پنجشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۷

بازاریابی در انتخابات

تو بازاریابی یه اصطلاحی هست به اسم کالای جایگزین. یعنی این که ملت اگه کالای شما رو نخرن، اون وقت چی می‌خرن. مثلا کالای جایگزین کوکا می‌شه پپسی. کالای جایگزین هم دو جوره،‌ مستقیم و غیرمستقیم. در این حالت کالای جایگزین ِ مستقیم می‌شه پپسی، غیرمستقیم می‌شه دوغ و آبمیوه.

این که کالای جایگزین ِ غیرمستقیم چیه همیشه بدیهی نیست. مثلا کارتِ اعتباریِ مسترکارت رو در نظر بگیرید. کالای جایگزین ِ مستقیمش خب کارت اعتباری ویزا و امریکن اکسپرس هست. ولی غیرمستقیمش می‌شه پولِ نقد. و جالب اینه که رقیب اصلی مسترکارت، پول نقده و نه کارت ویزا، چرا که بیشتر بازار دستِ پول نقده. مسترکارت بهتره استراتژیِ تبلیغاتی‌اش این باشه که مردمی که از پول نقد استفاده می‌کنن رو جذب کنه تا کسانی که کارت ویزا دارند.

تو انتخابات آینده کالای جایگزین ِ مستقیم ِ خاتمی، احمدی‌نژاد است. ولی احتمالا کالای جایگزین ِ غیرمستقیم خاتمی بازارش بزرگتره و برای همین استراتژی تبلیغاتی باید برای گرفتن اون بازار باشه. ولی این کالاهای جایگزین غیرمستقیم کیا هستن؟ تحریمی‌ها یا بی‌تفاوت‌ها؟

خاتمی هنوز معلوم نیست بیاد. ولی هر تحلیلی مبنی بر این که کی بیشتر رای میاره باید حواسش به این بازار بزرگ کالایِ جایگزین غیرمستقیم باشه!

دوشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۷

انتخابات دهم

آدم گاهی موقع‌ها حواسش نیست که دو دوره‌یِ ریاست‌جمهوری معادل ٨ سال و یا تقریبا یک دهه از عمر آدمه. برای منی که الان ٣٠ سالمه، دو دوره من رو تقریبا می‌رسونه به ٤٠ سال. آینده‌ی من ِ نوعی بستگی زیادی به این دهه‌ی آینده داره. تو مملکتی که من در اون زندگی می‌کنم (که صد البته ایرانه و نه کانادایی که توش ساکنم) هنوز در وضعیتی نیستیم که زندگی‌مون مستقل از اون کسی باشه که قراره رییس‌جمهور بشه. برای همین - و برای این که من خودخواه و جاه‌طلبم - برایم انتخابات ریاست جمهوری خیلی مهمه. 

زندگی ِ امروز و فردایِ نزدیک برای من خیلی مهمند. آینده‌نگر هستم ولی برای آینده زندگی نمی‌کنم. ایده‌آل‌‌ها رو دوست دارم ولی به انتظار ِ آمدنِ ایده‌ال‌ها زندگی نمی‌کنم. منتظر ِ آمدن روزی نیستم که اوضاع مملکتمون درست بشه، چه انتظار برایم همون معنی ِ انفعال رو می‌ده. انتظار نمی‌کشم. به سهم خودم سعی می‌کنم امروز و فردایم را درست کنم. 

مجموعه‌ی همین ذهنیاته که باعث می‌شه من برای انتخابات آینده به دنبال راه‌حل مطمئن‌تر و کم‌ریسک‌تر برم. فکر‌ می‌کنم دنیا بی‌وفاتر از اونه که بشه فکر کرد که این دوره رو فلان کار رو بکنیم که بعد دوره‌ی بعدش بشه فلان کار رو کرد. فکر می‌کنم عمر من و شما کوتاه‌تر از اینه که بشه بی‌خیال یه چهار سال دیگه شد. بگیم حالا چهار سال دیگه این طرف بمونه که مملکت حسابی گند بخوره تا دوره‌ی بعد حتما اون یکی طرف ببره. 

نوامیدیِ من از وفایِ دنیاست که به من برای دفاع از خاتمی امید می‌ده. مملکت رو باید آجر به آجر ساخت. 

در همین رابطه:
نامه‌ی جمعی از دانش‌آموختگان دانشگاه صنعتی شریف به خاتمی ( نامه هنوز در مرحله‌ی جمع‌آوری امضاست و احتمالا تا آخر این هفته منتشر می‌شه. چه موافق چه مخالف، چه شریفی و چه غیرشریفی خواندن نامه توصیه می‌شه. اگر مایل به امضا هستید به من ایمیل کنید.)

شنبه، آذر ۱۶، ۱۳۸۷

کار تشکیلاتی از خارج از قدرت

« عملكرد حزب مشاركت در دوران حضور در قدرت سیاسی را باید مفیدتر و موثر‌تر از كنش‌های این حزب در 4 ساله اخیر ارزیابی نمود.»
عبدا... مومنی در یادداشت سه نکته درباره جبهه مشارکت در روزنامه‌ی کارگزاران

به عبارتی این نظریه که اصلاح‌طلبان از حاکمیت خارج شوند تا بتوانند به بدنه‌ی اجتماعی‌شان بازگردند و کار تشکیلاتی بکنند و ... از زمره‌ی همون حرف‌های مفتِ باکلاس است.

جمعه، آذر ۱۵، ۱۳۸۷

شایسته‌سالاری در طراحی پوستر

بدون شرح (لینک در سایت نوروز)


دیسکلیمر: هرگونه سو استفاده از این یادداشت علیه حزب مشارکت ممنوع است.

این رو هم بخونید: ‌یه یادداشت وبلاگی درباره‌ی این که چطور تیم انتخاباتی اوباما از رسانه‌های نو در کمپینشون استفاده کردند.

جمعه، آذر ۰۱، ۱۳۸۷

برادران علایی


می‌گن برادران علایی هنوز در زندانند. خبری که بعضی سایت‌ها درباره‌ی آزادیشون نوشتن درست نیست. الان اون‌ها پنج‌ ماهه که در زندانن. پنج ماه بلاتکلیف.

امروز یه دوستی این سخن رهبری رو ایمیل زده بود: « رهبر انقلاب اسلامی سعادت و هلاکت انسان را در نحوه برخورد با نَفس دانستند و خاطرنشان کردند: اگر اين نفس سرکش به وسيله ذکر و ياد خدا مهار شود، انسان به اوج کمال می‌رسد اما اگر اين نفس رها شود، نتيجه آن ظلم، فحشاء، فقر و استکبار است.»

من به فحشا، فقر و استکبار کاری ندارم، ولی ظلم رو خوب می‌تونم ببینم. نفس سرکش یک عده در مملکت ما بدجور رها شده. چه زیباست اون حدیثی که می‌گه مملکت با کفر پابرجا می‌مونه، اما با ظلم هرگز.

سه‌شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۷

انواع ماشین لباس‌شویی

ماشین‌های لباس‌شویی بر دو نوعند. اونایی که درشون از بالا باز می‌شه و اونایی که درشون از روبرو باز می‌شه.

تا چند سال دیگه همه‌ی ماشین‌لباس‌شویی‌های جدید درشون از روبرو باز می‌شه. چون این نوع ماشین‌ها نسبت به اونایی که درشون از بالا باز می‌شه، آب و برق کمتری مصرف می‌کنن.

اگه گفتین چرا؟

دوشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۷

حرفِ مفتِ باکلاس

می‌دونین چی تو مملکت ما خیلی خریدار داره. «حرفِ مفتِ باکلاس»

بانک مرکزی اومده گفته افراد برای پرداخت صورت‌حساب تلفن همراه در باجه‌های بانکی باید کارمزد بپردازند. همین کار در دستگاه‌های خودپرداز رایگان است. خب به نظر من از این تصمیم منطقی‌تر و بدیهی‌تر وجود نداره. حالا خبرگزاری مهر و یک سری رسانه‌های بی‌سوادِ دیگر شروع کرده‌اند به نوشتن گزارش‌هایی در مخالفت با این تصمیم. همه‌ی حرفشون هم اینه که چرا در حالی که زیرساخت‌های بانکداری الکترونیک در کشور وجود نداره و یا این که فرهنگ استفاده از بانکداری الکترونیک بین مردم نیست، بانک مرکزی چنین تصمیمی گرفته.

«زیرساخت» و «فرهنگ» از اون دست کلمه‌هایی هستند که هر چه در نوشته‌ای بیشتر باشد، نویسنده‌ی اون نوشته بی‌سوادتر است.

کنفوسیوس حکیم می‌گه: «هر وقت زورتون می‌اومد تن لش‌تون رو تکون بدین یه کار مفیدی بکنین، بگین زیرساخت‌های این کار وجود نداره یا این که فرهنگش هنوز بین مردم نیست.»

جمعه، آبان ۱۷، ۱۳۸۷

اشتباه اوباما

من فکر می‌کنم مردم آمریکا اشتباه بزرگی کردند که به اوباما رای دادند. الان هم بی‌جهت هیجان‌زده شده‌اند. واقعیت اینه که تو آمریکا قدرت واقعی دست شرکت‌های بزرگه و عملا دولت و بویژه رییس‌جمهور کار خاصی نمی‌تونه بکنه. اوباما هم تقریبا بیشتر برنامه‌هایش رو نمی‌تونه پیاده کنه چون که اجرای اون‌ها مستلزم درگیرشدن با این شرکت‌های بزرگه. جمهوری‌خواها هم صددرصد کلی سنگ‌اندازی می‌کنند. خلاصه این چهار سال آینده،‌ آمریکا احتمالا یک دوران پرتنشی رو خواهد داشت که عملا باعث می‌شه اجرای همون امور روزانه‌ی کشور هم با مشکل روبرو بشه. اوباما خیلی قشنگ و جذاب حرف می‌زنه ولی تا حالا هیچ سابقه‌ای هم از خودش نشون نداده که می‌تونه خوب کار کنه. کلا نظر من رو بخواین بهتر بود مردم آمریکا انتخابات چند روز پیش رو تحریم می‌کردند. البته حالا هم خیلی دیر نشده. می‌تونند انتخابات چهار سال دیگه رو دست کم تحریم کنن.

پنجشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۷

شمارش تعداد تصمیم‌ها

از خبرگزاری ایرنا

«دولت براي رونق کشاورزي استان گيلان 25 تصميم جديد اتخاذ کرد.»

یکی از هنرهای جدید دولت محترم اینه که تعداد تصمیم‌هایشون رو هم می‌شمرن. یعنی اگه قبلا تعداد آدم، پروژه یا مصوبه قابل شمارش بودن، حالا تصمیم هم به این لیست اضافه شده. پس فردا لابد تعداد نیت‌ها یا حتی تعداد فکرها رو هم می‌شمرن.

سه‌شنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۷

...

یه ایمیل زدم به سفارت ایران در کانادا که فلان لینک به فلان فرم کار نمی‌کنه. اگه می‌شه فرم رو بذارین که من بتونم پرینت بگیرم. ایمیلم برگشت خورد. پیامش اینه که میل‌باکس پره!

جمعه، آبان ۱۰، ۱۳۸۷

سه اشتباه اعصاب خرد کن





سه اشتباه بدیهی‌ای که اعصاب مرا خرد می‌کند.

- وب‌سایت ایرنا عکس‌ها را برمی‌دارد و با کشاندن یا فشاردادن سعی می‌کند بزور در قالب از تعیین شده جا دهد.











- ایسنا برمی‌دارد به یاد دوران مهدکودک یک متن خبر را با شش رنگ صورتی و بنفش و آبی و .. آن هم با لحن عجیب غریب می‌نویسد و بعد یک مشت علامت تعجب و از این چیزها رو هم ته هر جمله می‌گذارد.












- بی‌بی‌سی فارسی هم در نوشتن مطالب انگار نه انگار که چیزی به اسم نیم‌فاصله داریم. بخصوص وقتی فعل «می‌شود» باشد و «می‌» برود انتهای یک خط و «شود» انتهای خط دیگر.




چهارشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۷

لعنت بر سی‌ای‌اُ

دقت کردین اوباما تو همه‌ی سخنرانی‌هاش حتما یه بدوبیراهی به CEO شرکت‌های بزرگ می‌گه که چه می‌دانم اینا کلی پول درمیارن و برای خودشون امتیاز دارن. همش هم هی می‌گه middle class. من یکی که یاد اتحاد جماهیر شوروی میفتم. به این که مک‌کین عوضیه کاری ندارم ولی این دری‌وری‌های اقتصادیِ اوباما هم رو نِروِ آدم دست راستی‌ای مثل من میره!

جمعه، مهر ۰۵، ۱۳۸۷

اندر حکایت مشروعیت

مک‌کین در مناظره‌اش با اوباما می‌گفت که نباید رییس‌جمهور آمریکا با احمدی‌نژاد گفت‌وگو کنه چون با این کار حکومت ایران مشروعیت پیدا می‌کنه.

این کلمه‌ی «مشروعیت» رو که مک‌کین می‌گفت یاد موقع انتخابات می‌افتادم ...

پنجشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۷

ذهن پویا و به‌روز نیک‌آهنگ

۴۰ سال بعد در چنین روزی
نیک‌آهنگ کوثر: چرا اصلاح‌طلبان درباره‌ی اتفاقاتی که در دهه‌ی ۶۰ افتاد سکوت کرده‌اند.
۴۰۰ سال بعد در چنین روزی
نیک‌آهنگ کوثر: چرا اصلاح‌طلبان درباره‌ی اتفاقاتی که در دهه‌ی ۶۰ افتاد سکوت کرده‌اند.
۴۰۰۰۰۰۰۰۰ سال بعد در چنین روزی
نیک‌آهنگ کوثر: چرا اصلاح‌طلبان درباره‌ی اتفاقاتی که در دهه‌ی ۶۰ افتاد سکوت کرده‌اند.
میلیاردها قرن بعد در چنین روزی
نیک‌آهنگ کوثر در گفت‌وگو با موجودات فضایی: چرا اصلاح‌طلبان درباره‌ی اتفاقاتی که در دهه‌ی ۶۰ افتاد سکوت کرده‌اند.


چهارشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۷

قطار دو ساعته

دولت آقای احمدی‌نژاد قراره بین تهران مشهد قطار دو ساعته بزنه. اگه وقت دارین برین درباره‌ی این قطارهای آهنربایی در ویکیپدیا بخونین. از این قطارها تو دنیا فقط ۶ تا الان هست که طول مسیر همشون از ۵۰ کیلومتر هم کمتره. اکثرشون هم ضررده هستند. حالا قراره دولت فخیمه برای یک مسیر ۹۰۰ کیلومتری قطار آهنربایی درست کنه. خدا به این دولت یه جو عقل عنایت کنه. آمین.


چهارشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۸۷

اسکناس ۱۰۰۰ دلاری

مثل این که قراره بانک مرکزی اسکناس درشت چاپ کنه و از صفرهای پولمون هم بزنند. قائم‌مقام بانک مرکزی هم در توجیه چاپ اسکناس درشت اشاره‌ای هم کرده‌ به این که در آمریکا اسکناس ۱۰۰۰ دلاری هست که معادل ۹۵۰ هزار تومانه. وا... اگه کسی از این اسکناس‌ها داره من ۱۵۰۰ دلار می‌خرم. در کانادا به نظرم با تقریب خوبی درشت‌ترین اسکناس ۲۰ دلاری است و اسکناس‌های ۵۰ و ۱۰۰ دلاری خیلی کم استفاده می‌شه.

تو ایران تقریبا اکثر محل‌های فروش مجهز به سیستم‌های کارتی هستند. پس چرا رشد استفاده از کارت بانک برای خرید این قدر یواشه؟

چهارشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۸۷

در نکوهشِ کتاب‌خوانی

چرا به مطالعه، در فرهنگِ ما، اهمیت زیادی داده می‌شود؟ و در مقابلش تلویزیون نگاه کردن امر بیهوده‌ و نکوهیده‌ای است. همه‌جا صحبت از سرانه‌ی مطالعه است و این که چرا ما ایرانیان سرانه‌یمان کم است. بسیار هم گفته می‌شود که ما وقت زیادی را پای تلویزیون هدر می‌دهیم.

فرق فلان کتاب داستان با یک فیلم داستانی چیست؟ فرق فلان رمان با فیلم سینمایی چیست؟ فرق فلان کتاب تاریخی یا زندگی‌نامه با فلان مستند تلویزیونی چیست؟ چرا این همه ملت پای فلان مجموعه‌ی تلویزیونی که می‌نشینند، فرض نمی‌کنیم فلان کتاب داستان یا حکایت را خوانده‌اند و سرانه‌ی مطالعه‌یمان را بالا نمی‌بریم.

می‌گویند سرانه‌ی مطالعه در کشورهای غربی بالاست. مردم همه در مترو کتاب می‌خوانند. خب حالا مگر چه می‌خوانند؟ این کتاب‌های قطع جیبی یک دلاری که یا داستان عشقی است یا جنایی. اصلا من چه کاره‌ام که روی کتاب آن‌ها ارزش‌گذاری کنم. ولی خب فیلم‌های تلویزیون خودمان که بسی آموزنده‌تر است.

من هر چه کتاب می‌خوانم فردایش همه‌اش یادم می‌رود. کتاب سخت در ذهن می‌ماند. ولی فیلم و تلویزیون ماندگارتر است. تازه خلاصه‌تر هم هست. کتاب داستان که می‌خوانی نویسنده صد ساعت چروک روی صورت فلان نفر را شرح می‌دهد و رنگ گوشه‌ی دیوار. خب همه‌ی این‌ها را با یک نگاه می‌بینی و وقتت را کمتر تلف - یا صرف- می‌کنی.

من بعضی آدم‌ها را دیده‌ام که معلوم است هزاران کتاب خوانده‌اند. همین خیلی از علمای دینی‌مان. ولی بحث که می‌کنند از ضعف استدلالشان حیرت می‌کنی. در تعجبی که او این همه عمرش پس چه خوانده. مگر کتاب خواندن قرار نبود آدم‌ها را پخته کند. ساده‌سازی است مشکل را فقط در این بدانیم که آن‌ها کتاب‌های با دیدگاه‌های مختلف را نمی‌خوانند.

راستی می‌دانید که آیا کتاب دعا خواندن مردم را هم در سرانه‌ی مطالعه حساب می‌کنند؟ چرا که نه؟

یکشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۷

...

«تقاطع غیر هم سطح شهید باکری صبح امروز با حضور چمران رئیس شورای شهر تهران و قالیباف شهردار تهران برگزار شد.»

خبرگزاری مهر

یکشنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۷

از خاطرات وزیر ِحسنعلی منصور

«حسنعلی منصور خیلی اصرار داشت که جلسات هیات وزیران طول بکشد. در نتیجه ما در ساعت مثلا ۶ بعدازظهر شروع می‌کردیم و بعد جلسه تا یک بعد از نصف شب ادامه پیدا می‌کرد که کار بی‌ربطی بود. به‌هرحال برای من فوق‌العاده سخت بود به خاطر بار خیلی سنگینی که داشتم. من هر روز صبح خیلی زود پشت میزم بودم و نمی‌توانستم تا یک یا دو بعد از نصف شب همین‌طور ادامه بدهم. ولی او مایل بود که این کار را بکند و اصرار داشت که رادیو هم بگوید که جلسه‌ی هیات وزیران در ۲ بامداد تمام شد. این کار اصلا ارزشی نداشت. به همه می‌گفتم و به خودش هم گفتم وقتی آدم خسته است راندمان کارش پایین می‌افتد. دقت کرده بودیم از یک ساعتی به بعد همه‌ی وزیران همان صحبت‌هایی را که قبلا کرده‌بودند تکرار می‌کردند. ولی او مایل بود که رادیو بگوید جلسه تا ساعت دو بعد از نصف شب بوده و از آن مهم‌تر اعلیحضرت هم بداند که این دولت از آن دولت‌ها نیست، تا ۲ بعد از نصف شب کار کرده. بعدها شنیدم که شاه خیلی تحت تاثیر این تظاهر منصور قرار گرفته و می‌گفته عجب دولت پرکاری است که به این صورت کار می‌کند.»

خاطرات دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ۱۳۴۸- ۱۳۴۱

جمعه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۷

عبدالله نوری

من نمی‌دونم وقتی نمی‌شه مراسم سالگرد درگذشت شاملو رو بر سر قبرش برگزار کرد، چطوری می‌شه یه میتینگ انتخاباتی برای عبدالله نوری برگزار کرد؟ فرض کنید شورای عالی امنیت ملی بگه که روزنامه‌ها درباره‌ی عبدالله نوری مطلبی ننویسن. اون وقت قراره چطوری به مردم درباره‌ی عبدالله نوری اطلاع‌رسانی بشه؟ لابد تو وب‌سایت روزآنلاین و شبکه‌ی VOA! کاندیدا شدن عبدالله نوری وقتی ارزش داره که بشه باهش یه موج درست کرد. درست شدن موج هم شرایط می‌خواد که مهترینش داشتن رسانه هست. بعد هم باید توانایی سرکوب موج توسط حاکمیت کم باشه که ماشاالله اصلا کم نیست. نکته اینه که یه موج به تدریج بزرگ می‌شه. ولی اون اول‌های تشکیل موج سرکوب آن برای حاکمیت کار آسونیه و این اتفاقیه که قطعا می‌افته. برای همین هم من واقعا نمی‌فهمم تلاش برای کاندیداتوری عبدالله نوری جز از دست دادن فرصت‌ها چه حاصلی داره. تازه این که اصلاح‌طلبان بر سر عبدالله نوری ائتلاف خیلی ضعیفی هم می‌کنند بماند.