جاتون خالی این یکشنبهای کلی زبان انگلیسیام پیشرفت کرد. ماجرا این بود که با ماشین یکی از رفقای چینی از کینگستون میآمدم تورنتو. این دوست ما قبل از این که سوار ماشین بشیم گفت که عادت داره بعد از ناهار میخوابه و بهتره باهش حرف بزنم که خوابش نبره! باران خیلی بدی هم میآمد. خلاصه یه ۳ ساعت بدون وقفه حرف زدم. دربارهی هر موضوع چرت و پرتی که فکرش را بکنید. یک دور سیاست ایران و چین را هم با هم مرور کردیم. از خلاقیت خودم در پیدا کردن موضوع برای صحبت خیلی خوشم اومد.
شانس اوردی رفیقت وبلاگ فارسی نداره وگرنه از ترس افشای موضوعات بورسیهای مجبور بودی این مطلب رو هم پاک کنی!
پاسخ دادنحذفيكي از دوستاي شمالي من هم كه كمي تركي از ما ياد گرفته بود توي ماشين از تبريز تا اروميه مجبور شده بود با يك بنده خدايي كه بهش كفته بود تركم تركي حرف بزنه بيچاره دهنش سرويس شده بود
پاسخ دادنحذفخداوكيلي با اين چينيهاي خنگول چطوري تونستي 3 ساعت اونم بي وقفه حرف بزني؟
پاسخ دادنحذفمعمولاً ما ايرانيها در پيدا كردن موضوع براي حرف زدن خيلي متخصصيم. به هر زبوني كه ميخواد باشه!!
پاسخ دادنحذف