دوشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۱

فروشگاههاي زنجيره اي KFC يا Kentucky Fried Chicken يا همان که ما تو ايران بهش مي گوييم کنتاکي به زودي يک رقيب تازه پيدا مي کند. HFC يا Halal Fried Chicken را يک فرانسوي تونسي الاصل دارد راه مي اندازد. بعد از اين که اين آقا با فروش مکه کولا به جاي کوکا کولا به مسلمانان کلي پولدار شد حالا تصميم به توسعه کارش گرفته است.

اين ۱۱ سپتامبر هم هرچقدر اسباب دردسر مسلمانان شد براي بعضي ها هم که فعلا نان شده است.

بر طبق يک نظرسنجي که در سال ۱۹۹۶ انجام شده ولي اخيرا منتشر شده از ميان ۴۴۰۰۰ راهبه کاتوليک که مورد پرسش قرار گرفته اند ۴۰٪ از نوعي ناراحتي جنسيتي (Sexual trauma) رنج مي برند. کارشناسان اظهار اميدواري کرده اند که نتايج اين نظرسنجي هشداري باشد براي کليساي کاتوليک تا نسبت به اين موضوع نگران شود. کليسا هم در واکنش گفته که اين نظرسنجي را بررسي خواهد کرد.

داشتم به يک نظر سنجي فکر مي کردم در حوزه هاي علميه خودمان. در مورد هم جنسگرايي در ميان روحانيون يا حتي چندهمسري.

یکشنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۱

فکر مي کردم به شباهت CNN و کيهان. هر دوي اينها مهمترين کارکردشان آماده کردن افکار عمومي يا به عبارتي ديگر جوسازي براي اتفاقي است که قرار است در آينده نزديک روي دهد. آمريکا مي خواهد به عراق حمله کند CNN صبح تا شب از جنايت هاي صدام و تروريسم و اين چيزها مي گويد. در ايران خودمان هم هر وقت قرار باشد کسي دستگير شود يا روزنامه اي بسته شود اول کيهان براي يکي دو روز شرايط را آماده مي کند.

تا حالا در چند سال گذشته چند بار شنيده ايد که يک نفر به شما بگويد در يک يا دو ماه آينده در ايران يک اتفاق خيلي مهم مي افتد؟

دوشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۱

اين کالين پاول هم خيلي آدم ماهي است . گفته فعلا قصد نداريم به کره شمالي حمله کنيم. بعدم حرفش مي شود عنوان همه خبرگزاري هاي دنيا. خدا وکيلي آمريکا هم براي خودش هيبتي دارد.

نزديک بود فراموش کنم که ميشه روزنامه اي هم درآورد که ارزش خواندن داشته باشه. ولي خوشبختانه فعلا که داره بهار در مياد. راستي اگر خيلي خره روزنامه خواندن اينترنتي هستيد بدانيد که بهار را مثل آن قديميها، نشاط و صبح امروز مي شود قبل از اين که همه صفحه هايش روي اينترنت برود بخوانيد. آدرس هر صفحه را جداگانه تايپ کنيد.

یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۱

شايد خيلي ها از نبود قانون مشخصي در مورد اينترنت اين روزها خوشحال باشند، اما احتمالا در درازمدت اگر بر سايتهاي خبري ايراني در اينترنت نظارت نشود، اسباب دردسر خواهد شد. کافي است بنگريد به اخباري که اين روزها در اين سايتها چاپ مي شود. اول گفته مي شود گوشت هاي آلوده را سپاه وارد کرده و کارخانه کاله که مال ناطق نوري است با آنها کالباس درست کرده. بعدش هم عليرضا نوري را کشتند چون داشت ته توي ماجرا را در مي يافت. حالا هم که اصلا مي گويند گوشتي آلوده نبود. از آن طرف يک سايتي مي گويند عليزاده به ارتباط با اسراييل و آمريکا متهم شده است. يک سايت ديگر مي گويد شريعتمداري از کيهان دارد مي رود به معاونت قوه قضاييه. بعد اکيدا تکذيب مي شود. سايت يه خبر و دريچه هم که تا دلتان بخواهد اخبار دروغ و غير دروغ دارد. اين وضعيت در شرايطي که فضاي داخل کشور هم بسته است به يک هرج و مرجي مي انجامد که در درازمدت به نفع هيچکس نخواهد بود.

جمعه، دی ۰۶، ۱۳۸۱

در صحنه جهاني لااقل کشورهاي اروپايي دريافته اند که با ايزوله کردن کشورهاي استبدادي نمي توان در آن کشورها آزادي و دموکراسي آورد و اتفاقا هر چه ارتباط بيشتر باشد حاکمان مستبد بيشتر مجبور مي شوند به سمت باز کردن فضا حرکت کنند.

فکر مي کنم اين موضوع در صحنه داخلي ايران هم درست باشد. هر چه مردم و بويژه انديشمندان حکومت را بايکوت کنند بيشتر فضاي خفقان و استبداد را تقويت مي کنند. در همين کنش هاي بين مردم و مسوولان است که باعث مي شود دو طرف به هم نزديک شوند.

براي همين است که اتفاقا فکر مي کنم اگر در گردهمايي وبلاگ نويسان، معاون وزير يا نماينده مجلس يا حتي قاضي دادگستري هم بيايد خيلي نکته مثبتي است. هر چه مسوولان بيشتر بفهمند که مردم در چه عالمي سير مي کنند هم به نفع مردم خواهد بود هم به نفع مسوولان.

اصلا مگر اين معاون وزير يا فلان قاضي کيست؟ جز اين که باباي يکي از دوستانمان است و نه از مريخ آمده است و نه از انگليس؟ چه معني دارد به بهانه استقلال که من هيچ وقت معني اش را نفهميدم هر گونه ارتباط با دولتي ها را منع کنيم؟

چهارشنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۱

پيشنهاد مي کنم همه اصلاح طلبان يک نامه دسته جمعي خطاب به مردم ايران بنويسند و بگويند همچنان پايبند به راهي که مي روند هستند و اگر درآينده در دادگاهي خلاف آن را گفتند تحت تاثير بازجويي و شکنجه خواهد بود.

هر آنچه در دادگاه گفته مي شود را در يک منفي ضرب کنبد و بعد از پنجره برف را نگاه کنيد.

من از آخر نفهميدم که دولت آمريکا ايرانيان را بدون دليل بازداشت کرده و يا دليل داشته بلکه تنها با زندانيان ايراني خوشرفتاري نکرده؟

فکر می کنم برخورد ايرانی ها با ماجرا بيش از هر چيز نشان از نفرت ما از آمريکا دارد. همه ما ايرانی ها اگر چه از سويي کشته مرده آمريکا هستيم، در ضمير ناخودآگاهمان از آمريکا بيزاريم وهيچ بي احترامي را اگر چه خود هم مقصر باشيم برنمي تابيم. البته به موقعش هم حاضريم برای گرفتن گرين کارت آمريکا هر کاری هم بکنيم.

اگر مجلس بتواند قوانينی را که می خواهد تصويب کند و دولت هم آن قوانين را اجرا کند خب البته خيلی خوب می شود. اما از همان اول هم هدف اصلاحات اين چيزها نبود که اگر حالا محقق نشده است بتوانيم بگوييم اصلاحات شکست خورده است.

مقاله جلايي پور با عنوان مسير ناهموار اما روشن اصلاح طلبی پاسخی است به منتقدان اصلاح طلبی فعلی. حتما بخوانيد.

یکشنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۱

در صفحه IT روزنامه حيات نو اقتصادي که گويا توسط همين دوستان وبلاگ نويس اداره مي شود خبري دارد درباره طرح شهر اينترنتي کردن کرج. فاز دوم طرح اين است که شما اگر مريض شديد ديگر لازم نيست دکتر برويد. علايم بيماريتان را براي دکتر ايميل مي زنيد و دکتر هم دواهاي لازم را به يک جاي ديگر ايميل مي زند. آنها هم مي روند دوا را خودشان مي خرند مي آورند دم در خانه تان.

احتمالا اگر هم آدم ديد دارد مي ميرد، مي تواند يک ايميل بزند بگويد بيايند نعشش را جمع کنند.

پيشنهاد مي کنم اين راديو فردايي ها اين آقاي ماهي صفت را استخدام کنند وسط هر دو تا آهنگ يک چند تا لطيفه بگويد شايد مخاطبانشان از اين هم که هست بيشتر شود.

شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۱

با اين رفيق پاکستانيم گپ مي زدم. ازش پرسيدم آيا نخست وزيرهای پاکستان در ملاعام مشروب می خورند يا نه. مي گفت مشرف اين کار رو نمی کنه ولی ذوالفقار بوتو مشروب می خورده. يک بار هم مسلمانهای پاکستان در يک مصاحبه ازش مي پرسند که چرا مشروب مي خوره؟ بوتو ميگه : من روزی ۲۰ ساعت کار مي کنم خب بايد مشروب هم بخورم ولي شما روزی ۲۴ ساعت مي خوابيد خب مشروب لازم نداريد.

بوتو بعدها با کودتای نيمه آمريکايی ضياالحق از صحنه سياست کنار رفت.

سه‌شنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۱

چند روز پيش ، شوراي صنفي دانشگاه ما صدمين سالگرد تاسيس خودش را جشن گرفت. فهميدين چي گفتم؟ صدمين! صد سال است تو اين مملکت دارند تمرين مدنيت مي کنند که حالا به اين جا رسيده اند.

شنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۱

غير علنی شدن دادگاه نظرسنجی را مي خواندم با خودم فکر کردم واقعا در اين مملکت اخبار به کلي سری چی هستند؟ اگر محل موشکهای ايران است که اين اطلاعات فقط به درد آمريکاييها مي خورد و احتملا آنها خيلي بهتر از خود ايراني ها جای اين چيزها را می دانند. اگر اخبار به کلی سری مشروح مذاکرات مسوولين مملکتی در جلسات محرمانه شان است که هر روز صبح کار خيلي از ماها اين است که سری به سايتهای مختلف بزنيم و همين چيزها را بخوانيم.

فکر کنم به کلي سری ترين اطلاعات تو اين مملکت احتمالا يک عکس خانوادگی از مصباح يزدی باشه!

من نمي فهمم اين حرف آقاي عبدالعلي بازرگان که "ربطى به اسلام ندارد، به خودشان مربوط است " يعني چه؟ اصلا کي گفته ايني که مصباح يزدي ميگه اسلام نيست و اوني که بازرگان ميگه اسلام است؟ به نظر من بهتره بگوييم اين اسلام بازرگان است اين هم اسلام مصباح يزدي

چهارشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۱

تازگی يک دانشجوی لهستانی به آزمايشگاه ما آمده و از قضا فعلا هم با من کار مي کند. اين طرف تا دلتان بخواهد حرف می زند در هر موردی که تصورش را بکنيد. امروز وسط آزمايش يک دفعه پرسيد که آيا زنها در ايران مي توانند ناخن هايشان را لاک بزنند!

خلاصه ايشان ۱۰ ساعت در روزی که باهش هستم يک ريز حرف مي زند. اما نکته بسيار جالب ماجرا اين که يک بار نشده در مورد کس ديگری مثلا بچه های ديگر گروه چیزی بگوید!

تو روزنامه انتخاب ديروز تيتر بزرگ يکی از صفحات اين بود که راه حل مشکل کمبود بنزين نه جيره بندی و نه افزايش قيمت بنزين بلکه کاهش مصرف آن است.

داشتم با خودم فکر می کردم به احتمال زياد مسوول صفحه اقتصادی روزنامه انتخاب يا ليسانس آبياری دارد يا ليسانس زبان روسی.

دوشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۱

راستی جالب ميشه اگر دانشجويان بتوانند يک سری از ادوات و وسايل اين انصار حزب اللهی را مثل اسپری، پنجه بکس و ... را جمع کنند و در يک نمايشگاه نشان بدهند.

نويسنده فهيم روزنامه وزين USA Today فرموده اند که چون در ايران پتانسيل برقراری دموکراسی بسيار بيشتر از عراق است بنابراين اگر آمريکا به ايران حمله کند برخلاف مورد عراق ديگر لازم نيست نگران خلا قدرت باشد!

اگر خيلی اعصابتان خط خطي نيست بقيه اش را هم بخوانيد!

یکشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۱

۲۰ نفر ايرانی با يک بلندگوی ۵ مگاواتی مي شود راهپيمايی ايرانيان مقيم تورنتو در حمايت از جنبش دانشجويی ايران!

نمی دانم چرا همين که يک نفر يک هفته در خارج از ايران زندگي کنه به اين فکر مي افته که همين الانه تو ايران انقلاب بشه!

مزروعی يک حرفی می زنه. اگر منظورش به احزاب و جريانهای سياسی باشه می گن نظر و عقيده اش را گفته ، اگر منظورش رهبری باشد می شه توهين به آرمانها و ارزشهای يک ملت!

خبر اين که يک ناو جنگی آمريکايی با يک کشتی ماهيگيری ايرانی تصادف مي کند ناو آمريکايی شکاف برمی دارد!

داشتم فکر می کردم که احتمالا همون قدر که مردم ايران از مجاهدين خلق نفرت دارند، مردم عراق هم بايد از مجلس اعلای شيعيان عراق و گروه آيت الله حکيم نفرت داشته باشند. حالا چطوری اينها مي خواهند برگردند عراق برن تو حکومت!

کسی که يک خرده اقتصاد خونده می تونه به من بگه چرا در حالی که دولت کلی پول تو صندوق ذخيره ارزی داره ميره از بانکهای خارجی برای تکميل طرحهای نيمه تمام پول قرض می کنه؟ يعنی اگه پول برداشتن از صندوق باعث افزايش نقدينگی و تورم می شه خب حالا چه فرقی می کنه اين پول رو از يک جای ديگه برداشت؟


جمعه، آذر ۱۵، ۱۳۸۱

امروز دوستی تعريف می کرد از يک ايرانی که اوايل انقلاب در ۱۵ سالگی به زندان می افتد و ۳سالی در آنجا می ماند. بعد هم به صورت پناهنده به کانادا می آيد و الان ۱۵ سالی است اين جاست و کسب و کار و خانواده ای دارد. حال پدرش در ۸۰ سالگی سخت بيمار است و او هوايی شده که به ايران برگردد. اين دوست من هم مي خواست بداند که به نظر من رفتن به ايران برای چنين فردی در اين شرايط منطقي است يا نه؟

داشتم به اين فکر می کردم که می گويند بی قانونی به مراتب بدتر از قانون بد است. به اين بنده خدا بگويند که آقا اگر برگردی اعدام می شوي لااقل تکليف خودش را مي داند نه مثل الان که هيچ شهودی از اتفاقی که خواهد افتاد ندارد.

سه‌شنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۱

The only and only thing which I am currently thinking of is my Ph.D. project which has been recently fucked up


یکشنبه، آذر ۱۰، ۱۳۸۱

يکي از مهمترين دلايل عقب ماندگي کشورمان ايران اين است که ما ايراني ها پشت سر همديگر زياد حرف مي زنيم!

پنجشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۱

رهبر معظم انقلاب اسلامي ، با اشاره به استعداد ايرانيان افزودند : توقع نظام از جامعه علمي اين است كه ايران تا 50 سال ديگر در زمره صادر كنندگان علم به جهان قرار گيرد و اين هدف به فيض الهي و به بركت نظام اسلامي محقق خواهد شد.

به نظر شما دليل اين عدد ۵۰ جز اين است که ۵۰ نصف ۱۰۰ است و ۱۰۰ هم عدد سر راستي است!

سه‌شنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۱

We need new people, not new governments. New state, not new head of state. New values, not just a new constitution. We need individual morality, not institutionalized religion. Tolerance, not plain secularism. We need piercing eyes, discriminating ears, cautious lips and a stronger intellect - not new slogans

ازايرانيان

معاون استاندار تهران در مورد دستگيريهاي اخير دانشجويان در يک جمله قصار فرموده اند:" با توجه به شرايط کنوني جامعه بهتر بود مسولان قضايي اين تصميم را در شرايط ديگري اجرا مي کردند. "

داشتم فکر مي کردم اگر مسوولان قوه قضاييه خيلي تاکيد دارند که نبايد عنصر مصلحت را در تصميم گيري قاضي وارد کرد اشکال ندارد. ولي احتملا انتظار بي جايي نيست اگر بخواهيم عنصر فهم و شعور در تصميم گيري قاضي دخالت داشته باشد.

یکشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۸۱

در فهم، شعور و سواد مسوولين سايت دريچه همين بس که مقاله طنز منسوب به چامسکي در مورد ايران را از سايت CounterPunch برداشته اند و به عنوان يک مقاله جدي در بخش مقالات خود قرار داده است!

پنجشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۱

"مگه اين نيست که از ترس تون جرات برگشتن رو ندارين؟؟ ما که ۸ سال تو سرمون موشک و گلوله بود....حرف نزديم....ماييم که وقتی توی خيابون ميريم همش هول اين رو داريم که يکی بياد و گير بده.....از کوچکترين حقوق خودمون بی بهره اييم....ولی دوست نداريم جوونای مملکت رو دوباره بفرستيم جلو گلوله....اونوقت شما نشستين اون ور گود و ميگين لنگش کن....
جناب سرکار خانم هاله که تا ديروز توی فيلم های ايرونيه قديمی...به صورت لخت و پتی زير دست ديگر هنرمندان ما دست و پا ميزدن...حالا شدن شير زن ايرانی.....
شير زن اون زنهايی هستن که برای سير کردن خودش و ۴ تا بچه مجبوره بره اون ور شهر و رخت بشوره......"

اين نوشته از وبلاگ شراب دوساله که در وبلاگ حسين هم آمده را مي خواندم . خيلي از ما که از سلطنت طلبها بدمان مي آيد از اين نوشته خوشممان مي آيد. ولي فکر نمي کنيد نوع استدلال خيلي به سبک "کيهان" است. يعني اين که هنرپيشه اي که لخت و پتي بودي تو ديگه حرف نزن .
ايران براي همه ايرانيان است . چه آنها که لخت و پتي زير دست ديگر هنرمندان دست و پا مي زدند و چه آنها که دست و پا نمي زدند.

فکر می کنم مهمترين درسی که از ماجرای شورای شهر تهران می شود گرفت اين است که مشکل مملکت ما براي رسيدن به دموکراسی خيلي عميق تر از وجود يک عده از محافظه کاران در ساختار قدرت است. يعنی اين که احتمالا اگر بشود همه محافظه کاران و طرفداران چماقدارشان را در يک کشتی ريخت و آن کشتی را در اقيانوس غرق کرد سوای اين که اين کار اخلاقي هست يا نه ، کمک زيادی به روند دموکراسي نخواهد کرد.

البته يک نکته کليدی ديگر هم اين است که محافظه کاران عمرا توی يک کشتي جا نمی شوند.

چهارشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۸۱

خيلي جالب است. مجلس قانوني را تصويب کرده که به نفع خودروسازان نخواهد بود. حداقل آنها اين طور فکر مي کنند. حال بديهي ترين چيز اين است که خودروسازان براي تصويب نشدن يک چنين قانوني لابي کنند. آن چيزي که من نمي فهمم اين است که چرا بعضي روزنامه ها و يا نمايندگان مجلس صحبت از فشار خودروسازان مي کنند. اصلا اين فشار چه اشکالي دارد؟ چرا نگاه بعضي ها به اين کارهاي اتفاقا درست همه اش نشان از توطئه دارد؟

سه‌شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۱

مطلبي که مي خواهم الان بنويسم يک ربطي دارد به اين که چرا من اين چند روزه چيزي ننوشتم. براي خودم کلاس نمي گذارم که بگويم وقت نداشتم. روزي يک ساعت را داشتم. اما نکته اين جاست که همين که من يک ساعت به مسايل ايران فکر کنم چنان تمام تمرکز من را در آن روز به هم مي ريزد که اصلا نمي توانم يک کار ديگر را به خوبي انجام دهم. بويژه که اوضاع ايران مثل الان گل اندر بلبل هم باشد.
فکرش را مي کنم به آن کسي که در دانشگاه صنعتي شريف دارد دکترا مي خواند. آدم برايش چه حواسي مي ماند که تحقيق کند.

بماند که خيلي ها تو ايران مي گويند که ماها که در خارج هستيم بيکاريم و داريم اوضاع ايران را دنبال مي کنيم. آنها که داخلند مدتهاست بي خيال شده اند.

سه‌شنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۱

سال۴۹ به دنبال يک سری اعتراضات دانشجويی شاه در يک سخنرانی گفت : " اگر جوانان سروصدا نکنند غير طبيعی است. هر جوانی پر خون و پرحرارت نباشد، خدای نخواسته مزاجش قوی نيست."

اين رو نوشتم که خلاصه اگر اين روزها يک چيز مشابه شنيديد بدانيد از کجا آمده. بماند که فعلا مملکت فقط به آرامش نياز دارد و مزاج دانشجويان هم اصلا مهم نيست.

من از علوی تبار خيلی خوشم مي آيد. با امروز مصاحبه کرده، در جواب اين سوال که هدف از تاسيس موسسه آينده چه بوده گفته برای اين که پول در بياوريم. نگفته که هدف رضای خداوند بوده و يا خدمت به مردم. فکر کنم اتفاقا هم اين جوری خدا راضی تر است و هم مردم بيشتر استفاده می برند.

یکشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۱

و اما خبر از ايسنا اين که ۴۴ نفر از ژاپنی های تازه مسلمان، با آيت الله حائری نماينده ولي فقيه دراستان فارس ديدار کرده اند. در اين ديدار يکی از رهبران مسلمانان ژاپن گفته است : " در كتاب 81 جلدی ”دنيای انسان” كه از كتب مذهبی ژاپنی‌هاست از ايران و كوه دماوند به عنوان مكاني مقدس ياد شده است و در آن آمده است كه در آينده راه بازگشت به سوی خداوند از ايران آغاز مي‌شود."

باز خدا پدرش را بيامرزد که نگفته اين راه از وسط بيت مقام معظم هم رد می شود.

هيچ می دانستيد که حکومت بعث عراق يک حکومت کاملا سکولار است و آزادی زنان در عراق بيش از آزادی زنان در ديگر کشورهاي عرب منطقه است؟

و آيا مي دانستيد که اردوغان رهبر حزب عدالت و توسعه در ترکيه دو دختر دارد که هر دو به اين دليل در دانشگاههای آمريکا تحصيل مي کنند که نمی توانند در دانشگاههای ترکيه حجاب خود را حفظ کنند؟

راستی کسی خبر دارد چرا تلويزيون ديگر سريال شهرام جزايری را پخش نمی کند؟ لااقل حضرات شروع می کنند به فيلم نشان دادن تا آخرش ادامه بدهند. مردم که علاف نيستند.

اگر می خواهيد بدانيد ترس از توقيف چه بلايی مي تواند بر سر يک روزنامه بياورد اين چند خط را از روزنامه همشهری بخوانيد.

" اخيرا آريل شارون جنايتکار کشتارهای صبرا و شتيلا پيشنهاد کرده است که ...."

" آنچه در زير مي خوانيد چکيده ای است از مصاحبه دو تن از خبرنگاران تايمز لندن با اين صهيونيست جنايتکار ...."

جمعه، آبان ۱۷، ۱۳۸۱

اين مصاحبه هايی که در ايسنا در مورد حکم آغاجری چاپ شده را که می خوانم يک خرده احساس می کنم دارد به من توهين مي شود. همه می گويند دادگاه تجديدنظر حکم را عوض کند چون اين حکم بازتاب خوبی در خارج از کشور برای ايران ندارد. انگاری ما به اين دليل بايد مثل آدم زندگی کنيم که چهره مان نزد خارجی ها خراب نشود.

امروز يک کلمه انگليسی جديد ياد گرفتم. Devour که يعني با حرص و ولع خوردن . اگر بخواهيم تو جمله يک مثال بزنيم مي شود عنوان اين مقاله در اينديپندنت Iran's revolution starts to devour its own children


پنجشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۱

این دوست بنده اکيدا اعتقاد داره که در چند ماه آينده تو مملکت ما يک اتفاق اساسی می افته و خلاصه اين وضعيت احمقانه بيش از اين نمی تونه ادامه پيدا بکنه. بنده هم چند شب است دارم فکر می کنم اين اتفاق اساسی مثلا می تونه چه جور اتفاقی باشه؟ يک دفعه پنج ميليون نفرميريزن تو بيت؟ خاتمی استعفا ميده حضرات می گن چون مملکت بدون شما می ريزه به هم بياين ما همه قدرت را می ديم به شما؟ سپاه شروع می کنه آدم کشی بعد مردم می گن اصلا به ما نيومده مثل آدم زندگی کنيم. بهتره بچسبيم به همين دو لقمه نون.


خيلي پررويی است آدم از جون کس ديگه مايه بذاره. ولي فکر کنم باحال می شه اگه آغاجری به حکم دادگاه اعتراض نکنه. اگه اعتراض بکنه دادگاه تجديدنظر حکم رو مثلا می کنه ۲۰ سال زندان و اين بنده خدا مجبور می شه بی سروصدا بره زندان. ولي اگر به تجديد نظر نره اونوقت مملکت يک خرده شلوغ پلوغ ميشه که از پس اين شلوغی شايد يک اتفاق بردبخوری بيفته.

چهارشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۱

ديروز موفقيت آميز بود، امروز از يک دوست عزيز ديگر نقل قول می کنم.

ايشان می گفت : مشکل اساسی مملکت ما اين است که بيشتر مسوولان بزرگ شده روستا هستند. نه اين که قصد بی احترامی به دهاتی ها باشد. مساله اين است که اين مسوولين خيال مي کنند همان طوری که روستايشان را اداره مي کردند می توانند يک مملکت ۷۰ ميليونی را هم اداره کنند. براي همين است که شما مدام مي شنويد که مثلا همه به آرامش دعوت مي شوند و بعضی می خواهند مسايل را با کدخدامنشی حل کنند. نمي دانند که اين روش اگر هم جواب بدهد فقط در دهات ۵۰ نفری کار می کند.

در روستا اگر کنار جوی آب يک مردی با يک دختری صحبت کند ناموس خانواده دختر به باد رفته است. همه چيز بر اساس سوظن است. حالا آقايی که اين جا بزرگ شده مي آيد شهر و قاضي مي شود. خب شما با يک موسسه نظرسنجی آمريکايی همکاری کنيد ايشان غيرتی مي شوند و شما را برای آب خنک خوری می اندازند زندان.

سه‌شنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۱

شماره جديد مجله آفتاب در اينترنت منتشر شد. به نظر من هر کدام از مقاله هاي اين نشريه به اندازه آرشيو يکساله سايت خبري گويا محتوا دارد.

من يک دوستی دارم که اعتقاد دارد کار دانشجويان در اشغال سفارت آمريکا اتفاقا هم کار درستی بوده. اين کار دولت - يا مسوولان آن زمان، هر کی بوده- اشتباه بوده که اين دانشجويان را نينداخته بيرون سفارت. در حقيقت در هر جامعه ای گروههای مختلفی بايد وجود داشته باشند که هر کدام کار خودشان را که بعضا متضاد کار يک گروه ديگر هست را بکنند. اين طوری در کل، يک تعادل ايجاد می شود.

اصل ماجرا هم گويا همين طور بوده. يعنی همه دانشجوهايی که آن روز به سفارت می ريزند بر اين تصور بودند که ماجرا بعد از چند ساعت و حداکثر يک روز خاتمه مي آيد نه بعد از ۴۴۴ روز.

يک نکته ديگر اين که فکر می کنم علت اين که ما امروز به اين راحتی مي گوييم که آنها اشتباه بزرگی کردند اين است که آنها اين کار را کردند و ما الان نتيجه اش را می بينيم. مثل اين که ما بدانيم يک غذايی سمی است چون يک نفر همان جا از آن غذا خورده و بعدش هم مرده باشد. اگر کسي نخورد که به اين راحتی نمی شود گفت غذا سمی است.

اين نوشته را از قول دوستم نوشتم که خواستيد بد و بيراه بگوييد به اون بگوييد.

دوشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۱

چند هزارسال پيش يک پادشاهی بود به اسم نمرود. يک بار خواست قدرتش را به رخ مردم بکشد گفت دو برده زندانی را بياورند. يکي را آزاد کرد. ديگری را کشت.

مورخان نوشته اند که عاقبت، پشه ای در دماغ پادشاه گير کرد و او خفه شد و مرد.

یکشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۱

اول : دوستی که در خالی بندی شهره عام و خاص است را مي بينم. مي گويد : " خب، عليرضا نوری را هم که کشتند! " من هم می گويم : " برو جمع کن. بيچاره جمهوری اسلامی که اگر زلزله هم بيايد مقصر اصلي است."

دوم : سايت جديد رويداد را مي خوانم. يک نظرسنجی گذاشته اند تا ببيند آيا مردم شايعاتی را که درباره تصادف اخير پخش شده است باور می کنند يا نه. من جزو هشت درصدی هستم که اصلا شايعات را نشنيده ام. هشتاد و پنج درصد هم گفته اند که به شايعات باور دارند.

سوم : اين جور مواقع بهترين سايت براي سرزدن پيک نت است. يک داستان خواندنی درباره سوسيس کاله، صداوسيما، تصادف در جاده چالوس و گوشتهای آلوده!


پنجشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۱

سه روز پيش تولد يک سالگي اين وبلاگ بود. حيف که همزمان شد با در گذشت يک وبلاگ نويس ...

چهارشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۱

من از همون روز اول هم از اين ملک مدنی که الان شهردار تهران است خيلی خوشم می آمد. يک خبرنگار ازش پرسيده که مي گويند شما معتاد هستيد. ملک مدني هم در جواب گفته مساله شخصی است. به شما هيچ ربطی ندارد!

اکثر اتهاماتی که در ايران به آدم مي زدند در همين مقوله ها مي گنجد و ما ايرانی ها بايد ياد بگيريم بگوييم که "به شما مربوط نيست". لااقل اگر مردم عادی نمی توانند اين طوری جواب دهند چه خوب که سياستمداران شروع کنند. پس فردا که روزنامه کيهان نوشت آقای فلانی را ديده است که با خانم فلانی ... آقای فلانی هم با جرات می تواند بگويد دلم می خواهد، به شما هم ربطی ندارد.

سه‌شنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۱

آهاي ملت، عرض کنم اين ديگه End استدلاله. وزير بهداشت در مجلس در توضيح دليلش براي جدا نکردن آموزش پزشکي از وزارت بهداشت به برخي احاديث در توام بودن علم و عمل اشاره کرده است.
هي بگوييد مشکل مملکت اقتصاديه. نخير پدر من مشکل اينه که يک مشت آدم ... شدن همه کاره.

آهاي ملت، چون خيلی اصرار می فرماييد عرض کنم که اگر چشمتان به جمال آگهی های بالای صفحه روشن نمی شود به اين دليل است که از جيب حقير مقاديری چوب مصرف شده است آن هم چوب از نوع آمريکايی. خلاصه قدر بدانيد.

نه اين که من خيلی به قانون احترام مي گذارم. آن موقع که اين بلاهت را مرتکب شدم هنوز با تکنولوژی های جديد آشنا نبودم. يک دو ماه ديگر که مهلت امسال تمام بشود بايد از يکي بپرسم چه طوری مي شود کارهای بد بد کرد.

غرض از اين افاضات خاطره ای بود از مادر عزيز بنده. ايشان تعريف می کرد از حدود ۲۵ سال پيش که در يکي از ممالک کفر داشت درس می خواند. بين بعضی از ايرانی های آنجا اين اعتقاد بود که اين خارجی ها چون جزو کفارند دزدی کردن از آنها بلا اشکال است. مگر اين که ناشيانه باشد و لو رود و موجب وهن مسلمانان شود. بعد ما از مادرمان پرسيديم که خب اين برادران ايرانی چی می دزديدند که موجب وهن دين نشود. مادرمان فرمودند که حضرات می رفتند تو توالت ها رل دستمال کاغذی برمی داشتند.

غلط نکنم يک دو سال بعد که ايران انقلاب شد همين آقايان آمدند پست ها را گرفتند که مملکت اين جوری شد که ملاحظه مي فرماييد.

دوشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۱


هانس بليکس، رييس هيات بازرسی سازمان ملل براي سلاحهای کشتارجمعي عراق که اين روزها نامش را زياد می شنويم قبلا رييس سازمان بين المللی انرژی اتمی بود. در آن زمان که اين سمت را داشت يک بار هم از ايران بازديد کرد. زمانی که امراللهی رييس سازمان انرژی اتمی در ايران بود.

يک بار فرصتی برايم پيش آمد که با يک سری دانش جوی ديگر از مرکز تحقيقات بناب وابسته به سازمان انرژی اتمی بازديد کنم. خيلی خلاصه تعريف کنم آنجا دو نفر مهندس برق بودند که به يک سری موجودات ريز درياچه اروميه ليزر مي تاباندند و انتظار داشتند که آن موجودات بزرگ شوند! يک قسمت ديگر هم يک دستگاهي بود که از خارج وارد کرده بودند و می گفتند که اگر در آن از يک طرف سيب زميني بريزند، سيب زميني هايي که از طرف ديگر در مي آيد چون تحت اثر تابش هسته ای قرار مي گيرد دوامش در انبار بيشتر است.

مسوول آنجا تعريف مي کرد از وقتي هانس بليکس آمده بود بازديد. مي گفت بهش اين ستون هاي ساختمان را که نشان داديم کلي خوشش آمده بود. چون که ستونها را به سبک تخت جمشيد ساخته بودند.

يکي نبود بگه آخه برادر من به ظاهر ساختمان چه کار داری. بايد گريه کرد به آن چه توی ساختمان می گذرد. فکر کنم هانس بليکس با ديدن آنجا مطمئن شد که ايرانی ها عمرأ با اين مديريت بتوانند بمب اتم بسازند.

یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۱

بي بي سي انگليسي برداشته است کنار صفحه خبريش لوگويي درست کرده است با عنوان "Iran's public hanging" که يک گزارش خبري است در مورد اعدام در ملا عام در ايران

فکر مي کنم تمام هدف محافظه کاران از اين اعدامها همين بوده که به خارجي ها بگويند هنوز ايران بر روال قبل است و حالا هم بي بي سي پيام را دريافت کرده و دارد به بقيه مي رساند

ديروز در تورنتو مثل خيلی جاهای ديگر دنيا تظاهرات ضد جنگ برگزار شد. جايش هم روبروي کنسولگری آمريکا بود.
و اما نکته جالب ماجرا اين جا بود که " کميته برگزاری يادمان کشتار تابستان ۱۳۶۷ " هم با هم فکرانشان در اين راهپيمايی شرکت کرده بودند. يک پارچه بزرگ هم برداشته بودند و رويش نوشته بودند " مرگ بر جمهوری اسلامی" !!

شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۱

تو اين روزنامه نوشته که شايد اين تک تيرانداز آمريکايی آلوده به بمب های شيميايی که نوعی از سيندروم جنگ خليج است، بوده باشد. با يک آقای دکتر هم مصاحبه کرده اند که بگويد شايد خل بازي هاي اين آدم به اين خاطر است. بماند که صدام اصلا در جنگ خليج فارس از بمب های شيميايی استفاده نکرد و اين سيندروم خليج بيشتر به بی احتياطی خود آمريکايی ها در بازرسی هايشان برمي گردد.

خلاصه کلام اين که آمريکاييها از هر بهانه ای مي خواهند استفاده کنند تا به عراق حمله کنند. من فقط اين وسط نمي فهمم چرا بعضی از ما داريم به آمريکاييها در اين ماجرا کمک می کنيم. اين تک تيرانداز يک ديوانه بوده. همين. نه يک کلمه بيشتر نه کمتر. اين چچنی ها هم جدايي طلبند همانقدر که ارتش آزادي بخش ايرلند بود.

جمعه، آبان ۰۳، ۱۳۸۱

اکثر ما به ارزشهايی چون آزادی و دموکراسی باور داريم. به نظر من در چنين وضعی صحبت در اين باره که آيا کسی چون امام خمينی را مي توان مصداق کسی که در اين راه تلاش کرد دانست يا نه ، چندان سودمند نخواهد بود.
هر کدام از ما با پيش فرضهای مختلفی به کارنامه امام خمينی نگاه مي کنيم و به همين دليل هم بر بخشهايی از زندگی وی بيشتر از بخشهايی ديگر تاکيد مي کنيم. اين چنين مي شود براي بعضی از ما امام خمينی بسيار عزيز است و براي بعضی ديگر تا حد يک آدمکش تقليل مي يابد. چون "تفسير بدون پيش فرض" و يا "نگاه به تمام موضوع بدون برجسته کردن يک بخش خاص" اصلا وجود ندارد همه اين برداشتها به گمان من به يک اندازه معتبرند.

تبصره : از بچگی عادت کرده ام بگويم امام خمينی و اکنون هم هيچ ضرورتی نمي بينم از کلماتی چون آيت الله خمينی که برايم بسيار نامانوس است استفاده کنم.

پنجشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۱

يک انتقادی که معمولا سياستمداران خارج از حاکميت از اصلاح طلبان حکومتی می کنند اين است که چرا عملا هنگام دفاع از زندانيان سياسی به ورطه خودی و غير خودی می افتند و مثلا برای دفاع از لقمانيان از تمام نيروی مجلس استفاده می کنند ولی برای ملی مذهبی ها اين کار را نکردند.

داشتم سايت گويا را می خواندم و تلاشی که دوستداران ناصر زرافشان برای آزادی او انجام می دهند. همين انتقاد را می توان ادامه داد که چرا اين عده در مقابل زندانی شدن رييس جبهه مشارکت همدان هيچ موضعگيری نکرده اند.

فکر می کنم هر دو انتقاد بی مورد است. يک موضوع بحث دفاع از حقوق شهروندی است و موضوع دیگر نگاه به اين دفاع به عنوان يک عمل سياسی. عملی که برای انجامش همه فاکتورهای هزينه فايده را بايد در نظر گرفت.

اين موضوع که ايجاد سپاه دانش توسط رژيم شاه خود به سرنگونی آن کمک کرد موضوع پايان نامه خانم صباحی شده است در دانشگاه لندن. داشتم فکر مي کردم دانشجوهای ده بيست سال آينده بايد از اين نظر خيلي خوشحال باشند. جمهوري اسلامی تا دلتان بخواهد سوژه جذاب براي اين نوع تحقيق نوشتن تعريف کرده است. بشماريد از تاسيس دانشگاه آزاد در دهات تا تشويق ملت برای زاد و ولد بيشتر و ...

سه‌شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۱

اين حکومتی که غربي ها دارند باعث شده که زندگی راحت تری داشته باشند. فکر کنم اين طوری اوناشون هم که دين و ايمانی دارند بهتر مي توانند به آن برسند. حکومتی هم که ما داريم فعلا اسباب شرمندگی ما شده است. زندگي مان هم يک خرده سخت تر شده است. براي همين فکر بدي نيست اگر ما هم حکومتمان را شبيه آنها کنيم.

سر اسم هم که دعوا نداريم. اسم حکومت آنها مي خواهد دموکراسي باشد يا ديکتاتوري يا ام کلثوم يا خيارشور. با حکومت آنها زندگي راحت تر است.

یکشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۱

خيلي وقت پيش آن موقع ها که 15 سال داشتم يک بار يکي از دوستاي خارجي ام از من پرسيد که چرا تو ماه رمضان روزه مي گيرم. منم شروع کردم مثل کتابهاي مدرسه گفتم براي اين که درد فقرا را درک کنم و از اين حرفها. بعد به من گفت خب امسال که روزه گرفتي و درک کردي ديگر چرا باز دوباره سال ديگر روزه مي گيري؟

اين ماجرا را مي گويم چون ديدم تو روزنامه نوشته چهارمين اجلاس دوسالانه بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي دو روز ديگر آغاز به کار مي کند. خواستم بگويم نمي شود امسال که بررسي کردند يک جا يادداشت کنند که باز دو سال ديگر نخواهند دوباره بررسي کنند. اين طوري با پول کنفرانس هم مي شود يک خرده اشتغال ايجاد کرد.

اين ماجرايي که دادگستري تهران در مورد نظرسنجي اخير تعريف کرده لااقل از لحاظ داستان نويسي چند تا ايراد دارد. يکي اين که از آخر ما نفهميديم نظرسنجي کار آمريکايي ها بوده يا ژاپني ها يا اين گروه مجاهدين خلق. بگويند ما بدانيم راهپيمايي بعدي رفتيم تو خيابان به کي بد و بيراه بگوييم.

نکته دوم اين که ما نفهميديم نتايج نظرسنجي چه بدرد گروه رجوي مي خورد. اگر اين حضرات براي نظر مردم اهميتي قايل بودند که الان پيش صدام نبودند. اگر هم مي خواهند در راديويشان نتايج نظرسنجي را اعلام کنند که ديگر مدرک و سند نمي خواهد. همين الانش هم هر روز مي گويند که مثلا 120% مردم با حکونت آخوندي مخالفند و ….

شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۱


حرفهاي گري سيک، مشاور سابق امنيت ملي رييس جمهوري آمريکا در زمان کارتر را مي خواندم ياد يک خاطره اي از او افتادم. گري سيک براي کنفرانس سيرا(CIRA) سه سال پيش آمده بود تورنتو. يکي از دوستان بنده هم به اين افتخار نايل شده بود که با ايشان رفته بود قهوه خوري. به گري سيک تو قهوه خانه گفته بود :"ببخشيد من يک سوالي داشتم ." گري سيک هم جواب داده بود : " مي دانم سوالت چيه. مي خواي بپرسي انقلاب ايران کار ما بود يا نه. نه، کار ما نبود. يعني راستش را بخواي ما جا خورديم. حواسمان با اسراييل و فلسطين پرت شده بود که يک دفعه ديديم ايران انقلاب شد! "

نظر معاون قوه قضاييه را درباره دو لايحه دولت پرسيده اند. ايشان هم فرموده اند : " تا گاوي زاييده نشده برايش آخر درست نمي کنند. شايد گوساله مرده به دنيا آمد. "

اين هم اوج هنر روزنامه نگاري در ايران

عنوان خبر ايرنا : ايران جز 10 کشور اول دنيا از لحاظ گردشگري است.
بعد که خبر را کامل مي خواني مي بيني خبرنگار محترم براي افزايش هيجان کلمه " جاذبه هاي " را قبل از گردشگري حذف کرده است.

پنجشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۱

چند روز پيش بر حسب تصادف يک کتاب Microeconomy (اقتصاد خرد) را پيدا کردم و شروع کردم به خواندن آن. آن قدر از کتاب و خود اقتصاد خوشمم آمد که تا جايي که وقت داشتم کلي از کتاب را خواندم. اين که مسايل روزمره را با مدلهاي ساده رياضي تحليل کرده بود خيلي جالب بود.

آخر کار هم، يک لعنت به نظام آموزشي مان نثار کردم که هيچ وقت اين فرصت را براي من فراهم نکرد که بدانم من اقتصاد را از هر رشته ديگري بيشتر دوست دارم.

يک نکته باحال از کتاب: وقتي استفاده از کمربند ايمني در ماشين اجباري مي شود رانندگان احساس ايمني بيشتري مي کنند و اين باعث مي شود که بدتر رانندگي کنند. براي همين عملا آمار مرگ و مير رانندگان ناشي از تصادفات اندکي کاهش پيدا مي کند در حالي که آمار مرگ و مير پياده روها زياد مي شود.

سه‌شنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۱

13 سال از پايان جنگ ايران و عراق مي گذرد. حال که آمريکا قصد حمله به عراق را دارد عکس خبري ياهو مربوط به يک جانباز شيميايي ايراني است.


هم در ايران و هم در آمريکا مسوولان اصلي که قدرت را بدست دارند يک سري آدمهاي نادان و بي عرضه هستند. در هردو اين کشورها هم چنان امور مملکتي مي گذرد. در آمريکا اين امر نشانه خوب کار کردن سيستم است، در ايران يکي از براهين قوي براي اثبات وجود خداست!

یکشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۱

فکر می کنم اين سيستم حکومتي آمريکا واقعا معرکه است که با اين که يک آدم احمقی مثل بوش رييس جمهور شده هم چنان به خوبی هميشه دارد کار می کند.

خيلی از شما شايد بگوييد که اگر الان ال گور رييس جمهور بود خيلی اوضاع بهتر بود. راستش من اين طور فکر نمی کنم! اقتصاد آمريکا اگر پوکيده بيشتر دوره ای است و اين جنگ بازيهای بوش به اين اقتصاد کمک هم می کند.

چهارشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۱

آمريکا اول همه جا جار مي زند که چه بقيه کشورها بخواهند چه نخواهند به عراق حمله مي کند. بعد بقيه کشورها با خودشان فکر مي کنند حالا که آمريکا چه ما بخواهيم چه نخواهيم حمله مي کند پس لااقل ما هم موافقت کنيم يک چيزي اين وسط گيرمان بيايد. بعد موافقت مي کنند. آمريکا هم بعد مي گويد خب حالا چون همه کشورها مي خواهند ما به عراق حمله مي کنيم.

سياست تبليغاتي جالبي است. نه؟

يک فرق بديهي ايران و آمريکا اين است که آمريکا يک ابرقدرت است و ايران يک کشور معمولي. براي همين هيچ معني ندارد که مثلا اگر آمريکا ايران را تحريم کرد ايران هم در مقابله به مثل آمريکا را تحريم کند. يا مثلا اگر آمريکا به کيارستمي ويزا نمي دهد ايران هم بگويد پس ما به کريستين امانپور ويزا نمي دهيم. سياست خارجي يک کشور را بر مبناي اصل " دلم خنک شد " پايه ريزي نمي کنند.

بماند که ايران براي يک دليل ديگر به امانپور ويزا نداده.

سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۱

من هم مانند خيلي از محافظه کاران فکر مي کنم که لايحه تبيين اختيارات رييس جمهوري با قانون اساسي تناقض دارد. البته با اين تفاوت که فکر مي کنم دليلش به اين خاطر است که خود قانون اساسي در خودش تناقض دارد.

دوشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۱



دنيس هاليدی، کميسر سابق سازمان ملل در امور عراق است که در اعتراض به تحريم اقتصادی عراق از سمت خود کناره گيری کرد. او چند وقت پيش در دانشگاه ما درباره اثرات سو تحريم عراق سخنرانی داشت. می گفت در دوران تحريم در عراق نسلی پرورش يافته است که از محيط خارج کاملا ايزوله است و تنها احساسی که از بيرون از مرزها دارد تنفر از آمريکا و غرب است. مشابه همين اتفاق برای آلمان پس از جنگ جهانی اول روی داد که خود عامل تشديد کننده ای شد برای جنگ جهانی دوم.

داشتم با خودم فکر می کردم بهترين جا برای پرورش بن لادن بعدی کجاست؟ آيا جايي جز عراق؟

شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۱

"هيات نظارت بر مطبوعات در خصوص قطع توزيع روزنامه همشهري در شهرستانها دو جلسه بحث و گفتگو داشته ولي هنوز به نتيجه اي نرسيده است. "

"افزودن عطر طبيعي به داخل چاي ايراني مجاز شد. "

"کميسيون ماده 10 احزاب با تغييراساسنامه مجمع روحانيون مبارز به گونه اي که اين تشکل بتواند از افراد غير روحاني عضو بپذيرد مخالفت کرد. "

وجه مشترک سه خبر بالا اين است که نشان مي دهد تا چه اندازه دولت در ايران در جزيي ترين مسايل دخالت مي کند. وزير يک مملکت دو جلسه با يک عده ديگر مي نشيند بحث مي کند که نشريه اي که در تهران چاپ مي شود را بدهند شهرستاني ها هم بخوانند يا نه! اين طوري معلوم است سيستم بازدهي ندارد.

بعضي کلمات در زبان فارسي هست که هيچ معادل انگليسي ندارند چرا که اصلا براي خارجي ها معنا و مفهومي ندارند. نمونه اش کلمه " تعارف " است که چون در فرهنگ کشورهاي ديگر وجود ندارد برايش کلمه اي هم نساخته اند.

شايد يک نمونه ديگر اين کلمات، واژه " سياسي کاري " باشد. اين اصطلاح ساخته و پرداخته ذهن خلاق ايراني هاست و چون اساسا بي معني است خارجي ها هم براي آن کلمه اي ندارند. نمونه کاربرد اين کلمه در نمازجمعه اين هفته است که آيت الله يزدي مي گويد : " شوراي نگهبان نه کار سياسي و نه سياسي کاري مي کند بلکه مطابق وظيفه شرعي و قانوني نظر خود را اعلام خواهد کرد. "
من نمي فهمم کار سياسي نمي کند لابد کار اقتصادي مي کند!

فکر مي کنم مشکل مملکت ما اين نيست که دينش با سياستش يکي است. مشکل اين جاست که آن ديني که با سياست يکي است دين مردم ايران نيست. دين شش نفر اعضاي شوراي نگهبان است.
سکولاريسم در ايران خودبخود اتفاق مي افتد. بايد براي دموکراسي تلاش کرد.

پنجشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۸۱

يک چند وقت پيش رفته بودم آبشار نياگارا. آنجا يک سري کشتي هست که شما را سوار مي کند مي برد نزديک آبشار. من شرمنده، چون به هر دليلي از طبيعت لذت نمي برم به جاي خود آبشار اين آرم شرکت کشتيراني توجه من را جلب کرده بود. از بارانيي که به ما داده بودند تا در دستشويي همه جا اسم شرکت و اين که شرکت سال 1850 تاسيس شده است چاپ شده بود. بعد از آن روز جاهاي ديگر هم که نگاه مي کنم اين عبارت since 1860, since 1823 را روي خيلي از شرکت ها مي بينم.

مملکت کانادا چند صد سال بيش تر نيست که آدم واردش شده است. خيلي شرکتها را که نگاه مي کني عمرشان صد، دويست سال است. در ايران خودمان حداکثر اتوبوسراني تهران را پيدا مي کني که مال 1340 است. اين که يک خرده با اختلاف فاز شروع کرديم يک موضوع ولي همانهايي هم که دير شروع کردند دوام چنداني ندارند.

سه‌شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۸۱

اين ماجرای روبوسی خانم خيرانديش با يک آقا و اتفاقات بعدی را می خواندم ياد معلم زبانم افتادم. خيلی وقت پيش که در يکی از آموزشگاههای بيرون مدرسه کلاس زبان می رفتم يک معلمی داشتم که خلاصه خيلی امروزی بود! هر وقت می خواست بگويد که محدوديت های روابط زن و مرد در ايران به خاطر عادت نداشتن ما ايرانی هاست خاطره سفرش به هلند را می گفت. گويا يک بار بيرون از خانه يک جايی رفته بود دوش بگيرد می بيند سه تا قسمت مجزاست. مخصوص آقايان، مخصوص خانمها و مختلط. اين معلم بنده هم احتمالا مثل هر ايرانی ديگری که آن جا باشد می رود در قسمت مختلط. از قضا گويا تنها کسی که بقيه را در آنجا نگاه می کرده اين معلم ما بوده. بقيه اصلا انگار نه انگار.

حالا نه که بخواهم بگويم ايران بايد هلند بشه که اصلا نمی شه. ولی اگر ما ايرانی ها يک خرده از غيرتمان را بدهيم هلندی ها بدم نمی شه! يعنی زندگی يک خرده راحت تر می شه.

دوشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۱

در روزنامه داشتم در مورد شبکه القاعده و شاخه هامبورگ مي خواندم. مسجد القدس در هامبورگ همان جايي است که محمد عطا و دوستانش طرح ريزي هواپيماربايي را انجام دادند. اين گروه که آدمهايي از مليت هاي گوناگون را شامل مي شدند در اسپانيا ، مالزي و خيلي جاهاي ديگر جلسه مي گذاشتند و برنامه ريزي مي کردند. احتملا اگر حاکمان کشورهايي که تروريست ها در آن جا بزرگ شده اند يک دهم برنامه ريزي جمعي آنها را داشتند الان اوضاع خيلي فرق مي کرد.

اگر به لايحه تبيين اختيارات رييس جمهوري بدون در نظر گرفتن شرايط کنوني نگاه کنيم مي توانيم بگوييم لايحه لااقل بدرد ايران نمي خورد. در مملکتي که لزوما انتخابات آزاد برگزار نمي شود و فردا ممکن است هر آدم عجيب غريبي رييس جمهور شود دادن اين همه اختيار مايه دردسر خواهد بود.

اما به نظر من در حال حاضر محتواي لايحه اصلا مهم نيست. دو لايحه اخير صرفا آزمون فيصله بخش هستند، آزموني که آينده مسير اصلاحات را معين مي کند. راي اين بار شوراي نگهبان مثل راي هاي هميشگي نخواهد بود.

یکشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۱

فرق مهم دين و آزادی اين است که آدمها اول به آزادی اعتقاد پيدا می کنند بعد به دين. در حقيقت يک سری ارزشها مثل عدالت، آزادی و حقوق بشر هستند که انسانی و فرادينی هستند. آدمها معمولا دين و يا تفسيری از دين را انتخاب می کنند که با اين نوع ارزشهايشان سازگاری بيشتری داشته باشد.

وقتی بپذيريم که آزادی و دين در عرض همديگر قرار ندارند بلکه آزادی مقدم بر دين است ديگر نمی توانيم مانند خاتمی کسانی که به نام دين آزادی را کنار می زنند را برابر کسانی فرض کنيم که به نام آزادی دين را کنار مي زنند .

در شرايطی که آمريکا و انگليس به زودی به عراق حمله می کنند، ديروز در لندن يک راهپيمايی ضد جنگ با حضور ۱۵۰۰۰۰ نفر برگزار شد. نه روحيه سربازان انگليسی آسيب ديد نه امنيت ملی انگليس به خطر افتاد و صد البته نه اسلام از دست رفت.

شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۱

شماره جديد ماهنامه آفتاب در اينترنت منتشر شد.

بي بي سي: آقاي خاتمي جلب جوانان و ترسيم تصوير جذابی از اسلام و نظام جمهوری اسلامی برای مردم و بخصوص جوانان در داخل و خارج از ايران را از جمله خدمات مهم خود برشمرد.

10 سال پيش جمهوري اسلامي مي خواست مردم را به زور مسلمان کند.
حالا جمهوري اسلامي مي خواهد مردم را با مهرباني و لطافت مسلمان کند.
احتمالا 10 سال ديگر هم مي فهمند که اصلا مسلمان بودن مردم ربطي به آنها ندارد.

جمعه، مهر ۰۵، ۱۳۸۱

ديروز در دانشکده ما يک سخنراني بود با عنوان "Women in Physics: Hey, why are there so few" . سخنران در صحبت هايش وقتي به مثال زدن رسيد از ميان اين همه کشور البته ايران را انتخاب کرد. او گفت در حالي که در ايران 55% دانشجويان در دوره کارشناسي فيزيک خانم هستند اما اين آمار در سطح اساتيد فيزيک دانشگاه به تنها 1% مي رسد. و دلايل اين موضوع يکي اين است که در ايران فيزيک رشته پاييني محسوب مي شود و بنابراين تعداد خانمها در تحصيلات پايين در آن بيشتر است و دوم اين که خانمها با داشتن مدرک کارشناسي به سمت معلمي مي روند و نه به سوي تحقيق و پژوهش.

خلاصه اين موضوع برايم جالب بود که يک نفر در اين ور دنيا زودتر از خود ايراني ها فهميده که افزايش دانش جويان دختر در ايران نه تنها خوشحال کننده نيست بلکه اگر دقيق با توجه به نوع رشته و سطح تحصيلات بررسي شود نگران کننده هم هست.

پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۱

لايحه تبيين اختيارات رييس جمهور به مراتب از انتظاری که داشتم بيشتر بود. آنقدر بيشتر که شورای نگهبان نتواند آن را تاييد کند. بدين ترتيب اصلاح طلبان با محافظه کاران وارد چالشی می شوند که اين بار به نظر می آيد به يک جايی می رسد.

مهم جزييات لايحه و يا اين موضوع که خاتمی از اختياراتی هم که دارد استفاده نمی کند نيست. خاصيت اين لايحه اين است که بر خلاف مجلس شخص خاتمی را روبروی شورای نگهبان قرار می دهد و اين موضوع می تواند بر قفلی که گريبان اصلاحات را اين روزها گرفته است فشار مضاعفی آورد.

چهارشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۱

ادامه مطلب ديروز

نکته دومي که هاشمي در توجيه پذيرش قطعنامه گفت اين بود که همه مي دانند آيت الله منتظري به شدت خواهان آتش بس با عراق است. اگر براي امام خميني اتفاقي بيفتد و آيت الله منتظري رهبر شود او به لحاظ فردي کسي نيست که مماشات کند بلکه فورا قطعنامه را مي پذيرد. يک چنين اتفاقي تاثيرات بسيار بدي براي جمهوري اسلامي خواهد داشت و مردم خواهند گفت که چرا در زمان امام جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم بود و حالا صلح!

سه‌شنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۱

اين روزها در حالي بيست و دومين سالگرد آغاز جنگ ايران و عراق را مي گذرانيم که هنوز هيچ کدام از ناگفته هاي جنگ براي مردم بازگو نشده است. از ميان رازداران آن زمان احمد خميني با کوله باري از خاطرات درگذشته است. کتاب خاطرات هاشمي رفسنجاني هم چيزي بيش از خريدهاي عفت و مدرسه رفتن بچه ها ندارد. شايد تنها بتوان از کسي چون ميرحسين موسوي انتظار داشت روزي دست به قلم شود و از آن روزها بنويسد. .

يادم مي آيد سال اول دانشگاه که بودم يک روز يکي از بچه هاي بسيج دانشگاه در خوابگاه آمده بود به اتاق ما. با خودش نوار صحبتهاي هاشمي در جلسه غير علني مجلس در زمان پذيرش قطعنامه 598 را آورده بود. هاشمي نامه امام خميني را خواند و بعد هم خودش صحبت کرد. امام در آن زمان دو نامه مي نويسد يکي خطاب به مردم که از تلويزيون پخش شد و ديگري نامه به مسوولين که هنوزهم منتشر نشده است و آن روز هاشمي مي خواند.

در حرفهاي آن روز هاشمي دو نکته بود که براي من خيلي جالب بود. هاشمي در توجيه پذيرش آتش بس مي گفت که به دليل استفاده فراوان عراق از بمب شيميايي براي ايران امکان پيروزي درجنگ هرگز وجود ندارد و بعد ادامه مي دهد که شايد بعضي از نمايندگان بگويند که حال که عراق شيميايي استفاده مي کند چرا ما نکنيم! هاشمي گفت که تکنولوژي ما به اندازه عراق پيشرفته نيست و شيميايي هايي که ما مي سازيم اصلا با مشابه عراقي قابل مقايسه نيست!

طولاني شد. نکته بعدي فردا!

یکشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۱

دادگستری همدان به تازگی يک بيانيه ديگر داده و بعد از يک سری جملات هميشگی در يک جمله قصار اعلام کرده است که ٬٬ با رعايت عدالت در چارچوب قوانين، حکم الهی را در مورد متهم صادر خواهند کرد. ٬٬

اين حکم الهی را که می خواندم ياد حرف يک استاد دانشگاه افتادم در مورد جنگ ایران و عراق. او می گفت لااقل برای خيلی ها فضای آن دوران به گونه ای بود که گويا خدا با ماست. يعنی خداوند وعده داده است که حق پيروز است و برای همين هم اگر همه دنيا به کمک عراق بيايند باز هم پيروزی از آن ماست.

پايان آن گونه جنگ و نوشيدن جام زهر خط بطلانی بود بر همه آن تصورات. خيلی ها فهميدند که از آخر تعداد گلوله و تانک است که تعيين کننده است. گو خدا ما را به امان خود رها کرده است.

هيچ حکمی الهی نيست. خدا ما را به امان خود رها کرده است.

جمعه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۱

تنها چيزي که مي تواند مرا در برابر درگذشت يک دوست هر چند ناآشنا تسکين دهد فکرکردن به اين موضوع است که شايد او همين الان در جايي ديگر، شاد و سرحال نظاره گر همه ماست.

بعضي از شما که اين نوشته هاي ژاپني پايين را ديده ايد احتمالا فکر کرده ايد که اشکال از کامپيوتر خودتان است. نمي دانم چرا ما ها تا در حوزه سياست و اجتماع هستيم تقصير را بايد به گردن يک جايي بيندازيم و قبول نمي کنيم که اشکال از خودمان است ولي مونيتور و تلويزيون که مي شود اشکال از گيرنده است!

چهارشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۱

�� ��� ��� ���� ���� �� ����� �� �� � �� ��� ���� �� ю�� ���� ������ � ���� �� �� ���� ������� ���� ���� ���� ��� � �� ����� �� ��� ������ �� � ͘��� �������� �� �� ����� ���� �� �� ���� �� ���� ������� �� �� ��� ����� � �� ����� �� ������� ǁ������� ���� ����� �� �� ���� ������ �� ��� � ����� �� ���� ��ѡ ���� �� ���� ����� �� ���� ����� ����� ��� �� ����� ���!

��� ����� �� �� ����� ���� �� ���� �� ���� �� ���� ���� �� �� ���� ͘��� ������� ����� ���� ��Ͽ

سه‌شنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۱



Newsweek, June 10, 2002

Bush thinks he is still living in the age of cowboys, and that the world is like Texas with him as sheriff
Iranian Defence Minister Ali Shamkhani

یکشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۱


That's what happens if you fly to North America on Sep 14.

Officer : Ok, you study at university.
Poor me : yes
Officer : so you are sort of going back home. you should know what is the name of the big tower in Toronto?
Poor me : Yes, it is CN tower.
Officer : And you know what is loonie?
Poor me : Yes, it is one dollar coin.
Officer : And you know how does toonie look like?
Poor me : umm, I don't remember.
Officer : you have been in Canada for three years and you don't know it!
Poor me : umm,
Officer : Do you have any British ID?
Poor me : No
Officer : But you were born in England!
Poor me : Yes, but I don't live there! I just have my british passport that is in your hand.
Officer : How come you were born in England?
Poor me : umm, because my parents were studying there.
Officer : What did you father study?
Poor me : Chemistry.
Officer : and he is Iranian.
Poor me : Yes.

Then the officer looking at my passport under the microscope!! Apparently, that is another application of microscope in addition to looking at biological cells.

Officer : Ok, you can go.
Poor me : Oh, thank you.
Officer : and you know what is GST?
Poor me : yes, it is a kind of tax in Canada.


شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۱


At about 6 pm, a few days before September 11, in a public channel in UK, you can watch a fascinating TV program called " September 11 in Moslim's view ". They show devastation in Palestine and how much they have been suffering in the last decades. It is quoting from a palestinian that "American saw a tragedy in a single day and we are having tragedies everyday" . The show ends with bringing up the question of if the West understands what are the roots of the Sep 11.

Who was saying that media are biased in the West??? CNN is. CNN actually sucks. But I don't think it is fair to generalize it.

پنجشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۱


In a smoky, crowded Scottish pub, where the average age of the people is maybe 17, everybody is drinking or dancing and you are talking to a guy about Sep 11, Islam, ... . While he is rolling some stuff! in a piece of paper to smoke, he is telling you about a meeting with some fellows about converting Islam.

When somebody tells me that good people are these people and bad people are those I just want to yell " bullshit "

سه‌شنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۱


Where I am now, there is no internet explorer what so ever, means no unicode and I am basically illitrate.
I won't be able to update till Septembert 14!!

I am not reading the news of Iran in this period of time, hoping that when I look at the news by the end of next week, nothing surprizingly happens.

شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۱

من اميدوارم آدم عقده اي نباشم. حسادت هم نکنم. ولي وقتي عکس پيام فضلي نژاد را با کراوات در سايت گويا ديدم و بعد هم مقاله ايشان را که چيزي بيشتر از مجموعه اي از کلمات قلمبه سلمبه نيست خواندم با خودم فکر کردم که واقعا چند بار نوشتن در سايت گويا اين اندازه به آدم پرستيژ مي دهد؟

خوبي وبلاگها اين است که زبانشان همين زبان روزمره آدمها در کوچه و خيابان است اما خيلي مواقع نکات بسيار عميقي را در خود دارد.