرد که دزدیِ اختراع کردند. یعنی میشه ولی خب دیگه از جریمه‌های کلان خبری نیست. برای این تغییر شرکت‌های بزرگ مثل گوگل یا سیسکو خیلی لابی کرده بودند. مثلا جالبه بدونین فقط شرکت RIM که در واترلوی کانادا هست و BlackBerry می‌سازه چهارصدهزار دلار برای لابی کردن درباره‌ی این قانون پول خرج کرده.

دومین تغییر مهم اینه که دیگه برخلاف گذشته هرکسی که در آمریکا زودتر اختراع کنه (first to invent) مخترع نیست. بلکه باید اولین نفری باشه که اختراع رو ثبت می‌کنه (first to file). تقریبا در همه‌جای دنیا اونی که زودتر ثبت کنه مخترع است و از این جهت قانون جدید باعث یکی شدن قانون آمریکا با قانون بقیه‌ی دنیا شده. این که هر کی اول ثبت کنه مسلمه کارها رو آسون می‌کنه. ولی خب باز هم به ضرر مخترع‌های مستقل هست که پولدار نیستن سریع هرچی رو می‌سازن برن ثبت کنن. قبلا می‌شد بری دفتر آزمایشگاهت رو نشون بدی و بگی که واقعا تو زودتر ثبت کردی ولی دیگه الان نمی‌شه.

چند تا نکته‌ی دیگه:

دولت آمریکا با این قانون جدید خیلی مخالفه. هنوز سنا هم اونو تایید نکرده. بوش هم ممکنه وتوش کنه.

۱۶۰ دموکرات، ۶۰ جمهوری‌خواه به تغییرات رای مثبت دادن و ۵۸ دموکرات و ۱۱۸ جمهوری‌خواه رای منفی دادن.

سه‌شنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۶

slideshare

این Presentation را به کمک وب‌سایت Slideshare در این جا گذاشته‌ام. Slideshare یک طورهایی Youtube ای برای Presentation است. به نظر من که معرکه است.