سه‌شنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۱

يکي از درسهاي تلخ رويداد 18 تير اين بود که نشان داد اصلاح طلبان توانايي مهار جنبشهاي اجتماعي و هدايت آنها براي بهبود وضعيت سياسي کشور را ندارند. بحراني که در 18 تيرماه آغاز شد در روزهاي بعد بکلي از دست اصلاح طلبان خارج شد و سپس محافظه کاران در 23 تيرماه آن را کاملا به نفع خود مصادره کردند.

ايران بدون شک در سالهاي آينده، با بحرانهايي مشابه و شايد هم ناگوارتر روبرو خواهد شد. اگر اصلاح طلبان در مديريت کردن اين بحرانها ابتکار عمل نشان ندهند کشور با هرج و مرجي روبرو خواهد شد که حاصل آن اين بار به نفع محافظه کاران هم نخواهد بود.

18 تير امسال را سکوتي فرا گرفته است که از هر فريادي بلندتر است.

دوشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۱

همشهري مقاله جالبي دارد به عنوان " اقتصاد کنکور "

نويسنده مي گويد که افزايش هزينه آموزش در خانوارهاي شهري، به کاهش هزينه براي مصرف کالاهاي صنعتي مي انجامد که خود باعث کاهش تقاضا و رکود در صنعت مي شود.

و همه چيز به يک ريش تراش ختم شد .....

بعد از اين که چند روز پيش عناوين بسياري از روزنامه ها مربوط به تجاوز دسته جمعي بزرگان يک قبيله به يک دختر در پاکستان بود، حال نوبت به ايران رسيده است. عنوان گزارش آسوشيتد پرس که در بسياري از روزنامه هاي جهان ظاهر گشت !

Some of Iran's suffering wives look to a new solution : husband killing

یکشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۱

سايت رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران - حداقل در حال حاضر - کار نمي کند!!

روزنامه مردم سالاري نوشته است که :

شنيده ها حکايت از خروج حجتي از وزارت کشاورزي دارد و صفدرحسيني وزير کنوني کار جايگزين او مي شود. حجني که در کابينه قبل وزير راه بود دوباره به اين وزارتخانه باز مي گردد. عبدالعلي زاده وزير کنوني مسکن رييس سازمان ايرانگردي و جهانگردي مي شود و معتمدي ( وزير کنوني پست! ) به وزارت تعاون مي رود.

اتل متل توتوله ، ....

شماره جديد ماهنامه آفتاب منتشر شد.

شنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۱

همشهري مقاله اي دارد با عنوان " دموکراسي صادراتي " که در آن به وضعيت کنوني افغانستان پرداخته است. به گمان نويسنده آن چه غرب براي افغانستان مي خواهد با واقعيت هاي عيني اين جامعه سازگار نيست و از اين رو ماندگاري حکومت را تهديد مي کند.

معمولا پاسخ افراط، تفريط است. اين انتظار بود که در واکنش به حکومت بنيادگرا و افراطي طالبان، مردم افغانستان ازيک الگوي کاملا غربي پيروي کنند. اما همچنان مي بينيم که زنان اکثرا برقع به سر مي اندازند و نشاني از ديسکو و بار مگر براي خارجي ها نيست.

حال تصور کنيد اگر حکومت در ايران آن چنان که در افغانستان اتفاق افتاد، تغيير مي کرد. احتمالا گوشه خيابانها پر از بطري هاي مشروب مي شد، و زنان زيادي در واکنش منفي به حجاب اجباري، بدون حجاب و با شکل و شمايل کاملا غربي به خيابانها مي آمدند.

اين ها همه تفاوت هاي دو جامعه است. جامعه افغانستان يک جامعه با باورهاي سنتي است و تشکيل يک حکومت سکولار در آن با موانع زيادي روبروست. از سويي ديگر، دو دهه حکومت ديني در ايران درعين ناباوري نسلي از انسانهاي سکولار، طرفدار آزادي و دموکراسي و بعضا در عين حال ديندار را بوجود آورده است که بدون نياز به زلمي خليل رادها آينده اميدوارکننده اي را نويد مي دهند.

دوران کنوني در ايران، هر اندازه عده اي نااميد از آن باشند، فرصتي است سرنوشت ساز براي اين که ايراني ها " دانه دانه " دموکرات شوند.

اگر داريد مي آييد خارج سعي کنيد مطمئن باشيد وقتي در ايران هستيد يک خرده دين و ايمان داريد يا حداقل بابايتان داشته باشد. بدين ترتيب وقتي مي آييد اين جا و اغفال مي شويد تازه قابل تحمل مي شويد. اگر از تو ايران قيد همه چيز را زده باشيد وقتي مي آييد اين جا چنان در عالم فساد و تباهي غوطه ور مي شويد که ديگر به اين راحتي ها نمي شود درتان آورد!

خيلي نظراتم ارتجاعي است؟ پس نظر بدهيد تا بدانم چند تا از خوانندگان وبلاگم فکر مي کنند روشنفکر هستند. آقا اين روشنفکريتان هم مرا کشته!


پنجشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۱

يک تست ساده براي اين که بفهميد يک نفر چقدر در باغ سياست ايران قرار دارد اين است که از او نظرش را در مورد طبرزدي بخواهيد.
اگر طرف گفت : " ها، طبرزدي، چي ؟ " يعني اين که مزاحمش نشويد و بگذاريد کار خودش را بکند.
اگر گفت : " آقاي طبزردي را فرموديد؟ ايشان يکي از رهبران جنبش دانشجويي در ايران هستند. " يعني طرف خيلي بوق است. احتمالا يک ده سالي است که در بلاد خارجه زندگي مي کند.
اگر هم گفت : " آقا ما را گرفتي. بگذار به کارمان برسيم. " يعني طرف يک چيزهايي مي فهمد.

داشتم نوشته جديد طبرزدي را در سايت گويا مي خواندم، ياد يک ضرب المثل اسپانيايي افتادم که ميگويد :
" خدا پدر مادر کسي را بيامرزد که قبل از اين که پاي منبر برود لااقل يک دو سه تا کتاب را ورق مي زند. "

چهارشنبه، تیر ۱۲، ۱۳۸۱

يکي مي گفت وضعيت کنوني ايران مانند يک سرماخوردگي شديد ويروسي مي ماند. دوا و درمان درست و حسابي ندارد. آب پرتقال خوردن و استراحت کردن شايد بتواند مدت زمان بيماري را اندکي کاهش دهد اما به هر حال سرماخوردگي يک دوره اي دارد که بايد طي شود.

سه‌شنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۱

90% خرابي هاي ناشي از زلزله در شهرهاي بزرگ، مربوط به آتش سوزيهاي بعد از زلزله است. اما اگر خداي نکرده در تهران زلزله اي روي دهد، 90% خرابي ها مربوط به شلوغي هاي پس از آتش سوزي خواهد بود. در تهران جمعيت قابل ملاحظه اي وجود دارند که فاقد هر گونه آداب زندگي – به هر دليلي – هستند و در صورتي که شهر را بدون نظم و کنترل ببينند دست به هر کاري از دزدي، خرابکاري و آدمکشي مي زنند. اگر چنين شود بعيد است بتوان به اين آساني ها جمع و جورش کرد!

بعضي بانکهاي اين جا ( بلاد کفر ) به مراتب از بانکهاي ايران شلوغ تر هستند و وقت آدم در آنها بيشتر تلف مي شود. اما به يک دليل واضح تحمل نيم ساعت بانکهاي اين جا بارها آسانتر از پنج دقيقه در بانکهاي ايران است. در اين جا آقايان از عقلشان استفاده کرده اند و با چند عدد ميله و طناب يک چيزي درست کرده اند که آدمها را توي صف مي کند.
در ايران بايد مدام داد بزني : " هي آقا، جا نزن. " ، " آقا مگه کوري، نمي بيني من دفترچه ام را از خيلي وقت پيش اين جا گذاشتم؟ "

در اين جا وقتي در صف ايستاده ايد و نوبتتان مي شود، به شما مي گويند :
? May I help the next person in the line
در ايران طرف اگر خيلي لطف کند به جاي سر تکان دادن مي گويد : نفر بعد!

دوشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۱

بخشي از مقاله Financial Times در مورد زلزله اخير در ايران

The earthquake that levelled villages in northern Iran last week, leaving some 25,000 people homeless, exposed not just the frailty of their mud and brick houses but also the vulnerability of the government itself


يک انتقاد جدي که به سرگرمي جديد نيروي انتظامي در سطح تهران وارد است اين است که منظم و مرتب انجام نمي شود. يعني تکليف آدم معين نيست که آيا از آخر آدم با دوست دخترش/ پسرش برود هواخوري، بهش گير مي دهند يا نه! يک روز مي گيرند روز ديگر به امان خدا مي گذارند. باور کنيد اگر آدمها بدانند که اگر فلان کار را بکنند مي روند گوشه زندان آب خنک خوري، ديگر اين اندازه غر نمي زنند.

در مملکتي که شما نمي توانيد براي چند ساعت پياده روي همراه با متعلقات مربوطه، برنامه ريزي کنيد چطور مي شود کار کرد خدا مي داند.

اگربه دنبال آزادي و دموکراسي در ايران هستيد، NGO بسازيد.

فرازي از بيانات وحيد هراتي در جمع وبلاگ خوانها

اگر وقت داريد هر روز صفحات آخر روزنامه همشهري را بخوانيد. گويا از وقتي که ديگر همشهري ماه منتشر نمي شود، مطالب آن در صفحات آخر روزنامه پخش مي شود. اگر اشتباه نکنم کادر همشهري ماه با تقريب خوبي بخشي از همان کادر عصرآزادگان است.

تمام ماجراي آغاجري يک بازي کهنه و نخ نما شده است براي فشار به اصلاح طلبان. در چنين شرايطي صحبت از محتواي سخنراني و فرياد اين موضوع که اين حرفها را قبلا کساني چون آيت الله مطهري هم گفته اند، کاملا بي مورد است.

تاسف از سخنان خاتمي است که حتي اگر هم به نيت کم کردن فشار بر اصلاح طلبان گفته باشد باز هم کاري نسنجيده است. معلوم نيست در اين ميان مشاوران خاتمي چه مي کنند ؟! هيچ کجاي دنيا يک رييس جمهور موضعگيري هاي مهم را بدون مشورت با مشاوران خود اعلام نمي کند.