جمعه، آذر ۰۹، ۱۳۸۶
پرینت یک مجله با یک کلیک
برای خیلیها خواندن مجلات از روی مونیتور کار راحتی نیست و ترجیح میدهند نسخهی کاغذی مجله را بخوانند. از طرفی پرینت فایلهای PDF هم چندان چنگی به دل نمیزند. حال به تازگی برای این مشکل یک راهحل داده شده است. یه نفر یه فرمت جدید فایل ساخته به نام mjl که مال مجلات است. مثلا ماهنامهی بخارا را فرض کنید. اونوقت bokhara15.mjl یک فایلی است که در حقیقت همان شمارهی ۱۵ مجلهی بخاراست. بعد فرض کنید شما میخواهید نسخهی کاغذی مجلهی بخارا را بخوانید. میروید فایل bokhara15.mjl را پرینت میگیرید. اونوقت از دستگاه پرینترتان یک نسخهی مجله بیرون میآید! تا جایی که من خبر دارم این نوآور جوان الان مشغول ساختن دستگاه پرینتر این کار است. در آینده قرار است کاری کنند که پرینترهای معمولی هم این کار را بتوانند بکنند.
پنجشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۶
شانسِ من!
این تابستان که ایران بودم رفتم و چند نفر از مسوولان دولتی، نیمهدولتی که به نحوی به کاری که میکنم مربوطند را دیدم. یکی از این افراد مدیر کل پژوهشی وزارت علوم بود که مسوول پارکهای فنآوری کل کشور هم است. قرار گذاشتنم با این فرد هم خیلی جالب بود. یعنی دکتر منصوری به او زنگ زد و گفت فلانی اینجاست. بعد یه روز ظهر خود ایشان به موبایلم زنگ زد که اگه میخوای همین الان بیا دفترم. من هم رفتم و یه دو ساعتی حرف زدیم. برخلاف اکثر مسوولان دولتی که در این جور دیدارها تمام وقت رو از خودشون تعریف میکنند، ایشون همهاش از من سوال دربارهی کارم میپرسید و سعی میکرد ببینه این ور دنیا کلا انتقال تکنولوژی چه جوریه. خلاصه که بعد از اون جلسه از این که در دولت احمدینژاد همچنین مسوولانی هم پیدا میشن کلی خوشحال شدم.
هفتهی پیش در اخبار خوندم که مدیرکل پژوهشی وزارت علوم برکنار شد.
هفتهی پیش در اخبار خوندم که مدیرکل پژوهشی وزارت علوم برکنار شد.
Labels:
سیاست
دوشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۶
فرار مغزها!
اینجا آمار مربوط به دانشجویان خارجیی را که در آمریکا درس میخوانند منتشر کرده است. ایران در ۲۰ کشور اول نیست. خلاصه که خیالتان راحت باشد. تعداد دانشجویانشانِ نپال، نیجریه و کنیا در آمریکا از دانشجویان ایرانی بیشتر است.
Labels:
روزمره
دوشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۶
ایران، کوبا، کستاریکا
رییس من امروز بعد یک هفته تعطیلات در کستاریکا برگشته بود. ازش پرسیدم کستاریکا چه جور کشوریه؟ مثل کوباست؟
گفت: نه. کوبا مثل ایران. کوبا و ایران کشورهای پیشرفتهای هستن که مشکل سیاسی دارن. اگر اون مشکلشون حل شه یه شبه تغییر میکنن. ولی کستاریکا کشور بدبختیه. مردمش بیسوادن. زندگی درش بدویه...
گفت: نه. کوبا مثل ایران. کوبا و ایران کشورهای پیشرفتهای هستن که مشکل سیاسی دارن. اگر اون مشکلشون حل شه یه شبه تغییر میکنن. ولی کستاریکا کشور بدبختیه. مردمش بیسوادن. زندگی درش بدویه...
Labels:
مشاهده
پنجشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۶
عدالت علوی
این یادداشت دوست عزیز بنده رو در سایت تابناک بخونین. نکتهی جالبی رو گفته. دانشجویان ایرانی خارج از کشور با پرداخت ۵ میلیون تومان میتونن از سربازی معاف شن، ولی دانشجویان ایرانی داخل کشور برای رفتن به یک کنفرانس در خارج از ایران باید ۱۵ میلیون تومان وثیقه بذارن!
Labels:
سیاست
دوشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۶
Homosexuality in Iran for Dummies
این آقایی که دبیر سازمان همجنسگرایان ایرانی باشند در مصاحبه با روزنامهی گلوباندمیل کانادا گفتهاند که در ایران طبق سنت کنونی همجنسگرایان را ممکن است زنده بسوزانند یا با ماشین روی زمین بکشند. در همین راستا و برای ایجاد هیجان بیشتر به ایشان پیشنهاد میشود در مصاحبههای بعدیشان بگویند بلاهای زیر بر سر همجنسگرایان در ایران میآید:
۱) در چرخ گوشت میاندازند.
۲) با طناب به دو اسب میبندند و بعد اسبها را در خلاف جهت یکدیگر میرانند.
۳) در قفس شیر میاندازند.
۴) در دیگی پر از تیزاب سلطانی میاندازند.
و ...
۱) در چرخ گوشت میاندازند.
۲) با طناب به دو اسب میبندند و بعد اسبها را در خلاف جهت یکدیگر میرانند.
۳) در قفس شیر میاندازند.
۴) در دیگی پر از تیزاب سلطانی میاندازند.
و ...
Labels:
ایده
پنجشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۸۶
احمدینژاد: « ما در ایران کمپوت نداریم.»
موثرترین روش بازاریابی قرن
فرض کنید که شما یه کارخونهی کمپوتسازی دارید که به هر دلیلی محصولاتش فروش نمیره. یا حتی همه چیز هم خوبه و شما دنبال یه تغییر هیجانانگیز هستید. شما همهی روشهای کلاسیک بازاریابی رو امتحان کردید و هیچکدوم جواب نمیده. حالا ما در اینجا به شما یه پیشنهاد عالی میکنیم.
سعی کنید بروید و احمدینژاد رو قانع کنید که برود و در یکی از صد تا سخنرانیای که هر روز میکند یه جمله هم بگوید: «ما در ایران کمپوت نداریم.» حتی لازم هم نیست که دقیقا همین رو بگه. اگه بگه مثلا من کمپوت دوست ندارم یا این که ما در ایران کمپوت سیبزمینی نداریم هم خوبه. فقط کافیه بعدش شما به همه بگین که احمدینژاد گفته ما در ایران کمپوت نداریم.
بعد از این مرحله نوبت شماست که شونصد تا بیانیه در محکومیت احمدینژاد و مظلومیت کمپوت بنویسین و ۲۴ ساعته برای همه بدون توقف ارسال کنین. برای تاثیر بیشتر پیشنهاد میکنم که دستتون رو از روی دکمهی send بر ندارید. حالا احتمالا رسانههای خارجی که در ربط دادن سلاح هستهای به کمپوت استادن، میآن و با شما برای مصاحبه تماس میگیرن. شما هم از این فرصت استفاده کنید و در اثبات وجود کمپوت در ایران نوحهسرایی کنید.
برای این که تبلیغات شما موثرتر شود بد نیست یک کلیپ هم بسازید. بروید از صحنهای که ماشینهای بازیافت قوطیهای خالی کمپوت را جمع میکنن فیلم بگیرین و بعد اون رو به عنوان سندی که دولت احمدینژاد کمپوتهای ایرانی رو نابود میکنن منتشر سازید.سعی کنید در فیلمی که میسازید هیچ اشارهای به این که صفر درصد ممکنه این قوطیها خالی باشه نکنین. چون به هر حال این فرصت رو که شبکههای تلویزیونی روزی ۵ بار مستند شما رو نشون بدن از دست میدین.
بعد ما به شما قول میدیم که کمپوتهای شما به طرز وحشتناکی فروش میره. حتی اگه تو ایران هم فروش نره (شاید چون با این بازاریابی شما دیگه کسی تو ایران نمونده باشه)، شما میتونین به آمریکا و اروپا صادرش کنین.
فرض کنید که شما یه کارخونهی کمپوتسازی دارید که به هر دلیلی محصولاتش فروش نمیره. یا حتی همه چیز هم خوبه و شما دنبال یه تغییر هیجانانگیز هستید. شما همهی روشهای کلاسیک بازاریابی رو امتحان کردید و هیچکدوم جواب نمیده. حالا ما در اینجا به شما یه پیشنهاد عالی میکنیم.
سعی کنید بروید و احمدینژاد رو قانع کنید که برود و در یکی از صد تا سخنرانیای که هر روز میکند یه جمله هم بگوید: «ما در ایران کمپوت نداریم.» حتی لازم هم نیست که دقیقا همین رو بگه. اگه بگه مثلا من کمپوت دوست ندارم یا این که ما در ایران کمپوت سیبزمینی نداریم هم خوبه. فقط کافیه بعدش شما به همه بگین که احمدینژاد گفته ما در ایران کمپوت نداریم.
بعد از این مرحله نوبت شماست که شونصد تا بیانیه در محکومیت احمدینژاد و مظلومیت کمپوت بنویسین و ۲۴ ساعته برای همه بدون توقف ارسال کنین. برای تاثیر بیشتر پیشنهاد میکنم که دستتون رو از روی دکمهی send بر ندارید. حالا احتمالا رسانههای خارجی که در ربط دادن سلاح هستهای به کمپوت استادن، میآن و با شما برای مصاحبه تماس میگیرن. شما هم از این فرصت استفاده کنید و در اثبات وجود کمپوت در ایران نوحهسرایی کنید.
برای این که تبلیغات شما موثرتر شود بد نیست یک کلیپ هم بسازید. بروید از صحنهای که ماشینهای بازیافت قوطیهای خالی کمپوت را جمع میکنن فیلم بگیرین و بعد اون رو به عنوان سندی که دولت احمدینژاد کمپوتهای ایرانی رو نابود میکنن منتشر سازید.سعی کنید در فیلمی که میسازید هیچ اشارهای به این که صفر درصد ممکنه این قوطیها خالی باشه نکنین. چون به هر حال این فرصت رو که شبکههای تلویزیونی روزی ۵ بار مستند شما رو نشون بدن از دست میدین.
بعد ما به شما قول میدیم که کمپوتهای شما به طرز وحشتناکی فروش میره. حتی اگه تو ایران هم فروش نره (شاید چون با این بازاریابی شما دیگه کسی تو ایران نمونده باشه)، شما میتونین به آمریکا و اروپا صادرش کنین.
Labels:
چرت و پرت
چهارشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۶
وقتی معاون رییسجمهور رییس فدراسیون بشود
فیفا گفته بود آییننامهی فدارسیون فوتبال ایران خوب نیست و باید عوض شه. آییننامه گویا طوری بود که باعث دخالت دولت در امور فدراسیون میشد. به سلامتی آییننامه هم عوض شد و حالا آقای علیآبادی رییس تربیتبدنی دارن میشن رییس فدراسیون فوتبال.
این فقط یه نمونهی کوچکه که نشون میده قانون اساسی ایران رو وردارین بجاش چه میدونم قانون اساسی سوییس رو بذارین، یه بار ممکنه اوضاع بدتر هم بشه. (قابل توجه آقای ا.ک.)
این فقط یه نمونهی کوچکه که نشون میده قانون اساسی ایران رو وردارین بجاش چه میدونم قانون اساسی سوییس رو بذارین، یه بار ممکنه اوضاع بدتر هم بشه. (قابل توجه آقای ا.ک.)
Labels:
سیاست
دوشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۶
...
والله از احمدینژاد انتظاری نیست. ولی رییس دانشگاه کلمبیا یه خرده ادب داشته بد نیست.
راستی بیبیسی اشتباهش رو تصحیح کرد. اول از قول احمدینژاد نوشته بود که در ایران همجنسگرا نداریم. حالا درستش کرده و نوشته «در ایران همجنسباز نداریم».
راستی بیبیسی اشتباهش رو تصحیح کرد. اول از قول احمدینژاد نوشته بود که در ایران همجنسگرا نداریم. حالا درستش کرده و نوشته «در ایران همجنسباز نداریم».
Labels:
سیاست
در باب فاصلهافتادگی بین ...
این شنبه که میاد کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو برنامهی سخنرانی داره. عنوانش هست: «رابطهی بین امپریالیسم و روش علمی، یک نگاه تاریخی». در همین راستا موضوعات زیر هم برای سخنرانی پیشنهاد میشود:
- رابطهی پسامعرفتی بین عرفان ملاصدرایی و ماکیاولیسم چند شاخه
- تلقی سوسیالیسم در اشعار شاعران آمریکای لاتین و ارتباط آن با یوگا
- گیاهان دارویی و اگزیستانسیالیسم از نگاه دومکریتوس
- ....
- رابطهی پسامعرفتی بین عرفان ملاصدرایی و ماکیاولیسم چند شاخه
- تلقی سوسیالیسم در اشعار شاعران آمریکای لاتین و ارتباط آن با یوگا
- گیاهان دارویی و اگزیستانسیالیسم از نگاه دومکریتوس
- ....
Labels:
چرت و پرت
پنجشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۶
سهشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۶
نامجوی هممدرسهای
دیدین آلبوم ترنج محسن نامجو هم از آخر مجوز گرفت. من از خیلی وقت پیش آوازهای محسن نامجو رو گوش میکردم. بعد از این که یه جا خوندم متولدِ تربتجامِ کلی ذوق کردم، از این که به هر حال هماستانیه. برام جالب بود که دیدم خیلی هم از من بزرگتر نیست، فقط دو سال! تا این که یه روز یکی از هممدرسههاییِ قدیم به گروهِ بچههایِ مدرسهمون ایمیل زد. نوشته بود که کلی ذوق کرده دیده اسم یکی از بچههای مدرسه از آخر یه جایی در اومد! من اون موقع فهمیدم که بابا این محسن نامجو همون نامجوی خودمونِ!
من اول راهنمایی که بودم نامجو دوم بود. یه سال دیگه هم، مدرسهی ما بود و بعدش برای دبیرستان رفت یه جای دیگه. از مدرسهمون که رفت دیگه ندیدمش. اون موقعها سر صف میومد و آواز میخوند. صداش خیلی قشنگ بود. ترانههای اون موقع هم «ای ساربان آهسته ران» و از این چیزها بود. یادمه یه آواز دیگه هم میخوند که توش «شکیبایی» داشت. معلم فیزیکمون خدابیامرز فامیلش شکیبایی بود و نامجو هم برای این که سربهسرش بذاره هی اون آواز رو میخوند. یادش بهخیر، اون موقع پدر ِ نامجو کلی نگران بود که پسرش به سن بلوغ برسه و صداش خراب شه!
من اول راهنمایی که بودم نامجو دوم بود. یه سال دیگه هم، مدرسهی ما بود و بعدش برای دبیرستان رفت یه جای دیگه. از مدرسهمون که رفت دیگه ندیدمش. اون موقعها سر صف میومد و آواز میخوند. صداش خیلی قشنگ بود. ترانههای اون موقع هم «ای ساربان آهسته ران» و از این چیزها بود. یادمه یه آواز دیگه هم میخوند که توش «شکیبایی» داشت. معلم فیزیکمون خدابیامرز فامیلش شکیبایی بود و نامجو هم برای این که سربهسرش بذاره هی اون آواز رو میخوند. یادش بهخیر، اون موقع پدر ِ نامجو کلی نگران بود که پسرش به سن بلوغ برسه و صداش خراب شه!
Labels:
روزمره
دوشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۶
دربارهی تغییر قانون اختراعات آمریکا بعد از ۵۰ سال!
دیروز مجلس نمایندگان آمریکا تغییرات نسبتا مهمی در قانون ثبت اختراعات آمریکا داد. جالب اینه که بیش از پنجاه سال بود که قانون ثبت اختراعات تغییر چندانی نکرده بود و این برای موضوعی که انتظار میره درش تحول زیاد باشه خیلی عجیبه. ولی تغییرات چی بود:
اول این که دیگه مثل گذشته نمیشه از کمپانیها شکایت کرد که دزدیِ اختراع کردند. یعنی میشه ولی خب دیگه از جریمههای کلان خبری نیست. برای این تغییر شرکتهای بزرگ مثل گوگل یا سیسکو خیلی لابی کرده بودند. مثلا جالبه بدونین فقط شرکت RIM که در واترلوی کانادا هست و BlackBerry میسازه چهارصدهزار دلار برای لابی کردن دربارهی این قانون پول خرج کرده.
دومین تغییر مهم اینه که دیگه برخلاف گذشته هرکسی که در آمریکا زودتر اختراع کنه (first to invent) مخترع نیست. بلکه باید اولین نفری باشه که اختراع رو ثبت میکنه (first to file). تقریبا در همهجای دنیا اونی که زودتر ثبت کنه مخترع است و از این جهت قانون جدید باعث یکی شدن قانون آمریکا با قانون بقیهی دنیا شده. این که هر کی اول ثبت کنه مسلمه کارها رو آسون میکنه. ولی خب باز هم به ضرر مخترعهای مستقل هست که پولدار نیستن سریع هرچی رو میسازن برن ثبت کنن. قبلا میشد بری دفتر آزمایشگاهت رو نشون بدی و بگی که واقعا تو زودتر ثبت کردی ولی دیگه الان نمیشه.
چند تا نکتهی دیگه:
دولت آمریکا با این قانون جدید خیلی مخالفه. هنوز سنا هم اونو تایید نکرده. بوش هم ممکنه وتوش کنه.
۱۶۰ دموکرات، ۶۰ جمهوریخواه به تغییرات رای مثبت دادن و ۵۸ دموکرات و ۱۱۸ جمهوریخواه رای منفی دادن.
اول این که دیگه مثل گذشته نمیشه از کمپانیها شکایت کرد که دزدیِ اختراع کردند. یعنی میشه ولی خب دیگه از جریمههای کلان خبری نیست. برای این تغییر شرکتهای بزرگ مثل گوگل یا سیسکو خیلی لابی کرده بودند. مثلا جالبه بدونین فقط شرکت RIM که در واترلوی کانادا هست و BlackBerry میسازه چهارصدهزار دلار برای لابی کردن دربارهی این قانون پول خرج کرده.
دومین تغییر مهم اینه که دیگه برخلاف گذشته هرکسی که در آمریکا زودتر اختراع کنه (first to invent) مخترع نیست. بلکه باید اولین نفری باشه که اختراع رو ثبت میکنه (first to file). تقریبا در همهجای دنیا اونی که زودتر ثبت کنه مخترع است و از این جهت قانون جدید باعث یکی شدن قانون آمریکا با قانون بقیهی دنیا شده. این که هر کی اول ثبت کنه مسلمه کارها رو آسون میکنه. ولی خب باز هم به ضرر مخترعهای مستقل هست که پولدار نیستن سریع هرچی رو میسازن برن ثبت کنن. قبلا میشد بری دفتر آزمایشگاهت رو نشون بدی و بگی که واقعا تو زودتر ثبت کردی ولی دیگه الان نمیشه.
چند تا نکتهی دیگه:
دولت آمریکا با این قانون جدید خیلی مخالفه. هنوز سنا هم اونو تایید نکرده. بوش هم ممکنه وتوش کنه.
۱۶۰ دموکرات، ۶۰ جمهوریخواه به تغییرات رای مثبت دادن و ۵۸ دموکرات و ۱۱۸ جمهوریخواه رای منفی دادن.
Labels:
ایده
سهشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۶
slideshare
این Presentation را به کمک وبسایت Slideshare در این جا گذاشتهام. Slideshare یک طورهایی Youtube ای برای Presentation است. به نظر من که معرکه است.
شنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۸۶
پنجشنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۶
شما هم لطفا امر به معروف کنید
در راستای رسالت امر به معروف و نهی از منکر الان یک ایمیل زدم به سفارت ایران در کانادا. بهشون گفتم یه سرویسی هست که میشه آدمهایی که به سفارت تلفن میزنند رو روی Hold نگه داشت به جای این که بوق مشغولی گذاشت و ازشون خواست پنجاه بار دیگه زنگ بزنن تا شاید یه بار تلفن مشغول نباشه. ماجرا اینه که امروز صبح بعد از حدود ۴۰ دقیقه مدام شماره گرفتن توانستم از آخر با یک نفر صحبت کنم. بعد از این که کارم رو بهش گفتم به شیوهی زبانی همین مورد بالا رو امر به معروف کردم. بعد ایشون گفتند ایمیل بزنم چون اونها امر به معروف زبانی رو نمیتونن ترتیب اثر بدهند. منم خب الان ایمیل کردم. تا چه پیش آید:-)
Labels:
روزمره
سهشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۸۶
...
تو ایران بانک که بری و بخوای مثلا از یه حساب به یه حساب دیگه پول بریزی، حتما بهت یه فرم میدن که پر کنی (این فرمه از ۲۰ سال پیش فکر کنم شکلش عوض نشده). این جا همهی این فرمها (اگه فرمی باشه البته) رو خود کارمند بانک پرمیکنه و فقط آخرش به تو میگه که امضا کنی. به نظرم سیستم ایران ظاهرش حتی یه خرده منطقیتر میآد، اگر چه برای اربابرجوع پر کردن اون فرمهایِ مسخره عذاب الیم.
همین!
همین!
Labels:
مشاهده
دوشنبه، مرداد ۲۹، ۱۳۸۶
تضاد منافع
امروز شنیدم فلان خانم که رییس دانشکدهی اقتصاد این جا بود مجبور شد استعفا بده. از قرار، شوهر ایشون شده رییس دانشکدهی اقتصاد یه دانشگاه دیگه. بعد میگن تضاد منافع پیش میآد که یه زن و شوهر رییس دو تا دانشکدهیِ اقتصادِ دو دانشگاه متفاوت باشند. آخه دانشگاهها قراره با هم رقابت کنن. کلا جالب بود:-)
Labels:
روزمره
یکشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۶
...
امروز همین جوری به دلم افتاده بود که تا چند ماه دیگه google میاد و facebook رو میخره. برای خودم تو ذهنم ۳ تا ۴ میلیارد دلار قیمت گذاشته بودم. بعد فکر کردم گفتم نوبتی هم باشه نوبته Yahoo هست، چون قبلش google بود که youtube رو خریده بود. الان اومدم وبگردی دیدم که من اصلا خوابم. گویا مدتهاست که Yahoo دنبال خریدن facebook هست. البته به جایی نرسیده و الان صحبتشه که google خریداره. خلاصه که من شک ندارم تا چند ماه دیگه تکلیف facebook معلوم میشه. orkut هم به زودی عمرش رو میده به شما.
یه سوال: اگه شما بشین مسوول راهاندازیه یه سری کتابخانهی عمومی در سطح شهر، ترجیح میدید که ۳ تا کتابخانهی بزرگ درست کنید یا ۱۰ تا کتابخانهی کوچک؟
یه سوال: اگه شما بشین مسوول راهاندازیه یه سری کتابخانهی عمومی در سطح شهر، ترجیح میدید که ۳ تا کتابخانهی بزرگ درست کنید یا ۱۰ تا کتابخانهی کوچک؟
یکشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۶
اقتصاد بدون نفت
نظر من رو بخواین، هیچکدام از سردمداران مملکتمون از زمان مادها تا به حال، به اندازهی این برادر احمدینژاد سعی نکرده اقتصاد ایران رو از وابستگی به نفت نجات بده. یعنی وقتی تو دو سال و اندی، شش ماه وزارتخانه رو بدون وزیر بذاری و بعد هم که از آخر یه وزیری رو انتخاب میکنی بعد یه سال و نیم برکنارش کنی، تازه معلوم نیست چند نفر دیگه رو به مجلس معرفی کنی که تازه یکیش رای اعتماد بگیره. خلاصه یه چند ماه دیگه هم وزارتخانه رو به لطف امام زمان بگردونی. خب شما واقعا فکر میکنید ما چند سال دیگه نفتی برای صادرات داریم؟ خب وقتی نداشته باشیم که دیگه وابستهاش نیستیم. اونوقت مجبور میشیم مثل آدم بشینیم فکر کنیم که با اقتصادمون چیکار کنیم. من که از این راهحلهای احمدینژاد خیلی خوشم میآد.
Labels:
سیاست
اشتراک در:
پستها (Atom)
